⋮ 𝖥𝗂𝖼𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾 <𝟑 𝖯𝖯.ᐟ#HisAri🦢 🏵 پوند به آرومی گردنش رو نوازش کرد و با صدای بم و گرفته از مستیش زمزمه کرد"بوی یاس میدی" نفس داغش پووین رو لرزوند. "گل مورد علاقهام ✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 2 𐔌 FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
«آری... جدیدا توهم میزنم، تورو توی چهرهی دیگهای میبینم. این چیز بدیه؟ گاهی به این فکر میکنم اگه توهم نباشه چی؟ ولی این غیر ممکنه...این چیزیه که قلبم دلش میخوادتش. و من؟ دیگه نمیدونم. دیگه نمیدونم. احساس میکنم کم آوردم. شاید باید بیخیال بشم و دست از نامه نوشتن برات بردارم. شاید همهچیز یه حس بچگانهای بود که باید تمام میشد، ولی نمیتونم. این عادتیه که خودم باعثشم... مقصر اصلی خودمم. ولی آری، به پاکیه چشمهات قسم، فراموشت نمیکنم. قدری برام ارزشمندی که توهم دیدنت هم دست از سرم برنمیداره.»
عشق پاک و خالصانه دقیقا همینه عشقی که بعد گذشت سالها هنوز همینقدر پابرجاست هنوز مثل روز اول جوری که هنوزم براش نامه مینویسه هرچند که فکر میکنه دیگه پیشش نیست و قرار نیست هیچ وقت بخونتشون ولی بازم مینویسه :) فکر میکنه داره به عشق پاکش ظلم میکنه بی خبر از اینکه توهم نزده و گل یاسش دقیقا کنار خودش تو اون همون قصر نفس میکشه :) همون کسی که برای دومین بار عاشقش شده و اونم متقابلاً عاشقشه بی صبرانه منتظر روزی ام که پوند بفهمه پووین همون آری عه
🌟🌟 🌟🌟I knew I shouldn't love him. He was never meant to be mine, and yet, every time he walked past me, I forgot every reason I had to let him go. Maybe that was the cruelest part. He never said, “Don't leave.” But somehow, every word he left unsaid made me want to stay.🌟🌟