TGViewer
Channel Public Channel
⋮ 𝖥𝗂𝖼𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾 <𝟑 𝖯𝖯.ᐟ

⋮ 𝖥𝗂𝖼𝖵𝖾𝗋𝗌𝖾 <𝟑 𝖯𝖯.ᐟ

@ficversepp

got something to say?
@Hiddenppbot .
Subscribers
403
Photos
59
Videos
3
Links
52

Showing posts older than #82 · Back to latest

Older Posts 15 shown
Post #78 682
#HisAri🦢

🏵 پوند یه قدم دیگه برداشت، فاصله بینشون حالا کمتر هم شده بود، پسر دلیل اینکارش رو نمی‌فهمید اما دیگه می‌ترسید عقب بره.
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 11

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 46
Post #74 660
#HisAri 🦢

🏵 "پوند." ملکه گفت و منتظر به پسرش نگاه کرد.
"مهمان داری" پوند نمی‌دونست، مهمان داره یا مادرش مهمان آورده.

✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 10

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 46
Post #70 568
#HisAri🦢

🏵 "هیچ‌وقت به اندازه تو خوب نبودم بابا" آروم گفت، درحالی که داشت خودش رو توی آینه نگاه می‌کرد.
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 8

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 50
Post #63 509
#HisAri 🦢

🏵 "پس تو..." پوند کمی نزدیک تر شد
"هنوز نمی‌دونی هرطور شده، هروقت من بخوام باید برام اجرا کنی؟
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 6

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 49
Post #57 673
#HisAri 🦢

🏵 برعکس افکار افراد قصر...پوند جای دیگه ای بود.
خودش هم نمی‌دونست کجاست، شاید جایی بین چشم‌های پاک آری...

✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 5

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 47
Post #54 606
#HisAri🦢

🏵 مادرش همیشه آرزو می‌کرد پوند با دوشیزه‌ای زیبا ملاقات کنه اما پوند...پوند خیلی وقت بود که قلبش رو باخته.
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍4

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 48
Post #49 768
#HisAri🦢

🏵 "می‌تونی بهم دست بزنی پووین" صدای آروم همراه با نفس داغش کنار گوشش پخش شد.
"همیشه تونستی، فقط خودت"
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 3                          
    
𐔌  FicVerse .ᐟ🌟  ꒱
  • 💘 56
Post #48 745
#HisAri🦢

🏵 پوند به آرومی گردنش رو نوازش کرد و با صدای بم و گرفته از مستیش زمزمه کرد"بوی یاس میدی" نفس داغش پووین رو لرزوند. "گل مورد علاقه‌ام
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 2

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟 ꒱
  • 💘 57
Post #43 1.01K
#OneShot

"من فقط...دلم برای صدای تو تنگ می‌شه"
پووین ابرویی بالا انداخت و سرش رو از شونه‌ی مرد بلند کرد
"من که همین‌جام"
→TapTap

𐔌  FicVerse .ᐟ  ꒱
  • 💘 74
Post #21 1.07K
#OneShot

پووین دست‌هاش رو بالا آورد و اشاره به بسته بودنشون کرد
"دستام بستس، دهنم که بسته نیست...بازپرس"
لبخند پوند خشک شد، برای ثانیه‌ای سکوت کرد. پسر زیادی پررو بود.
→TapTap

𐔌  FicVerse .ᐟ  ꒱
  • 💘 73
Post #15 1.01K
#HisAri🦢

🏵 پووین، همیشه یه لحظه بود. لحظه‌ای که فقط مال خودش بود. وقتی رقص به اوج می‌رسید، پووین نزدیک می‌اومد و کف دستشو خیلی آروم، مثل پر، روی قلب پادشاه می‌ذاشت.
✨ 𝖯𝖺𝗋𝗍 1

𐔌  FicVerse .ᐟ 🌟  ꒱
  • 💘 66
Post #1
Channel created
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →