got something to say?
@Hiddenppbot .
Post #261
796

⋮ Showing posts older than #285 · Back to latest


#HisAri🦢
🏵 وقتی همه پووین رو تشویق میکردن، پوند یه کمی دیرتر دست زد، انگار که توی فکر بود.
توی فکر اینکه، «چرا هیچوقت دربارهی پووین چیزی نمیدونستم؟»

#HisAri🦢
🏵 اما رویایی بود که برای چند لحظه در دستهای کوچک آری قرار گرفت...چون هیچوقت فرصت نکرد اون رو زندگی کنه.✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 35

#HisAri🦢
🏵 "خیر اعلیحضرت."
"الان چطور؟"
پووین نفس آرومی کشید و زبونش رو روی لب پوست پوستی شدهاش کشید.

#HisAri
⋮ 𝖥𝗂𝖼𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾 <𝟑 𝖯𝖯.ᐟ #HisAri🦢 🏵 زیر بینیت...خال داری." پوند گفت و به خال نگاه میکرد. و کاملا موضوع قبلی رو بست. "خال...؟" پووین خیلی آروم پرسید. ✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 28 𐔌 FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱

Forwarded from 𝖼𝗅𝗈𝗎𝖽𝗒 𝗌𝗄𝗒 (𝘾𝙡𝙤𝙪𝙙☁)
Family LineConan GrayHow could you hurt a little kid?
I can't forget, I can't forgive you
'Cause now I'm scared that everyone I love will leave me
Forwarded from 𝖼𝗅𝗈𝗎𝖽𝗒 𝗌𝗄𝗒 (𝘾𝙡𝙤𝙪𝙙☁)
Quantum LoveGoddess No HolyJust you
No distance here
Even when you disappear
I don't lose you
You're still near

#HisAri🦢
🏵 اما آری، فکر نمیکردم بعد از رفتنت اینجوری برات سوگواری کنم. فکر میکردم کمکم فراموشت میکنم.
اما الان؟

#HisAri
یاسِ من
شاید زندگیم بی تو شروع شد اما با تو ادامه خواهد داشت، حتی اگر تویی نباشی. روحت هست. سایهات هست، و یادت هنوز توی قلبم نفس میکشه.

#HisAri🦢
🏵 آروم باش...من نمیخوام بهت آسیبی بزنم باشه؟" گفت و بار دیگه سعی کرد دستش رو نزدیک ببره✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 32
آروم موهای آری رو نوازش کرد.
موهای بلند و خوشرنگش...

#HisAri🦢
🏵 گودی کمرش رو لمس کرد و به خودش نزدیکش کرد.
و اتاق پر شده بود از نفسهایی که هیچکدومشون شبیه آرامش نبود.

#HisAri🦢
🏵 "چون این گلها...برای بودن توی اون مراسم، زیادی پاک به بنظر میرسیدن."
و بدون اینکه فرصت جوابی از طرف پووین بده، قدم زد و رفت.
همون مسیری که ازش اومده بود رو برگشت.

#HisAri🦢
🏵 حتما خیلی خسته شدی...میخوای بعد صبحانه یکم قدم بزنیم؟"
پوند حین خوردن غذاش سر تکون داد.
"باشه قدم بزنیم"

#HisAri🦢
🏵 زیر بینیت...خال داری." پوند گفت و به خال نگاه میکرد.
و کاملا موضوع قبلی رو بست.
"خال...؟" پووین خیلی آروم پرسید.