شخصیت پردازی اصلی بعد از رها شدن از داخل محیط اسیب زا خیلی روانشناسی،عمیق، پر جزئیات و به شدت جالبهه..
خشم احساسی که درونش زیاده!
احساسی که باعث میشه برعکس بقیه که غم رو به شکل شکننده بودن، غمگین بودن، خودخوری کردن، افسردگی و سکوت نشون میدن، اون رو به شکل خشم، رهبری، قدرت نمایی، انتقام نشون بده برای ارضا غمش که تبدیل به خشم شده قدرت شخصیتش بالاتر رفته و بیشتر رهبری میکنه و کمتر اون بَعد اسیب پذیر خودش رو نشون میده.
با غم تبدیل به خشم شده از روح زخم خورده خودش محافظت میکنه.
یک زن زخمی، خشمگین، عاشق، مادر، قربانی، مبارز و رهبر که هیچکدوم دیگری رو حذف نکرده و درونش تناقضات زیادی از احساساتتش درحال جنگیدن باهمدیگه هستند..
Post #42774
87


