TGViewer
Channel Public Channel
فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی

فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی

@fereydoun_magazine

وبسایت
www.fereydoun.org

اینستاگرام
https://www.instagram.com/fereydoun_magazine

یوتیوب
https://www.youtube.com/channel/UCNNa4hluj8Zujl9N2lZJyGg
Subscribers
3.93K
Photos
1K
Videos
215
Links
1.1K
Recent Posts 20 shown
Post #1392 323
.
محبوبیت نشان شیروخورشید در میان ایرانیان از روزگار باستان

بهرام راستی

پاییز ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴)

——

در خیزش ملی ایرانیان علیه رژیم جمهوری اسلامی، حضور پرچم شیروخورشیدنشان بسیار برجسته است. «بهرام راستی» در شماره ۱۱ «فریدون» به محبوبیت این نشان در میان ایرانیان از روزگار باستان تاکنون پرداخته است.

او در بخشی از یادداشت می‌نویسد:

«از دیگر نشان‌های رایت ایرانیان در شاهنامه، نشان شیر است؛ نماد سنتی قدرت و جانور دیگری که پیوندی ناگسستنی با خورشید دارد. برای نمونه از میان پادشاهان و پهلوانان شاهنامه، درفش گودرز شیرپیکر است و فریبرز و کاووس درفشی خورشیدپیکر دارند.

یا بالای نیزه‌ای که پرچم رستم و فرامرز را تشکیل می‌داد با سردیس شیری زرین آراسته شده بود. همچنین سراپرده‌ی پادشاه ایران در میدان نبرد درفشی خورشیدپیکر بر فراز داشت. درواقع خورشید و شیر نشان ویژه‌ی کسانی بود که از لحاظ جایگاه و مقام بر دیگران برتری داشتند. شاید به‌همین‌دلیل نقش‌مایه‌ی مرکزی شکار شاهان معمولا با شیر است.

می‌دانیم که خورشید جلوه‌ی تابانِ ایزد میثرَه (میترا/مهر) است، تا آنجا که گاه با او یکی می‌شود. میثره، ایزد کهن هندوایرانی، خدای پیمان‌ها و جنگ به‌شمار می‌رفت. به‌همین‌دلیل میان جنگجویان و پادشاهان، که بر توانمندی‌های رزمی خود تاکید می‌ورزیدند محبوبیت بسیار داشت، و یا هرآن‌جا که پیمانی بسته می‌شد و نیاز به میانجی بود.

یشتِ دهم، یکی از بزرگ‌ترین یشت‌های اوستا، به ستایش ایزد مهر اختصاص دارد. در این سروده‌ها، در کنار ویژگی‌های منحصربه‌فرد مهر، مانند دارنده‌ی هزارچشم‌وگوش که از آسمان، همچون خورشید، نظاره‌گر سرزمین‌ها و پیمان‌هاست، به رزم‌افزارهای او هم اشاره می‌شود.

شیر، مظهر توان و نیرو و نماینده‌ی خورشید، گاه به‌عنوان نگهبان کاخ پادشاهان و دوردارنده‌ی نیروهای زیان‌رسان هم به‌کار می‌رفت. برای نمونه نقش شیرهای غران را بر آجرهای لعاب‌دار و رنگین برجای‌مانده از کاخ داریوش هخامنشی در شوش یا سرستون‌های کاخ آپادانا در تخت‌جمشید می‌توان دید.

در روزگار باستان، هم خورشید (مظهر خدای مهر) و هم شیر (نشان توان و اقتدار) به‌گونه‌ای با شاهان مرتبط بودند. چنانچه میان‌رودیان، سرآمدان دانش ستاره‌شناسی، طالع شهریاران را در صورت فلکی شیر می‌دیدند.

همچنین در ایران جشن مهرگان (شانزدهم مهرماه) را جشن شاهان و خسروان می‌نامیدند. و پادشاهان ساسانی، در این جشن تاجی با چهر‌ه‌ی خورشید بر سر می‌گذاشتند».
.
صورت کامل یادداشت را در «فریدون» بخوانید:
https://www.fereydoun.org/articles/iran-flag-symbols

@fereydoun_magazine
  • ❤ 22
  • 👍 1
  • 👏 1
  • 🕊 1
Post #1391 483
.
جمهوری اسلامی و تجزیه‌طلبان

گفتگو با وحید بهمن

اَمرداد ۲۵۸۴ شاهنشاهی

——

«توجه کنید که در حالت عادی در همین آذربایجان اگر جوانی انتقاد خود را علیه خامنه‌ای بیان کند به سرعت دستگیر می‌شود؛ اما این افراد بارها با "پرچم‌"های باکو در خیابان‌ها نمایان شدند ولی هیچ شخصی از سوی رژیم مانع آن‌ها نشد. چه دلیلی پشت این وجود دارد؟ این‌جاست که مردم آذربایجان و تبریز به این سناریو مشکوک و حساس شدند. خیلی تلاش کردند در سال ۱۴۰۱ این را پیش ببرند، اما به‌هیچ‌وجه موفق نشدند. مردم تبریز، مردم آذربایجان، از این پروژه دوری کردند و آن پروژه شکست خورد.

تمام این‌ها، تمام این مصادیق عینی، در این راستاست که جمهوری اسلامی هم از خطر تجزیه برای ترساندن مردم استفاده کند و هم اینکه با میدان‌دادن به تجزیه‌طلبان در قالب‌های مختلف - از انتشار جزوه‌ها و جعلیات علیه تاریخ ایران گرفته تا پروژه‌های فرعی فرهنگی و ورزشی - بتواند کاری کند که همدلی و وحدت ملی بر اساس هویت و فرهنگ و آیین‌ها و جشن‌ها و تاریخ مشترک شکل نگیرد.

این یک مسئله‌ی فوق‌العاده مهم است که باید همیشه در نظر داشت؛ اینکه جمهوری اسلامی به‌صورت کاملا ابزاری به تجزیه‌طلبان نگاه می‌کند و تصور می‌کند که همه‌چیز را تحت کنترل دارد، اما واقعیت این نیست... باور بفرمایید، در استخدام‌های مقامات محلی در استان‌های آذربایجان شرقی، غربی و اردبیل، یکی از معیارهای اصلی، وجود "رگه‌هایی از گرایشات تجزیه‌طلبانه" است! این را بدون هیچ‌گونه بزرگ‌نمایی عرض می‌کنم: دست می‌گذارند روی افرادی که زمینه‌هایی از قبیله‌گرایی و تجزیه‌طلبی دارند، و به سادگی به آن‌ها میدان می‌دهند.

سال‌ها پیش، معاون پلیس فتای آذربایجان شرقی در یک بازجویی غیر رسمی به من گفت: "شما با پاسخ‌دادن به تجزیه‌طلب‌ها و پان‌ترک‌ها، با انتشار اسناد و روشنگری، آن‌ها را تحریک می‌کنید!" وقتی در پاسخ به او گفتم که: "آیا باید اجازه داد هرگونه ادعا، جعل و تحریفی علیه تاریخ و هویت ایران، آزادانه منتشر شود و ذهن جوانان آذربایجان را با اطلاعات نادرست آلوده کنند؟"، تنها پاسخش با مغالطه این بود که: "شما با پاسخ دادن، آن‌ها را تحریک می‌کنید. اجازه دهید حرفشان را بزنند"! این گفته‌ها از سوی معاون پلیس فتای کل استان بود!»

----
این گفتگو با وحید بهمن، کنشگر سیاسی و پژوهشگر تاریخ در شماره دهم «فریدون» انجام گرفت.

این گفتگو را در وبسایت «فریدون» نیز می‌توانید بخوانید:

https://www.fereydoun.org/Interviews/separatism-and-islamic-republic

@fereydoun_magazine
  • 👍 30
  • ❤ 11
  • 🙏 1
Post #1390 1.34K
.
ناصر کرمی در بخشی از گفتگو با «فریدون» در تابستان ۲۵۸۲ شاهنشاهی (۱۴۰۲) به لزوم ری‌برندینگ نام ایران در سطح جهانی اشاره می‌کند و می‌گوید:

«الان وقتی وارد یک شهر کوچک از کشوری می‌شوی و از مردم عادی درباره ایران می‌پرسی اولین چیزی که به ذهن‌شان می‌آید چیست؟ خشونت! این تصویری است که جمهوری‌اسلامی از ایران ساخته است. آنچه که مردم جهان از ایران در صفحه تلویزیون دیده‌اند خون و قتل است... صحنه قتل جاویدنام ندا آقاسلطان را به یاد بیاورید.

