⭑ تقدیم به 𝒇𝒓𝒆𝒆𝒅𝒐𝒎 𝒐𝒇 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒊𝒏𝒈 ✨️
عصیان-شعری برای تو
این شعر را برای تو میگویم
در یک غروب تشنهی تابستان
در نیمههای این ره شوم آغاز
در کهنهگور این غم بیپایان
این آخرین ترانهی لالاییست
در پای گهوارهی خواب تو
باشد که بانگ وحشی این فریاد
پیچد در اسمان شباب تو
بگذار سایهی من سرگردان
از سایهی تو، دورو جدا باشد
روزی به هم رسیم که گر باشد
کس بین نا، نه غیر خدا باشد
Post #42944
45
Forwarded from -𝗣𝗮𝗻𝗮𝗰𝗲𝗮 (𝐯𝐢𝐯𝐢𝐞𝐧⁷)