اولین حرکتهای اجتماعی زنان در اروپا و آمریکا با شکلگیری و رشد دیگر جنبشهای اجتماعی همراه بود؛ به این صورت که زنان با اهداف عامتر اجتماعی وارد این جنبشها میشدند، اما در فعالیتهای خود در درون جنبش با نابرابریهای روبرو میشدند که آنان را در مقایسه با مرد همزمان خود در حاشیه و در مقام فرودست قرار میداد. همین احساس نابرابری انگیزه و اساس بروز این هویت جمعی در زنانی شد که در پی مشارکت در این حرکتها به تجربه فعالیت متشکل و سازمان یافته نیز دست پیدا کرده بودند. به طور کلی زنان پس از ورود به عرصه عمومی و با قرار گرفتن در بطن حرکتهای اجتماعی یعنی با خروج از محیط خانه و در مصاف با تجربهای یکسان با مردان، هم از وجود تفاوت با مردان و محدودیتها و تبعیضهایشان آگاه شدند و هم به شیوههای مبارزاتی برای احقاق حقوق پی بردند.
#تاریخ_دو_قرن_فمینیسم
Post #71
20