از حکومت هم هرآنچه که شنیده‌اند آشوب و دخالت و ترور و درگیری بوده است. در همه‌ی این سال‌ها یک چیز انسانی از حکومت ایران نشنیده‌اند. هیچ تلاشی هم در همه‌ی این ۴۰ سال‌ برای ری‌برندینگ ایران نشده بلکه تلاش برعکس انجام گرفته است.

حتی جمهوری‌اسلامی به آدم‌هایی پول داده که کتاب منتشر کنند و بگویند تاریخ ایران باستان جعلی است. که بگویند هخامنشیان وجود نداشته است و تخت جمشید را همین اواخر یهودیان ساخته‌اند و مانند این‌ها. انگار که رضاشاه دست در جیبش کرده و یک کشور درست کرده است؛ که بگویند ایران قدمتی ندارد.

برند ایران دوباره باید احیا شود و اولین کاری که در این حوزه خاص بایستی انجام شود این است که از افکار جهان جمهوری‌اسلامی‌زدایی شود. برای جهان، ایران از جمهوری‌اسلامی باید جدا شود... این اولین کاری است که دولت موقت پس از سرنگونی جمهوری اسلامی باید انجام دهد».

----
در پیشینه‌ی دکتر ناصر کرمی مدیریت برنامه‌ریزی و تحقیقات سازمان ایرانگردی و جهانگردی به چشم می‌خورد. او همچنین سال‌ها سردبیر ماهنامه «جهانگردان» بوده و «راهیاب ایران» نیز از اوست؛ پرفروش‌ترین کتاب در زمینه‌ی گردشگری ایران.

لینک گفتگو در «فریدون»:

https://www.fereydoun.org/Interviews/720912

@fereydoun_magazine
  • 👍 29
  • 👌 5
  • ❤ 3
Post #1388 820
.
در سنجش کارنامه‌ی امنیتی پادشاهی پهلوی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰

پریا مهرگان / پاییز ۲۵۸۴ شاهنشاهی

——

پریا مهرگان در مقاله‌ی «شرافت قدرت و ضرورت امنیت؛ از چشم‌انداز کوروش بزرگ، نیکولو ماکیاوللی و شاهنشاه آریامهر» به بررسی نسبت میان شرافت قدرت و ضرورت امنیت می‌پردازد و آن را از دریچه‌ی عملکرد و دیدگاه سه چهره دوران‌ساز بررسی می‌کند؛ کوروش بزرگ، نیکولو ماکیاوللی و محمدرضاشاه پهلوی.

او در بخشی از این مقاله در سنجش کارنامه‌‌ی امنیتی پادشاهی پهلوی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی می‌نویسد:

«در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، به‌دلیل ائتلاف ناهمگون توده‌ای (چپ)، اسلامگرا، خطابه‌های روشنفکرنمایانه‌، و حمایت نیروهای خارجی از این ائتلاف، اصل استثناء امنیتی موجه و از لوازم پاسداری از نظم بود.

در سنجش کارنامه‌ی امنیتی پادشاهی پهلوی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰، محل نزاع، "نفی امنیت" نیست؛ بلکه کالیبراسیون ضرورت است: تناسب، زمان‌بندی، پاسخ‌گویی و پیوند مداوم با خدمت. هرجا این چهار ضلع برقرار ماند، "ضرورت" پل عبور شد و اعتماد بازتولید گردید؛ هرجا گسست افتاد، رقیب توانست لزوم ایجاد امنیتِ لازم را "سبک حکمرانی" جا بزند. تحلیل منصفانه در قبال تجربه‌ی پهلوی و آشوب ۵۷، سهم اصلی دشواری‌ها را به تداوم تهدید شبکه‌ای و جنگ روایت‌ها می‌دهد، نه به اصل به‌کارگیری ابزارهای امنیت‌آفرین.

بدفهمی رایج در قبال تجربه‌ی پادشاهی شاهنشاه آریامهر، از همین‌جا زاده می‌شود: اینکه "ابزار امنیتی، مشروعیت را از بین برد". این گزاره، وقتی از زمینه­‌ی واقعی جدا شود، نادرست است. امنیت، مشروعیت را زمانی می‌سوزاند که از قانون و خدمت جدا شود؛ یعنی وقتی نه پیوست حقوقی دارد، نه پیوست روایی، و نه هم‌زمان با خدمت ملموس دیده می‌شود. اما هرگاه امنیت در دل تناسب، زمان‌بندی، پاسخگویی و خدمت بنشیند، خود امنیت به قوام مشروعیت کمک می‌کند.
.

ریشه‌ی شکست بهمن ۵۷ و خاموشی "اکثریت خاموش"، تصویرسازی رقیب و گسست روایتِ خدمت بود، نه ضرورت و لزوم اعمال امنیت».

——

لینک صورت کامل مقاله در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/articles/honor-power-and-security-from-three-perspectives

پریا مهرگان کارشناسی ارشد حقوق را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC) دریافت کرده است.

@fereydoun_magazine
  • 👍 31
  • ❤ 7
  • 🔥 2
  • 👏 1
Post #1387 841
.
طلب کمک از نیروهای خارجی مقابل کشتار سازمان‌یافته

نیما دهقانی / فروردین ۲۵۸۵ شاهنشاهی
----

مخالفان مداخله چه راهی پیش می‌گذارند که هم عملی باشد، هم کم‌هزینه‌تر، و هم بتواند به پایان جمهوری اسلامی بینجامد؟ تجربه‌ی سال‌های گذشته در ایران نشان می‌دهد که تقریبا همه‌ی گزینه‌های مسالمت‌آمیز و کم‌خشونت بارها آزموده شده‌اند: نافرمانی مدنی، راهپیمایی، اعتراض سراسری، اعتصاب، و خیزش‌هایی چون خیزش مهسا و آخرین نمونه خیزش دی‌ماه ۲۵۸۴ (۱۴۰۴). پاسخ رژیم در همه‌ی این موارد روشن بوده است: گلوله، شکنجه، تجاوز، زندان، اعدام، و ارعاب و قتل عام ایرانیان.

قتل‌عام دی‌ماه ۲۵۸۴ را بسیاری از ناظران، از لحاظ میزان تعداد کشته‌شدگان و سرعت قتل عام و شرایط منحصربفرد آن (از جمله اینکه این قتل عام، واکنشی از رژیم مستقر بود نه یک رژیم متجاوز خارجی)، در تاریخ جهان نیز، کم‌نظیر دانسته‌اند، اگر بی‌نظیر نباشد.
.
مسئله تنها این نیست که رژیم «سخت‌گیر» یا «سرکوبگر» است؛ مسئله این است که ساختار آن بر خشونت و کشتار سازمان‌یافته بنا شده و بقای خود را دقیقا در تداوم همین خشونت می‌بیند.
.
در چنین وضعی، پافشاری بر نسخه‌هایی که عملا بارها شکست خورده‌اند، دیگر نشانه‌ی اخلاقی‌بودن نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ی امتناع از مواجهه با واقعیت و عملا کمک به تداوم کشتار و سرکوب باشد.
.
این ماشینِ کشتار نشان داده برای بقا هیچ حدّ اخلاقیِ قابل اتکایی نمی‌شناسد و در صورت لزوم از گسترش بی‌مهار خشونت ابایی ندارد؛ از تیربار و تک‌تیرانداز گرفته تا به‌کارگیری ابزارهای سنگین سرکوب و ویران‌کردن زیست‌جهانِ خودِ مردم... طلب کمک از نیروهای خارجی، نه ضعف یا خیانت، بلکه عقلانی‌ترین و کم‌هزینه‌ترین گزینه‌ی باقی‌مانده برای رهایی مردم ایران است.
.
موضع ضدجنگ تنها زمانی می‌تواند از نظر اخلاقی جدی گرفته شود که حاملِ یک بدیل عملی و کم‌هزینه‌تر باشد. صرف گفتنِ «نه به جنگ» بدون آنکه توضیح داده شود چگونه می‌توان ماشین سرکوب را متوقف کرد، بیشتر به یک امتناع لفظی شبیه است تا یک موضع اخلاقی مسئولانه.

----
صورت کامل مقاله در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/war-and-ethics

نیما دهقانی دارای دکتری فیزیک سیستم‌های پیچیده از دانشگاه سوربون است و دوره‌ی پسادکتری خود را در مهندسی زیست‌الگو در دانشگاه هاروارد گذرانده است. او اکنون به عنوان پژوهشگر ارشد در موسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) فعالیت می‌کند.

