ما اغلب در رسانهها و شبکههای اجتماعی از «نسل زد» (Generation Z) و ویژگیها و دغدغهها و تفاوتهاشون زیاد میخوانیم و میشنویم. نسلی که در فاصلهی سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ میلادی متولد شده است. اما چیزی که کمتر به آن توجه میشود این امر است که تحقیقات و نظرسنجیهای مختلفی نشان میدهد که در مواجهه با این نسل، ما در عمل انگار با دو نسل متفاوت مواجهایم. مردان و زنان این نسل، در برخی امور تفاوت زمین تا آسمان دارند، تفاوتی که نگرانکننده است. آلیس ایوانز، یکی از محققان مطرحی که دربارهی ویژگیهای نسل زد تحقیق میکند، میگوید افراد زیر ۳۰ سال در جوامع مختلف یک تفاوت کلیدی دارند: میانگین زنان زیر ۳۰ سال بسیار لیبرالتر و آزادمنشتر از مردان زیر ۳۰ سالاند؛ مردان زیر ۳۰ سال به شکل نگرانکنندهای مستعد یا پیرو باورهای محافظهکارانهی سیاسی و اجتماعی و جنسیتیاند. این تفاوت اتفاقا کاملا در میان مردان و زنان جوانی به چشم میخورد که در یک جامعه، یک طبقهی اجتماعی و سیاسی، یک مدرسه و حتا یک خانواده بزرگ شدند.
در ایالات متحده آمریکا، نظرسنجی گستردهی «گالوپ» نشان داد بعد از چندین دهه که شمار مردان و زنان در هر دو طیف لیبرال و محافظهکار تقریبا یکسان و مشابه بود، در نسل زد زنان ۳۰ درصد بیشتر از مردان همسنوسال خود به ارزشها و اصول لیبرال و آزادمنشی باور دارند. این درصد در آلمان هم ۳۰ درصد است. در بریتانیا زنان لیبرال این نسل ۲۵ درصد بیشتر از مرداناند. در لهستان تقریبا نیمی از مردان جوان ۱۸ تا ۲۱ ساله مدافع باورهای محافظهکارانه و افراطی حزب راست افراطی کنفدراسیون در این کشورند؛ در حالی که تنها یک زن از هر شش زن ۱۸ تا ۲۱ ساله در این کشور از باورهای دست راستی و محافظهکارانه حمایت میکنند.
این وضع در کشورهایی با فرهنگ و قوانین سنتیتر از این هم بدتر است. در کره جنوبی مردان جوان بسیاری با سرعت حیرتانگیزی روز به روز محافظهکارتر شده و به باورهای جنسیتزده بیشتر چنگ میزنند و زنان جوان این کشور با سرعت لیبرالتر شده و به ارزشهای لیبرال و برابری جنسیتی بیشتر رو میآورند. این وضعیت در چین هم مشابه است. در تونس هم وضعیت از همین قرار است؛ مردان نسل بعد از آنها که در این کشور انقلاب کردند حالا با سرعت مذهبیتر شده و طرفدار جنسیتزدگیاند.
محققان میگویند یک اتفاق مهم که این شکاف نسلی عجیب را در بین نسل زد موجب شد، جنبش «من هم» در کشورهای گوناگون بود. جنبش «من هم» ناگهان زنان جوان بسیاری را فمینیست کرد و باورهای آنها را تغییر داد؛ در کشوری مثل کره جنوبی برای اولینبار به زنان جوانی جرات داد صدای خود را بلند کرده و از درد و رنج خود سخن بگویند. همزمان مردان جوان بسیاری را ترساند و حالیشان کرد که جهان دیگر حول محور آنها و آلت جنسیشان نمیگذرد و در نتیجه به سوی باورهای محافظهکار و جنسیتزده و الگوهای منسوخ رفتند. محققان کره جنوبی را در میان کشورهایی که از آنها دادههای کافی دارند، یک مورد شدید و استثنا میدانند. با اینحال هشدار میدهد که وضعیت کره جنوبی میتواند نشانهای باشد از تغییر نگرانکنندهای که به آرامی روز به روز در سطح جهان عیانتر میشود.
در آمریکا، بریتانیا و آلمان زنان جوان بیشتری از این نسل روز به روز بیشتر مدافع عدالت جنسیتی، عدالت نژادی و باورهای پیشرو دربارهی مهاجرت و پناهجویی میشوند. در آلمان امروز مردان زیر ۳۰ سال بیشتر از مردان بالای سی سال مخالف مهاجرت و حضور مهاجرین در کشورند و شمار چشمگیری از آنها طرفدار حزب افراطی و دست راستی Afd در این کشورند.
این وضعیت وقتی نگرانکنندهتر میشود که عملا زنان و مردان جوان در شبکههای اجتماعی زندگی میکنند، در دو جهان متفاوت در این شبکهها و حالا خوب میدانیم تغییر باورهای آدمها در شبکههای اجتماعی چقدر دشوار و اغلب ناممکن است.
@FarnazSeifi
Post #295
13.5K