👆🏻 مُلّاعلی قاری گفته:
"اين یک تهدید و تذکر جدی است که مرتکب چنین گناهی، حتی اگر از بهترینِ اهل بیت نبوت باشد، به عذابش دچار خواهد شد"❗️
(وَ فِي هَذَا تهديد شَدِيد و وعيد أكبر على مرتكب الْمعْصِيَة وَ لَو كَانَ صَاحبهَا من أَعلَى أهل بَيت النُّبُوَّة _ أدلة معتقد ابوحنیفه في ابوي الرسول، ص۱۰۱)
آری، از دیدگاه وی، ممکن است حضرت زهرا سلام الله علیها جهنم نیز برود نستجیر بالله‼️ولی اگر یک شیعه چنین عبارتی برای عایشه بکار ببرد، واویلاست!
و به همین دلیل که مضمون روایت، هم اهانت به جدّ رسول اکرم است و هم اهانت به دختر رسول اکرم (عليهم السّلام)، لذا "
أبوداود در سُنَن" بخش آخر روایت را نیاورده و فقط گفته: "
رسول اکرم، به فاطمه (علیهما السّلام) تذکری شدید دادند." (لو بلغتِ معهم الكُدَی، فذكر تشديداَ في ذلك؛ سنن، ج۵ ص۴۱) و "
شعیب الارناؤوط" نیز که محقق کتاب میباشد، هیچ تذکری در این باره نداده است!!! و "رشيد رضا" این عملِ ابو داود را حمل بر ادب او نسبت به حضرت زهرا سلام الله علیها نموده!!!! (تفسیر المنار، ج۷ ص۴۵۹)
و سیوطی نیز به همین دلیل، أبو داود را مدح کرده و گفته نَسائی نباید بصورت واضح و صریح روایت را نقل میکرد، و خوب است دیگران نیز به روش ابو داود عمل کنند. (مرقاة الصعود، ج۲ ص۸۰۴)
🔘 لازم به ذکر است که بعضی مانند "عبدالمحسن العباد البدر"
روایت را مردود دانسته است. (و هذا الحديث غير صحيح، و غير ثابت عن رسول الله صلى الله عليه وسلم _ شرح سنن ابیداود، ۶/٣۶۴)
همچنین "نَوَوی، در المجموع شرح المهذب، ج۵ ص۲۷۷" و "ابن الوزير، در العواصم و القواصم، ج۹ ص۷۱" و"ضیاء مَقدِسی، در السنن والأحكام، ج۳ ص۱۷۳" و "محمد بن عبدالهادی، در المحرّر في الحديث، ص۲۰۵"
روایت را تضعیف کردهاند.💠 گفتنیست که حکم حضور زنان در تشییع جنازه، بین مخالفین، اختلافی است، و درباره ایمان پدران رسول اکرم علیهم السّلام نیز اختلاف نظر دارند و غالبا قائل به شرک آنان میباشند. (معاذالله) که فارغ از این مباحث که محل نزاع فعلی نیست، باید گفت:
اگر فقط مشکل در وثاقت یا عدم وثاقت "ربيعة بن سيف" که راوی مورد بحث میباشد بود، علت تضعیف روایت هم مطابق قوانین رجالی انجام میشد و تمام؛ يعنی فارغ از متنِ صحيح یا باطل، سند دچار إشکال است و مضمون دیگر اهمیتی ندارد.
👈🏻
اما مسئله زمانی مهم میشود که آقایانِ معترض، مضمون روایت را باطل و قبيح و توهينآمیز میدانند، لذا صدای ألباني و بعض دیگر درآمدهست، و به همين دلیل ربیعه را نیز توبیخ کردهاند. يعنی یکبار بخاطر خود ربیعه که در فضای رجالی تضعیف شده، روایت نیز تضعیف شدهست، و يکبار به دلیل روایت باطلش مورد توبیخ واقع شده؛ وقتی روایت باطل باشد، ربيعة اگر ثقه نیز بود، باز مضمونِ باطل، اجازه پذیرش نمیداد و دیگر ربيعة و غیر او فرقی ندارند. باید راوی توبیخ شود که چرا چنین مضمون باطلی نقل کرده است. ظاهرا ألباني ربيعة را مسئول جعل و پردازش این متن میداند و نسبت آن به فرزند ابن عاص را صحیح ندانستهست.
اما کثیری از محدّثین این روایت را پذیرفته و تصحیح نموده و به آن فتوا دادهاند. راوی اصلی، فرزند عمرو عاص است، و بزرگان سُنّیان مانند #ذهبی او را با تعابیری غلوآمیز و اغراقگونه مانند: "الإمام الحِبر العابد صاحب رسول الله صلى الله عليه و سلم و ابن صاحبه أبو محمد" ستودهاند. (سیر أعلام النبلاء، ج۴ ص۲۳۲)
این یعنی، روایت مورد بحث از نگاه کثیری از محدّثین، باطل و وقیحانه نیست، وگرنه باید در ترجمه فرزند ابن عاص و حبلی _ که دو راوی اصلی هستند _ نیز متذکر میشدند که روایت منکَر نقل کردهاند. (مانند تذکری که درباره ربيعة دادهاند.) اما چنین نیست.
بلکه روایت را "صحیح" یا "حَسن" نیز دانستهاند.
مثلا: #احمدبنحنبل در "المسند" این روایت را نقل کردهست. (ج۱۱ ص۶۵۳) يعنی روایت را معتبر دانسته با توجه به مبنای خودش در این مجموعه؛
و #ابن_حبان این روایت را در "صحیح" خود نقل نمودهست. (ج۳ ص۵۳۴)
و "حاکم نیشابوری" تصریح کرده که:
"این روایت از جهت سندی، صحیح بر شرط شیخین است، ولی آنان، نقل نکردهاند." (هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ عَلَى شَرْطِ الشَّيْخَيْنِ، وَ لَمْ يُخَرِّجَاهُ _ المستدرك، ج۱ ص۵۲۹) #ذهبی و بسیاری دیگر از محدّثین نیز همین نظر را دارند.ادامه در بخش بعد
@fazaelvamaaref