@fereydoun_magazine
  • 👏 30
  • ❤ 9
  • 👌 2
  • 👍 1
Post #1386 760
.
مهرگان؛ جشن پیروزی داد بر بیداد

لیلا ناصری

مهر ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----
لیلا ناصری در این یادداشت به بازخوانی اسطوره‌ی «فریدون» و پیوند آن با جشن مهرگان می‌پردازد و بر ظرفیت بالای نهاد پادشاهی برای تجلی‌بخشی به حاکمیت ملی تاکید می‌کند.

او در بخشی از این یادداشت می‌نویسد:

«در روایت‌های اسطوره‌ای ایران، مهرگان با داستان فریدون‌شاه و پیروزی او بر آژی‌دهاک گره خورده است؛ داستانی که در شاهنامه‌ی فردوسی یکی از مهم‌ترین روایت‌های رویارویی داد و بیداد به شمار می‌آید. دهاک در این روایت تنها یک شخصیت اهریمنی نیست؛ او تصویر بیدادی است که در برابرش فریدون‌شاه می‌ایستد، کاوه قیام می‌کند و دادگری همه‌جای جهان گسترده می‌شود.

فریدون‌شاه نماد پیروزی پس از رنج و تلاش است. او از کودکی برای رویارویی در برابر بیداد و آزادی ایران رنج می‌کشد، از سرزمینش برای آموزش آیین کشورداری و فراگرفتن هنر جنگیدن مجبور به کوچ می‌شود. خویشکاری فریدون‌شاه برقراری داد و شکست دهاک است. او فره‌ی ایزدی جمشیدشاه را می‌گیرد و خویشکاری او در این دنیا آزادی ایران است. به همین دلیل، مهرگان می‌تواند فرصتی برای بازخوانی یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم فرهنگ و هویت ایرانی باشد: دادگری.

لیلا ناصری در بخشی دیگر از این یادداشت می‌نویسد:

«شهریاری ایرانی بر پایه‌ی دادگری و بخشندگی است؛ آیینی که فریدون‌شاه در مهرگان به آن جانی دوباره می‌بخشد و آرامش را به گیتی بازمی‌گرداند. او جهان را از بیداد دور می‌کند و آبادانی و نیکی را جایگزین آن می‌سازد. مهرگان یادآور اندیشه‌ای ساده اما ژرف است: ملتی که داد و مهر را فراموش نکند، می‌تواند از بیداد و تاریکی بگذرد.

اکنون در سپهر سیاسی ایران، دهاک (خامنه‌ای) کشته شده، اما هنوز دهاکیان تشنه به خون فرزندان ایران هستند و تا بازگشت فریدون‌شاه (رضاشاه دوم) به ایران، این دادگری ادامه دارد. تنها راه رهایی ایران برگشت به پادشاهی است؛ همان آیینی که ایران از آن جان دوباره می‌گیرد».

----

صورت کامل این یادداشت را در اینجا بخوانید:
https://www.fereydoun.org/reflections/mehregan-and-justice

«لیلا ناصری»، فعالیت حرفه‌ای خود را از حوزه آهنگسازی آغاز کرد و سپس آن را به عرصه پژوهش تاریخی و نویسندگی گسترش داد. ناصری در سال‌های اخیر تمرکز خود را بر نگارش مقالات پژوهش‌محور گذاشته و مقالاتی در نشریاتی چون Spectator Australia و Australian Jewish News منتشر کرده است. کتاب «صد سال نوری» نیز از جمله آثار اخیر اوست که به مناسبت صدمین سال تاسیس سلسله پادشاهی پهلوی منتشر شده است.

@fereydoun_magazine
  • ❤ 42
  • 👍 8
  • ❤‍🔥 1
Post #1385 723
.
تخصص از مسئولیت نمی‌کاهد، بلکه بر آن می‌افزاید

بهمن خبیری / فروردین ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----
از پروژه‌های نظامی در آلمان نازی تا دولت فاشیست ژاپن پیش از جنگ دوم جهانی تا پروژه‌های تروریستی جمهوری‌ اسلامی، یک پرسش اساسی همواره تکرار می‌شود: آیا متخصصان و تحصیل‌کردگان می‌توانند با این استدلال که «فقط وظیفه‌ خود را انجام می‌دادیم» از مسئولیت اخلاقی و حقوقی رهایی یابند؟

در ژاپن، واحد ۷۳۱ با استفاده از دانش پزشکی، آزمایش‌های مرگبار بر انسان‌ها انجام داد. در آلمان نازی، پزشکان و دانشمندان در اردوگاه‌هایی مانند آشویتس دست به آزمایش‌هایی زدند که از مصادیق جنایت علیه بشریت محسوب شد. پس از جنگ، بسیاری از این افراد در دادگاه نورنبرگ مدعی شدند که «فقط دستور را اجرا می‌کردند». اما پاسخ دادگاه روشن بود: تخصص نه‌تنها مسئولیت را کاهش نمی‌دهد، بلکه آن را سنگین‌تر می‌کند. این اصل بعدها در چارچوب‌هایی مانند دیوان کیفری بین‌المللی تثبیت شد.

پروژه‌ «شهرهای موشکی» در جمهوری‌اسلامی، که در چارچوب ساختارهای شبه‌نظامی و تروریستی توسعه یافته‌اند، بدون مشارکت متخصصان امکان‌پذیر نمی‌بود. آیا می‌توان این مشارکت را صرفا در قالب‌هایی چون «مامور و معذور» توجیه کرد؟

مسئله، نفس همکاری با یک پروژه فنی یا نظامی به‌طور کلی نیست؛ مسئله در اینجا ماهیتِ ساختاری است که این تخصص در خدمت آن قرار می‌گیرد. همان‌گونه که همکاری با رژیم هیتلری یا رژیم ویشی در فرانسه از منظر تاریخی محل نقد جدی قرار گرفت، همکاری با ساختارهای تروریستی همچون جمهوری‌اسلامی - که کشور را پایگاه تروریسم منطقه‌ای کرده و ده‌ها هزار ایرانی را در خیابان‌ها به قتل رسانده - نیز نمی‌تواند از دایره مسئولیت اخلاقی خارج باشد.

ساختارهای قدرت می‌توانند فشار ایجاد کنند؛ اما دشواری انتخاب، اختیار را از میان نمی‌برد. اگر معیارِ مسئولیت فردی حذف شود، افراد تحصیل‌کرده، با پناه گرفتن پشت «وظیفه» و «اجبار»، در پروژه‌هایی مشارکت می‌کنند که پیامدهای آن فاجعه‌بار است. دانش، اگر از مسئولیت اخلاقی جدا شود، به ابزاری برای افزایش دقت خشونت و کشتار تبدیل می‌شود.

بدیهی است این سخن، سخنی در باب نفیِ مشارکت در فعالیت نظامی یا دفاعی نیست. بلکه در یک ایران آزاد و دارای دولت ملی، حضور متخصصان در حوزه‌های دفاعی و در چارچوب‌های شفاف، نه‌تنها مذموم نیست، بلکه انجام وظیفه ملی قلمداد می‌شود.

----
«بهمن خبیری» فارغ‌التحصیل دکترای مهندسی شیمی با گرایش محیط زیست از دانشگاه شربروک کانادا است.

@fereydoun_magazine
  • ❤ 30
  • 👍 11
  • 👏 3
  • 👎 1
Post #1384 2.77K
.
میهن‌دوستی مقابل حکومت‌پرستی

تینا قاضی مراد، مانی بشرزاد

فروردین ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----
در شامگاه ۱۸ ژوئن ۱۹۴۰، صدایی از رادیوی BBC لندن پخش شد که مسیر تاریخ را تغییر داد. «شارل دوگل»، دولت فرانسه را در تبعید در لندن شکل داد تا در روز موعود، کشورش را از چنگ اشغالگران نازی رها سازد. دوگل در کنار جهان آزاد ایستاد و با صدایی رسا اعلام کرد که فرانسه تنها نیست.

واقعیت این است که اشغالگران با اعتراضات مدنی و انتخابات از قدرت کنار نمی‌روند؛ برای درهم‌کوبیدن دشمنان آزادی، باید از تمامی ابزارهای جهان آزاد بهره گرفت. آیا دوگل، به‌خاطر درخواست کمک خارجی، وطن‌فروش بود؟ قضاوت تاریخ روشن است. امروز او چهره‌ای ملی در فرانسه است، در حالی که «فیلیپ پتن» به‌دلیل شکست گرایی و واگذاری فرانسه به نازی‌ها، به‌حق منفور است.

