متوجه شدم یکی از مجموعه مسائلی که تو این دنیا قلبم رو پر از غم میکنه، تحملِ اینکه آدمی وجود داره که ازت خوشش نمیاد و هر کاری میکنه تا اینو بهت ابراز کنه در صورتی که تو داری در طول این مدت با لبخند نگاش میکنی.
این قضیه انقدر حاد شده که مامانم هر روز قبل دانشگاه بهم یادآوری میکنه که لطفا وقتی یکی برات قیافه میگیره به جای لبخند زدن بهش، دو برابر قیافه بگیر!
و من هم با لبخند جوابش رو میدم که، لبخندِ من به معنی مهربونیم نیست، فقط لبخندِ غمگینیه که از میزانِ پست شدن و خراب شدن ذاتش روی صورتم نقش میبنده.
که فقط یه چیز میاد تو ذهنم، تو این مدت که ندیدمش چقدر قلب و روحش سیاه شده...
Post #11849
125