انگار یک فاصلهای هست بین اینکه بفهمم یک احساس چگونه در مغز شکل میگیره و اینکه بپذیرم اون چیزی که تجربه میکنم واقعا تا این اندازه به فرایندهای مغزی وابسته است...
نمیتونم بپذیرم انسان انقدر موجود جبر زیستی و هیچ چیزی جز بدن گاهی معنا نداره..
احساس میکنم به تمام تلاش هام، باور هام، هویتم، احساساتم، یه توهین بزرگه.
یه خلأ وجودی..
Post #43472
35
🥀𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 🥀 گاهی وقتی مطالب فیزیولوژیک روانشناسی میخونم، احساسمنفی و توهینامیزی میکنم.!! میفهممشون، اما درکش نمیکنم. انگار برام قابل هضم هست، اما قابل باور نیست.