دوگل به تفاوت میان میهن‌دوستی و حکومت‌پرستی آگاه بود: میهن، ملک مشترک مردمانی آزاد است. همان‌گونه که «مائوریتزیو ویرولی» - اندیشمند ایتالیایی - میهن‌دوستی را «عشق به نهادهای سیاسی و شیوه زندگی‌ای که آزادی مشترک یک ملت را حفظ می‌کنند» تعریف می‌کند.

در اینجا تمایز میان میهن‌دوستی و آنچه می‌توان «حکومت‌پرستی» نامید، آشکار می‌شود. میهن‌دوستی یعنی دفاع از آزادی میهن؛ اما آنچه در فضای سیاسی این روزهای ایران شاهد هستیم و خود را در لباس ناسیونالیسمِ ظاهرا ضدجنگ عرضه می‌کند، در واقع «حکومت‌پرستی» است و از یک توهم دفاع می‌کند: توهم هم‌سرنوشتی ایران و جمهوری اسلامی. این دیدگاه می‌کوشد چنین القا کند... میان مردم و رژیم حاکم، منافع مشترکی وجود دارد که مداخله خارجی آن را تهدید می‌کند.
.
خود دوگل نیز در همان سخنرانی اولیه تاکید کرد که منافع فرانسه با قدرت‌های آزاد جهان گره خورده است. در وضعیت امروز ما نیز، منافع ایرانیان با جهان آزاد گره خورده است؛ هر دو می‌خواهند از کابوس ۴۷ ساله‌ای که از اساس با زندگی نرمال در ستیز است، رهایی یابند.

----
لینک صورت کامل مطلب در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/patriotism-vs-islamic-republic

«تینا قاضی‌مراد» مستندساز، سردبیر خبر و دبیر سیاسی شبکه «منوتو» است و در سال ۲۰۱۶ جایزه «زن موفق آسیایی» در بریتانیا را در بخش رسانه از آن خود کرده است. در کارنامه او ساخت مستند برجسته «آریامهر» به چشم می‌خورد. «مانی بشرزاد» خبرنگار حوزه اقتصاد است که نوشته‌هایی از او در رسانه‌هایی چون نیویورک پست، دیلی اکسپرس و نشنال ریویو منتشر شده است.


@fereydoun_magazine
  • ❤ 39
  • 👍 8
  • 👏 2
Post #1383 950
.
«وضع جنگ»؛ وضعیت جمهوری اسلامی در تقابل با ملت ایران

نیما دهقانی

فروردین ۲۵۸۵ شاهنشاهی

——

هر نظم سیاسی، تا زمانی که هنوز مجرایی واقعی برای اصلاح، بازخواست، مشارکت، و تغییر باقی گذاشته باشد، می‌تواند از شهروندان خویش مطالبه‌ی مدارا و شکیبایی کند. اما وقتی این مجاری نه‌تنها بسته، بلکه بارها آزموده و در هر نوبت به بن‌بست، سرکوب، تحقیر و خون‌ریزی ختم شده باشند، دعوت به «صبر» دیگر دعوت به عقلانیت نیست؛ دعوت به تداومِ تسلیم است.

جمهوری اسلامی در بیش از چهار دهه، هر آنچه را می‌شد «راه مسالمت‌آمیز» نامید، یا از درون تهی کرده یا به ابزار بازتولید خود بدل ساخته است: اصلاحات، انتخابات، رسانه، نهاد مدنی، اعتراض قانونی، گفت‌وگوی ملی، و حتی ساده‌ترین اشکال تنفس اجتماعی. نتیجه نه گشایش، بلکه انسدادِ هر چه بیشتر بوده است. در تمام این سال‌ها، کنش‌های مدنی و سیاسیِ درون‌سیستمی، با وجود همه‌ی هزینه‌ها و امیدهایی که به آن‌ها بسته شد، هیچ پیروزیِ پایدار، ساختاری و تضمین‌شده‌ای به بار نیاورده‌اند.
.
حاصلِ نهایی، انباشتِ آزادی نبوده؛ انباشتِ بن‌بست بوده است. آنچه باقی مانده، جامعه‌ای است فرسوده، تحقیرشده، فقیر، خشمگین، و از همه مهم‌تر، محروم از افق.

در سنت فلسفه‌ی سیاسی لیبرال، این وضعیت دقیقا همان نقطه‌ای است که در آن صبر دیگر فضیلت نیست. «جان لاک» در «دو رساله درباره‌ی حکومت» بر این نکته پای می‌فشارد که حکومت فقط تا زمانی مشروع است که پاسدار حقوق طبیعی انسان‌ها باشد. وقتی حکومت خود به ناقضِ زندگی، آزادی و مالکیت بدل می‌شود، در واقع پیمان سیاسی را می‌شکند و، به تعبیر خود او، وارد «وضع جنگ» با مردم می‌شود. در چنین وضعی، مسئله دیگر بی‌صبری مردم نیست؛ مسئله این است که حکومت، خود، بنیاد مدنیِ اطاعت را از میان برده است.
.
از این منظر، این ادعا که «هنوز همه راه‌ها را نرفته بودیم»، پس از این همه آزمون تاریخی، نه نشانه‌ی اخلاق، بلکه نشانه‌ی نابینایی سیاسی است. ۴۷ سال تکرارِ بن‌بست، خود پاسخ این پرسش را داده است.
-—
صورت کامل نوشته را در «فریدون» بخوانید:

https://www.fereydoun.org/strategies/critique-of-inaction

نیما دهقانی پژوهشگری میان‌رشته‌ای و دارای دکتری پزشکی است. او همچنین دارای دکتری فیزیک سیستم‌های پیچیده از دانشگاه سوربون است و دوره‌ی پسادکتری خود را در مهندسی زیست‌الگو در دانشگاه هاروارد گذرانده است. دهقانی در حال حاضر به عنوان پژوهشگر ارشد در حوزه علوم اعصاب و هوش مصنوعی در موسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) فعالیت می‌کند.

@fereydoun_magazine
  • 👌 32
  • 👍 6
  • ❤ 3
  • 👏 1
Post #1382 1.1K
.
روشنفکران مومن به دین بی‌انصافی؛ روشنفکرانی که فقط چپ نیستند

سهراب ثلاث

آبان ۲۵۸۴ شاهنشاهی

——

سهراب ثلاث در بخشی از یادداشت خویش برای «فریدون» با عنوان «شاهزاده رضا پهلوی در پرتو دوگانه‌ی تاریخی نظر و عمل» می‌نویسد:

«خاستگاه عمده‌ی انتقادات به شاهزاده رضا پهلوی، جریان روشنفکری است. گمان رایجی جا افتاده که وقتی از روشنفکری سخن می‌گوییم، منظور صرفا چپ‌ها هستند؛ این فهم نادرست است و نباید تنها روشنفکران چپ را هدف قرار داد.

آنچه محل بحث و ایراد است، روشنفکری‌ای است درهم‌آمیخته به خوی پرخاش و مومن به دین بی‌انصافی. درواقع نباید گمان کرد که ویروس خیالبافی و نظربازی تنها روشنفکران چپ را مبتلا می‌کند؛ این مرض مهلک، حیثیت و آبروی همه‌ی اهل نظر را هدف قرار می‌دهد.

چنانکه اخیرا نیز روشنفکرانی لیبرتارین پیدا شده‌اند که منتقد پهلوی و هواخواه قاجار هستند؛ که قاجار در اقتصاد دخالت نمی‌کرد، و چرا پهلوی چنین کرده است؟! طوفان خنده‌ها! بی‌کفایتی و ناتوانی قاجار در اقتصاد را به پای فهم نداشته‌‌ی امثال احمدشاه قاجار از اقتصاد مدرن می‌انگارند و تلاش پهلوی برای گسترش صنعت و رشد بخش خصوصی را "دخالت" در بازار می‌انگارند!

اساسا مگر بدون دولتی که ضامن مال و دارایی مردم باشد، می‌توان بازار و بخش خصوصی را متصور شد؟»

----
سهراب ثلاث محقق اندیشه سیاسی در بستر تحولات ایران معاصر است که بطور خاص به رابطه سنت‌های الهیاتی و مدرنیته تمرکز و توجه دارد. «سهراب ثلاث» نام مستعاری است که این محقق برای خود برگزیده است.

لینک صورت کامل یادداشت در وبسایت «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/practice-and-theory

@fereydoun_magazine
  • 👏 34
  • ❤ 7
  • 👍 3
  • 👌 1
Post #1381 1.99K
.
مجاهدین خلق؛ کمونیست‌های مسلمان

آزاد شاهرخی

تابستان ۲۵۸۴ شاهنشاهی

----
مرام کمونیستی حالت بسیار جالبی دارد؛ در هر کشوری که می‌رود، لباس فرهنگ و خصوصیات آن مردم را به تن می‌کند. در ایران نیز، کمونیست‌ها مسلمان بودند.

