نسل اندر نسل به علت پرکاری از میان رفته است؛ تا به جایی که دیگر نمی دانند
دین به چه کار می آید و با گونهاي حيراني احمقانه حضورشان را در جهان به ثبت میرسانند و بس.
این مردمان شریف خود را سخت درگیر احساس میکنند: درگیرِ کسب و کار یا سرگرمیهای خویش افزون بر درگیریهایی که با «میهن» و روزنامه و وظایف خانوادگی دارند گویا دیگر وقتی برایشان نمانده باشد که به کار دین بپردازند، به ویژه از این جهت که بر ایشان روشن نیست که این کار کسب و کار تازه ایست یا سرگرمی تازه ای و با خود میگویند آخر آدم برای چه به کلیسا برود؟ برود که خُلقِ خوش خود را خراب کند؟
#نیچه
Post #42961
27