در دهه ۴۰ که تب ریش‌های چگوارایی داغ بود، در ایران نیز بسیاری از جوانان دانشگاهی خواب‌های سرخ می‌دیدند. در کافه‌ها سیگار می‌کشیدند، اورکت آمریکایی می‌پوشیدند و با تمام توان مشغول نابودی آمریکا بودند؛ جوانانی که هنوز سر از سجاده بر نداشته بودند.

این عقاید متضاد به تأسیس یکی از عجیب‌ترین سازمان‌های بوقلمونی جهان، یعنی سازمان مجاهدین خلق، منجر شد. اعضای این سازمان در دهه ۵۰، رقابت تنگاتنگی با سازمان فداییان خلق در کشتارهای انقلابی داشتند. اهداف تروریسم آن‌ها را مستشاران خارجی، نظامیان و رفقای تجدیدنظر کرده خودشان تشکیل می‌دادند ... .

بسیاری از آنان برای قتل یک گروهبان یا سرباز ساده دستگیر می‌شدند. با این وجود، رفتار آن‌ها در ردایی قدسی و اساطیری توسط شاعران چپ‌گرا تقدیس می‌شد.

برای نمونه، «احمد شاملو» شعر فاخر «ابراهیم در آتش» را برای «مهدی رضایی» سرود که به جرم قتل یک ستوان شهربانی اعدام شد. مهدی رضایی و خواهر و سایر برادرانش، از اعضای سازمان مجاهدین خلق، در خانواده‌ای مذهبی و هوادار محمد مصدق به دنیا آمده بودند

پس از انقلاب، مجاهدین خلق زعامت خمینی و جمهوری اسلامی را پذیرفتند... نیروهای مذهبی از این رقبا زیاد خوششان نمی‌آمد، زیرا آن‌ها جوان و پرشور بودند و محبوبیت بیشتری نسبت به طلاب عبوس داشتند. انتخابات مجلس شورای اسلامی سال ۵۸ خیلی زود به آن‌ها ثابت کرد که باید از شر این مزاحمان مسلح راحت شد. سقوط کابینه‌ی بنی‌صدر در رقابت با حزب جمهوری اسلامی، این نبرد پنهان را صورتی علنی بخشید که تا به امروز ادامه یافته است.

در حال حاضر، سازمان مجاهدین خلق با تمام توان در تلاش است تا جمهوری اسلامی را سرنگون کند و به جای آن، جمهوری اسلامی خودش را بر سر کار بیاورد. آن‌ها برای خودشان یک رهبر همیشه غایب و یک رئیس‌جمهور هم دارند که حتی در درون سازمان نیز برای انتخاب آن، انتخاباتی شکل نداده‌اند.

مریم رجوی که ریاست جمهوری را از کابین عندالمطالبه‌اش به دست آورده است، هر ساله و همزمان با علی خامنه‌ای و تنها با چند ساعت اختلاف، سفره افطاری‌اش را مانند سفره افطار بیت می‌گستراند و حواریون خود را با لباس‌های یکسان به ضیافت الله مهمان می‌کند.

----
آزاد شاهرخی نام مستعار نویسنده است.

لینک مقاله در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/articles/pahlavi-movement

@fereydoun_magazine
  • ❤ 30
  • 👌 17
  • 👍 6
  • 👏 2
  • 💯 1
Post #1380 3.71K
.
«دست اسرائیل برای دوستی با مردم ایران باز است. سال ۱۹۵۸، زمانی که بن‌گوریون، نخست‌وزیر وقت اسرائیل، آقای مئیر عزری را به‌عنوان نخستین سفیر اسرائیل در ایران منصوب کرد، مئیر عزری از او پرسید: "من در ایران چه خطی و چه مصلحتی را باید دنبال کنم و پیش ببرم؟" بن‌گوریون گفت: "فقط مصلحت مردم ایران را در نظر بگیر، همین برای ما کافی‌ست، چون مصلحت ملت ایران مصلحت ملت اسرائیل می‌باشد"».

این بخشی از گفته‌های «سُلی شاهوَر»، استاد دانشگاه حیفا و پژوهشگر ایرانی‌تبار اسرائیلی در گفتگو با علیرضا کیانی، سردبیر «فریدون» است.

در تصویر اصلی نیز، «مئیر عزری» را می‌بینید؛ نخستین نماینده‌ی اسرائیل در ایران از اواخر دهه‌ی ۳۰ خورشیدی تا میانه‌ی دهه‌ی ۵۰ خورشیدی. مئیر عزری در سال ۱۳۰۳ در اصفهان به دنیا آمده بود. خانواده‌ی او از یهودیان این شهر بودند. مئیر پس از مهاجرت به اسرائیل علاقه‌اش به زادگاهش ایران را حفظ کرد. در سال ۲۰۰۶ و با کمک مالی او یک مرکز پژوهشی در دانشگاه حیفا برای مطالعه تاریخ و فرهنگ ایران و منطقه خلیج فارس تاسیس شد.

این علاقه به ایران در سلی شاهور نیز تجلی دارد. سلی شاهور اکنون مدیر بخش‌ پژوهش‌های ایران و خلیج فارس در دانشگاه حیفا در اسرائیل است. سلی شاهور دکترای خود در زمینه‌ی مطالعات ایران را از «مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی» در دانشگاه لندن کسب کرد.

----
لینک گفتگوی علیرضا کیانی با پرفسور سلی شاهور در وبسایت «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/Interviews/anti-israelism

@fereydoun_magazine
  • ❤ 56
  • 👏 6
  • 👍 2
Post #1379 1.99K
.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی از موانع حل بحران آب

بخشی از سخنان «محمد نایب‌یزدی»، دکترای مهندسی منابع آب، در گفتگوی نوشتاری با «فریدون»

پاییز ۲۵۸۴ شاهنشاهی

----

همه می‌دانند که مسئله، فقدان مدیریت کارآمد است. من حتی مایل نیستم از واژه‌ «سوء‌مدیریت» استفاده کنم، زیرا در جمهوری اسلامی اصولا چیزی به نام «مدیریت» وجود ندارد که بتوان آن را بد یا خوب دانست.
.
باید بپذیریم که نخست، نوع حکمرانی باید تغییر کند. ساختار حکمرانی در حوزه‌ آب باید دگرگون شود و هم‌زمان روابط سیاسی کشور نیز نیازمند تغییر بنیادین است.
.
سیاست کنونی جمهوری اسلامی بر پایه‌ تنش بنا شده است. وقتی کشوری به‌ طور مستمر در حال ایجاد تنش در منطقه باشد، طبیعی است که نتواند نوعی «دیپلماسی حوضه‌ای» موثر با کشورهای همسایه برقرار کند.

برای نمونه، بر اساس قراردادی که در سال ۱۳۵۱ در دوران محمدرضاشاه پهلوی میان ایران و افغانستان امضا شد، مقرر بود حدود ۸۰۰ میلیون مترمکعب آب از افغانستان به ایران داده شود. اختلاف امروز ناشی از آن است که ایران تاکید دارد این ۸۰۰ میلیون مترمکعب نیازهای شرب و کشاورزی را پوشش می‌دهد و برای حفظ هامون باید علاوه بر آن، یک حقابه‌ی زیست‌محیطی جداگانه در حد ۴۰۰ میلیون مترمکعب در سال در نظر گرفته شود، در حالی که طرف افغانستانی همین ۸۰۰ میلیون مترمکعب را کل حقابه‌ی ایران می‌داند.

این نمونه‌ ساده‌ای است که نشان می‌دهد برای رفع چنین تنش‌هایی، باید مذاکره کرد و منافع مردم را در اولویت قرار داد. آیا ساختار کنونی جمهوری اسلامی توان انجام چنین کاری را دارد؟ به‌روشنی نه. نمی‌توان با تنش و زور، آب را از کشور همسایه گرفت.

این‌جاست که اهمیت سیاست خارجی درست آشکار می‌شود؛ نوع روابط کشور با همسایگان نقشی اساسی در مدیریت منابع آبی دارد.

از سوی دیگر، وقتی جمهوری اسلامی سیاست انزواگرایانه در پیش می‌گیرد، عملا از همکاری‌های بین‌المللی نیز محروم می‌شود.

امروز ایران تقریبا از بیشتر کشورهای منطقه و جهان جدا شده است، زیرا نقش یک بازیگر ناسازگار را ایفا کرده و روابط خود را با بسیاری از کشورها از دست داده است. در چنین شرایطی، نمی‌توان انتظار داشت که بتوان بر کمک یا مشارکت کشورهای دیگر حساب باز کرد.

----

محمد نایب‌یزدی دکترای مهندسی منابع آب را از دانشگاه «ویرجینیا تک» در آمریکا دریافت کرده و دو سال دوره‌ی پسادکتری را در دانشگاه ایالتی اوهایو و با تمرکز بر کیفیت آب و مدیریت آب کشاورزی گذرانده است.

لینک گفتگوی کامل:
https://www.fereydoun.org/Interviews/water-and-politics-in-iranian-context

@fereydoun_magazine
  • 👍 32
  • ❤ 11
  • 🙏 1
Post #1378 1.63K
.
شعار «زن زندگی آزادی / مرد میهن آبادی» از دل مردم برخاست

راضیه شاهوردی

تابستان ۲۵۸۴ شاهنشاهی

----

در دوران انقلاب مهسا در ایران بودم؛ از روز اول تا تقریبا زمستان همان سال. و در واقع، از نزدیک سیر تغییراتی را که در مورد این شعار و خودِ جنبش اتفاق افتاد، مشاهده کردم... واقعیت اینکه من خودم شعار «زن زندگی آزادی / مرد میهن آبادی» را در اعتراضات و در شعارهای شبانه‌ از زبان زنان می‌شنیدم. معمولا وقتی جمعی بود که شعار می‌داد، اتفاق جالبی می‌افتاد: مردان می‌گفتند «زن، زندگی، آزادی» و زنان پاسخ می‌دادند: «مرد، میهن، آبادی».

واکنش اول من، به‌ عنوان کسی که همیشه خودم را همیشه فمینیست می‌دانستم، این بود که چقدر جالب که این نگاه وجود دارد. انگار نوعی قدردانی است. این‌ طور که، حالا که شما از ما حمایت می‌کنید، ما هم این را می‌بینیم و از شما سپاسگزاریم.

تا جایی که من به یاد دارم، این نگاه مثبت به این شعار تا زمانی که در ایران بودم ادامه داشت. حتی در سوشال‌مدیا، پست‌های تحقیر آمیز نسبت به این شعار، از سمت کسانی بود که یا در ایران زندگی نمی‌کردند، یا اگر هم زندگی می‌کردند، ارتباط‌شان با مردم قطع شده بود.

همان کسانی که مدام تلاش داشتند نام جنبشی را که مردم به آن می‌گفتند «انقلاب مهسا» یا «جنبش مهسا»، تبدیل کنند به چیزی مثل «جنبش ژن، ژیان، ئازادی»، یا اسم‌های دیگری از این دست. کسانی که با نگاهی تحقیرآمیز، می‌خواستند بگویند شعار «مرد میهن آبادی» از سمت کسانی مطرح شده که درکی از آن‌چه واقعا اتفاق افتاده ندارند. اما به‌نظر من، کاملا برعکس بود.

البته فکر نمی‌کنم فقط نظر من باشد؛ بلکه نظر بسیاری از کسانی است که آن روزها در ایران بودند و از نزدیک آن را دیدند. این شعاری بود که از دل مردم برخاست. یعنی، مردم شعاری را که به زبان ملی نبود به زبانی تبدیل کردند که زبان رسمی کشور است و برای همه قابل درک است و سپس آن را تغییر نیز دادند.

در جامعه‌شناسی هم چنین پدیده‌ای داریم که به آن «سفر نظریه‌ها» می‌گویند. من فکر می‌کنم این‌جا شاهد «سفر شعار» بودیم. شعاری که مردم یک کشور، تصمیم گرفتند تغییرش دهند، تا به معنای واقعی کلمه فراگیر باشد.

----
راضیه شاهوردی، از دست‌اندرکاران «سازمان زنان لیبرال ایران» در آلمان و دبیر بخش حقوق بشر در این سازمان است.

لینک صورت کامل گفتگو در وبسایت «فریدون»:

https://www.fereydoun.org/Interviews/woman-life-freedom

@fereydoun_magazine
  • 👍 40
  • ❤ 10
  • 👎 1
Post #1377 3.87K
.
تلاش مائوییستیِ اردوگاه ۵۷ در سیاه‌نمایی از دوران پادشاهی پهلوی

ناصر کرمی

شهریور ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----

دیده‌اید که چطور کل اردوگاه ۵۷ بسیج شده‌اند برای نوشتن علیه پهلوی و دوران شاه؟ حتی این کار جمهوری اسلامی هم رونویسی از روی دست مائو است.

ماجرا برمی‌گردد به قحطی بزرگ که متعاقب پروژه «جهش بزرگ» رخ داد. حاصل پروژه بزرگ مائو برای تحول کشاورزی چین یکی از بزرگترین قحطی‌های تاریخ این کشور بوده است. بخت‌یاری بزرگ چینی‌ها این بود که پروژه «جهش بزرگ رو به جلو» در سال سوم اجرا متوقف شد. اما شمار قربانیان همین سه سال هم قابل توجه است. در اغلب منابع شمار قربانیان آن قحطی بزرگ را حدود ۴۵ میلیون تن ذکر کرده‌اند. حزب کمونیست اما فقط رقم ۱۵ میلیون تن را قبول دارد.

یکی از واکنش‌های دولت مائو در برابر این قحطی، که برخی آن را بزرگترین قحطی تاریخ نامیده‌اند، قابل توجه است. مردم افسرده و هراسان بودند؛ نه فقط به خاطر گرسنگی و قحطی، بلکه همچنین به این علت که می‌دیدند از دل آن آرمانشهر خیالی که کمونیسم برایشان ساخته چه فاجعه‌ای می‌تواند بیرون بزند. بنابراین دولت کارزاری به راه انداخت با عنوان «گذشته تلخ». در این کارزار پیرمردان و پیرزنان باید جوان‌ترها را جمع می‌کردند دور خود و برای آنان از بدبختی‌ها و تلخی‌های دوران پیش از کمونیسم می‌گفتند.

اما برای چنین کارزاری زمان بدی انتخاب کرده بودند؛ درست در ژرفای چنان قحطی بزرگی که کار برای برخی گرسنگان به کشتن و خوردن اعضای خانواده کشیده بود. به همین علت هر چه هم که پیرترها سعی می‌کردند تلخی‌های دوران پیش از کمونیسم را ملودرام‌تر و دردناک‌تر تعریف کنند باز نمی‌توانست به دردناکی همان وضعیتی باشد که همه داشتند در آن بسر می‌بردند و تجربه‌اش می‌کردند. بنابراین دولت ناچار شد در نهایت از تبلیغ برای اجرای این کمپین دست بردارد و آن را تعطیل کند.

احتمالا نیازی نباشد آن را با تلاش جمهوری اسلامی در سیاه‌نمایی از دوران پادشاهی پهلوی و ناکامی این تلاش مقایسه کنیم!

----
در پیشینه‌ی دکتر ناصر کرمی مدیریت برنامه‌ریزی و تحقیقات سازمان ایرانگردی و جهانگردی به چشم می‌خورد. او همچنین سال‌ها سردبیر ماهنامه «جهانگردان» بوده است. ناصر کرمی نویسنده‌ی «راهیاب ایران» نیز بوده است که پرفروش‌ترین کتاب در زمینه‌ی جاذبه‌های گردشگری ایران است.

صورت کامل یادداشت در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/mao-and-the-irgc

@fereydoun_magazine
  • 👌 40
  • ❤ 5
  • 👍 3
  • 👎 2
  • 💯 1
Post #1376 2.31K
.
پادشاهی پهلوی و احمد شاملو

از گفتگو با مهرداد قاسمفر

بهار ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----
«مهرداد قاسمفر»، که از دهه ی ۷۰ خورشیدی در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری فعالیت می‌کند، در گفت‌وگویی با نشریه‌ی «فریدون»، به حمایت‌های پادشاهی پهلوی از احمد شاملو اشاره می‌کند.

قاسمفر می‌گوید:

یک وجه بسیار کمتر گفته‌شده - و حتی پنهان‌شده - زندگی شاملو این است که او در زمره کسانی بود که پیش از انقلاب، از حمایت‌های متعدد حکومت وقت برخوردار شد.

من از راویان دست اولی شنیدم که شاملو در دهه ۵۰ خورشیدی با توصیه دفتر شهبانو فرح، مدتی در دانشگاه همدان به کار پژوهشی یا احتمالا تدریس مشغول بوده. یعنی در همان زمان که ظاهرا شاملو از نظر اقتصادی در وضعیت بسیار دشواری به سر می‌برده، دفتر شهبانو فرح متوجه وضعیت او می‌شود و از او حمایت می‌کند.

شاملو در همین ایام تدریس در دانشگاه همدان، در یکی از سفرهای شخصی‌اش برای بازگشت به تهران، تصادف شدیدی می‌کند و مهره‌های کمرش آسیب می‌بیند، اما باز با حمایت و پی‌گیری دفتر ملکه، به وسیله نخست‌وزیری وقت، برای درمان فوری به آمریکا اعزام می‌شود؛ تمامی هزینه‌های بسیار گران درمان بیمارستانی در این کشور هم توسط سفارت ایران و با توصیه مکتوب دولت به سفیر وقت - «اردشیر زاهدی» - پرداخت می‌شود. اگر اشتباه نکنم این دوره جراحی و درمانی و مراقبت، قریب به شش ماه به درازا می‌کشد.

یا حتی او از طرف شبکه دوم رادیو تلویزیون، که «رضا قطبی» اداره‌اش می‌کرد، برای ساخت مستندهای مردم‌نگارانه به تلویزیون دعوت به کار می‌شود و به نقاطی از کشور سفرهای متعدد می‌کند؛ مثل سفر او با تیم فیلم‌برداری به سیستان و بلوچستان و موارد دیگر.

در واقع شاملو، به مثابه یک چهره برجسته فرهنگی آن سال‌ها، بی‌هیچ توجه به هر نوع گرایش سیاسی - که داشته یا نداشته - از امکانات و حمایت‌هایی بهره‌مند شده بود که برای گروه پرشماری از متفکران و روشنفکران ایران در همان دوره نیز به اشکال مختلف، مستقیم یا غیرمستقیم، ارائه و تامین می‌شد. اما جالب این است که درباره این حمایت‌ها معمولا نه از سوی حاکمیت کوچک‌ترین پروپاگاندا یا تبلیغی می‌شده و نه خود دریافت‌کنندگان آن حمایت‌ها، آن را اساسا بازگو می‌کردند.
----
صورت کامل گفتگو:
https://www.fereydoun.org/Interviews/iranian-journalism

مهرداد قاسمفر فعالیت حرفه‌ای خود را در روزنامه‌نگاری از ۱۳۷۵ خورشیدی آغاز کرد. قاسمفر در پی تجربه‌ی ماه‌ها بازداشت در انفرادی ۲۰۹ و زندان، ناچار شد در سال ۱۳۸۶ ایران را ترک کند. او اکنون با تلویزیون «ایران اینترنشنال» همکاری می‌کند.

@fereydoun_magazine
  • 👍 37
  • ❤ 6
  • 👏 1
  • 🤔 1
Post #1375 1.28K
.
تحریف مسیحیت برای توضیح ورشکستگیِ چپ

نقدی بر مقاله «کافران مومن به ایمان چپ؛ بازیافتِ الهیات مسیحی در چپ پست‌مدرن»

آرین ریسباف

شهریور ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----
«آرین ریسباف» در این یادداشت در «فریدون»، یکی از مقالات دکتر «رضا عرب» در «فریدون» را مورد نقد قرار می‌دهد؛ مقاله «کافران مومن به ایمان چپ؛ بازیافتِ الهیات مسیحی در چپ پست‌مدرن»

ریسباف در بخش‌هایی از یادداشت خود می‌نویسد:

مقاله دکتر رضا عرب در تشخیص بخشی از بیماری فکری چپ معاصر، نکات درست و مهمی دارد. چپ پست‌مدرن، پس از ورشکستگی نظری و عملی مارکسیسم، نزاع طبقاتی را با سیاست هویتی جایگزین کرد؛ به جای کارگر و سرمایه‌دار، گروه‌های «مظلوم» و «سرکوبگر» ساخت؛ حقیقت را به مناسبات قدرت فروکاست و مفاهیمی چون نژاد، جنسیت و استعمار را به ابزارهایی برای تقسیم اخلاقی انسان‌ها بدل کرد.

صورت ایرانی این جریان نیز با تحقیر امر ملی، تلاش بر بی‌اعتبارکردن زبان فارسی و تفسیر تاریخ ایران بر اساس الگوهای وارداتی، تمام‌قد در برابر وحدت ملی ایرانیان ایستاده است.

این بخش از نقد مقاله را باید جدی گرفت. اما درست از جایی که نویسنده می‌کوشد در قیاس، برای دستگاه فکری چپ تبارنامه‌ای مسیحی بسازد، استدلال از مسیر خود خارج می‌شود. ادعای «بازیافت الهیات مسیحی در چپ پست‌مدرن» از اساس با مبانی بنیادین مسیحیت سازگار نیست.

...
مسیحیت یک نظریه سیاسی ورشکسته، برنامه اقتصادی شکست‌خورده یا پروژه‌ای برای تصرف دولت نیست. مسیحیت درباره نسبت انسان با خدا در تجسد عیسی مسیح، سرچشمه منزلت انسان، مسئولیت اخلاقی، آزادی وجدان، گناه، بخشایش، رنج، مرگ و نجات سخن می‌گوید.

مقایسه مسیحیت با چپ، حتی با هدف نقد چپ، گرفتار تقلیل‌گرایی و قیاس مع‌الفارق است؛ ایمان مسیحی و غنای الهیاتی، اخلاقی و فلسفی آن را به ابزاری برای توضیح رفتار یک جریان سیاسی ورشکسته فرو می‌کاهد.

تعصب و جزم‌اندیشی چپ باید در مبانی و کارنامه خود آن بررسی شود. انتساب این کاستی‌ها به مسیحیت، نه تبیین چپ، بلکه تحریف مسیحیت است. مقاله دکتر عرب در عمل، چپ نامحبوب نزد ایرانیان را تا مرتبه یک نظام الهیاتی بالا می‌برد و مسیحیت را تا سطح یک ایدئولوژی سیاسی پایین می‌کشد.

----
صورت کامل مقاله‌ی آرین ریسباف در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/reflections/christianity

مقاله‌ی رضا عرب در «فریدون»:
https://www.fereydoun.org/articles/postmodern-left

آرین ریسباف، زاده شش مهر ۱۳۵۵، روزنامه‌نگار، گوینده خبر، دوبلور و بازیگر است.

@fereydoun_magazine
  • ❤ 27
  • 👍 6
  • 👎 4
  • 🙏 3
Post #1374 2.08K
.
«مرد میهن آبادی» بخش تکمیل‌کننده و هوشمندانه‌‌ای در کنار «زن زندگی آزادی» بود

هاله رامندی

تابستان ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴)

----

در شماره دهم «فریدون» با سه کنشگر زن در قالب میزگرد، گفتگو داشتیم: کتایون هاشمین، هاله رامندی و راضیه شاهوردی.

گفت‌وگو، حول شعار دوران‌ساز «زن، زندگی، آزادی / مرد، میهن، آبادی» می‌چرخید. در بخشی از این میزگرد، خانم هاله رامندی، دبیر اجرایی سازمان زنان لیبرال، پیرامون این شعار چنین گفته بود:

«شعار "زن، زندگی، آزادی" با واقعیت حاکم بر ساختارهای این احزاب، به‌ ویژه احزاب مسلح ضد کردی در تضاد آشکار است. وضعیت زنان در این احزاب را می‌دانیم. زنانی که به‌شکلی کاملا علنی، و شاید حتی به‌ تعبیر خودشان، به‌ نوعی در خدمت اهداف ایدئولوژیک و نظامی قرار می‌گیرند.

چیزی که ما نظیرش را در کمپ اشرفِ سازمان مجاهدین خلق نیز دیده‌ایم؛ زنانی که حقیقتا به نوعی بردگی کشیده شده‌اند... دختران بسیار جوانی که به دلایل مختلف خانه‌ خود را ترک می‌کنند و در این احزاب، در پادگان‌هایی مخوف، به کار گرفته می‌شوند.

...

وقتی در جریان جنبش مهسا، شعار "زن، زندگی، آزادی" برجسته شد، ملت ایران، فارغ از خاستگاه تاریخی و ایدئولوژیک این شعار، با آغوش باز آن را پذیرفت. چرا؟ چون محتوای آن را درک می‌کردند. این محتوا تجربه‌ زیسته‌ ملت ایران، به‌ ویژه زنان ایرانی، بود.

زنان ایرانی در دوره‌ی پهلوی، "زن، زندگی، آزادی" را زندگی کرده بودند. نزد احزاب ضدکردی، این شعار، تنها یک شعار است اما برای مردمی که در خیزش مهسا فریاد "زن، زندگی، آزادی؛ سر دادند، این فقط یک شعار نبود، واقعیتی زیسته‌ بود. اما ملت ایران، با هوشمندی، بخش دوم شعار را به‌عنوان یک بخش مکمل مطرح کرد: "مرد، میهن، آبادی".

این ترکیب فوق‌العاده، حقیقتا آینه‌ تمام‌نمای مبارزات ملت ایران در چهاردهه‌ی گذشته است. همان‌ گونه که شما نیز به‌ درستی اشاره کردید، همین ترکیب بود که خشم قبیله‌ ۵۷ را برانگیخت.

----

صورت کامل گفتگو را در وبسایت «فریدون» بخوانید:
https://www.fereydoun.org/Interviews/woman-life-freedom

@fereydoun_magazine
  • ❤ 41
  • 👍 8
  • 👏 2
  • 👎 1
Post #1373 2.01K
.
مسلمانان عرب‌تبار و اسرائیل

بهرام واحدی

پاییز ۲۵۸۴ شاهنشاهی
.
دکتر بهرام واحدی در گفت‌وگویی که در پاییز ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴) با «فریدون» انجام داد، به تجربه‌ی سفر خود به اسرائیل در تابستان همان سال اشاره کرد. او می‌گوید در همان بدو ورود و در فرودگاه بن‌گوریون تل‌آویو، حضور و رفت‌وآمد آزادانه‌ی عرب‌ها و عرب‌تباران و نیز رسمیت زبان عربی توجه او را جلب کرد؛ مشاهداتی که، به گفته‌ی او، با تصویر رایج از اسرائیل به‌عنوان کشوری مبتنی بر «نژادپرستی» و «نسل‌کشی» هیچ همخوانی نداشت.

او در بخشی از این گفت‌وگو می‌گوید:

«پرواز من در فرودگاه بن‌گوریون در تل‌آویو به زمین نشست. نخستین چیزی که در فرودگاه توجه مرا جلب کرد، ترکیبی از نظم، امنیت و تنوع انسانی بود.

با وجود فضای جنگی آن مقطع میان اسرائیل و حماس، تردد مسافران از ملیت‌های مختلف بدون وقفه ادامه داشت و این خود بیانگر توان مدیریت بحران و تاب‌آوری ساختاری اسرائیل است؛ نکته‌ای که برای ما، با تجربه‌ی تلخ فرودگاه‌های نیمه‌فلج‌شده‌ی ایران، معنا و مقایسه‌ای عمیق داشت.

از جنبه فرهنگی نیز فرودگاه بن‌گوریون تصویر قابل تأملی ارائه می‌کرد. در تمامی تابلوهای فرودگاه، سه زبان عربی، عبری و انگلیسی به‌صورت هم‌زمان استفاده شده بود. انتظار داشتم عبری یا انگلیسی غالب باشد، اما حضور پررنگ عربی در محیطی رسمی نشان می‌داد که نیازهای شهروندان عرب‌تبار اسرائیل هم در معماری اداری و خدمات عمومی کشور در نظر گرفته شده است.

حضور آزادانه خانواده‌ها و زنان عرب محجبه در محوطه فرودگاه، آن هم در بحبوحه تنش‌های منطقه‌ای، تصویری متفاوت و ارزشمند از واقعیت اجتماعی اسرائیل ارائه می‌کرد؛ تصویری که غالبا در روایت‌های رسمی جمهوری اسلامی سانسور یا وارونه‌ شده است».

----
*تصویری که در پوستر به کار رفته است، مربوط به دانشگاه عبری اورشلیم است.

دکتر بهرام واحدی پژوهشگر، مشاور و استراتژیست در حوزه‌ی پایداری آب، مهندسی محیط‌زیست و برنامه‌ریزی زیرساختی است. او هم‌اکنون به‌عنوان محقق و هماهنگ‌کننده در مؤسسه نوآوری آب نوادا (Nevada Water Innovation Institute) در دانشگاه ایالتی نوادا در ایالات متحده آمریکا فعالیت می‌کند.

بهرام واحدی از جمله اعضای هیئت ایرانی بود که در تابستان ۲۵۸۴ شاهنشاهی (۱۴۰۴) از سوی شاهزاده رضا پهلوی به اسرائیل سفر کردند. سفری مبتنی بر مبادلات و گفتگوهای علمی و آینده‌نگرانه با مقامات اسرائیلی.

صورت کامل گفتگو را در وبسایت «فریدون» بخوانید:
https://www.fereydoun.org/Interviews/outcomes-of-iranian-delegation-trip-to-israel

@fereydoun_magazine
  • ❤ 37
  • 👍 8
  • 👏 1
Post #1372 2.7K
.
محمد مصدق؛
مصداق‌ شخصی‌سازی حکومت
و نقض حکومت قانون

پریا مهرگان

ُاَمرداد ۲۵۸۵ شاهنشاهی

----

در حقوق اساسی، دو سطح از قدرت وجود دارد که خلط آن‌ها شالوده‌ی مشروطه را فرو می‌ریزد؛

قدرت موسس: یعنی اراده‌ی بنیادین و فرادست یک ملت که در لحظه‌ی آفرینش یک نظام، قانون اساسی را می‌نویسد و نظم نوینی خلق می‌کند.

قدرت‌های تاسیس‌شده: یعنی تمامی نهادها، مقامات و قوایی که موجودیت و مرز اختیارات خود را از همان قانون اساسی نوشته‌شده می‌گیرند (مانند پارلمان یا نهاد نخست‌وزیری).

«محمد مصدق» در مقام نخست‌وزیر، خود یک «مقام تاسیس‌شده» بود و مشروعیت خود را از متن قانون اساسی مشروطه می‌گرفت. یک مقام تاسیس‌شده وقتی با استیضاح یا مخالفت سایر نهادها (مانند پارلمان ملی) روبه‌رو می‌شود، حق ندارد قانون را دور بزند و ادعای «قدرت موسس» کند.

شعار معروف محمد مصدق که «هرجا مردم‌ هستند، همان‌جا مجلس است»، نمونه‌ای عریان از خروج از منشور مشروطه‌خواهی و ترجیح «حکومت اشخاص» بر «حکومت قانون» (Rule of Law) است.

کسی که مشروعیت استقرار خود را از قانون اساسی گرفته، نمی‌تواند برای تعطیلی ارکان همان قانون، به محبوبیت شخصی خود متوسل شود.

اصلا فرض کنیم محمد مصدق فردی محبوب بود، اما این محبوبیت برای هیچ نخست‌وزیری، اعتبار حقوقی ذخیره‌شده نمی‌سازد تا بتواند در بزنگاه‌های بعدی، حدود صریح قانون را نادیده بگیرد. جوهر اصلی مشروطه‌خواهی (Constitutionalism) دقیقا در همین نقطه آشکار می‌شود: متوقف ساختن زمامدار محبوب در برابر دیوار محکم قانون.

هواداران محمد مصدق به جای اتکا به محبوبیت او - که میزان آن مشخص نیست - بایستی دستکم به این ۳ پرسش پاسخ دهند:

۱) نه مگر اخذ و تمدید اختیارات فوق‌العاده‌ی  قانون‌گذاری توسط قوه‌ی مجریه و سلب اختیارات از مجلس، نقض صریح اصل تفکیک قوا بود؟ محمد مصدق حتی قوه‌ی قضاییه را نیز از تعدی خود در امان نگذاشت.

۲) نخست‌وزیر طبق کدام نصّ صریح در قانون اساسی، حق داشت همه‌پرسی انحلال مجلس برگزار کند؟ بماند که در آن همه‌پرسی غیرقانونی نیز صندوق‌های رای موافق و مخالف را جدا کردند و آزادی رای‌دهندگان را سلب کردند.

۳) نه مگر در دوران فترت و نبود مجلس، و بر اساس عرف مشروطیت ایران، مقام پادشاهی اختیار صدور فرمان عزل و نصب نخست‌وزیر را داشت؟ چرا محمد مصدق تن زد؟ نکته‌ای که حتی یاران مصدق همچون «غلامحسین صدیقی» نیز به او تذکر دادند ولی مصدق پاسخ داد: «شاه جرئت چنین کاری ندارد»!

----

پریا مهرگان کارشناسی ارشد حقوق را از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC) در آمریکا دریافت کرده است.

@fereydoun_magazine
  • 👌 40
  • 👍 7
  • 👏 6
  • ❤ 2
  • ✍ 2
  • 🔥 2
  • 💯 1
Older posts →

About this channel

How can I read @fereydoun_magazine without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی have?
فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی (@fereydoun_magazine) has 3.93K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فریدون؛ فصلنامه فکری-تحلیلی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →