🔴
وقتی رباتها قرآن تفسیر میکنند: آینده آموزش دینی اسلامی !
📌
«تنظیم برنامه درسی ایدهآل آموزش دینی اسلامی با توسعه فناوری مبتنی بر هوش مصنوعی»🔸 سه پژوهشگر اندونزیایی (ساری هِرناواتی، محمد حفیظ، محمد نورفیزی ) در سال ۲۰۲۴ به پارادوکسی بنیادین اشاره میکنند:
با تسریع تحولات فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، آموزش دینی ـ که وظیفه انتقال ارزشهای جاودانه را بر عهده دارد ـ چگونه میتواند خود را بازتعریف کند بیآنکه هویت خویش را از دست دهد؟ به نظر می رسد فناوری که در ابتدا ابزار انسان بود، اکنون انسان را به تعدیل نظام آموزشی وادار میسازد.
نویسندگان بر این باورند که آموزش دینی اسلامی به طور غیرمستقیم تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفته است؛ به این معنا که گرچه به طور مستقیم به کلاس درس حمله نمیکند، اما بستر زیست انسان را دگرگون میسازد. لذا ضروری است برنامه درسی تعدیل شود تا همچنان ایدهآل بماند. مفهوم ایدهآل در اینجا امری ثابت نیست؛ بلکه به زعم نویسندگان، ایدهآل اسلامی باید پویا و انعطافپذیر باشد.
🔸 نویسندگان ضمن برشمردن پنج مزیت هوش مصنوعی، به نقد همزمان آنها میپردازند:
الف. تحلیل مزایا: آرمانگرایی ابزاری ۱- انعطافپذیری یادگیری که امکان تحصیل در هر زمان و مکان را فراهم میآورد؛ اما این پرسش مطرح میشود که آیا این آزادی واقعی است یا صرفاً انطباقپذیری با نظام سرمایهداری و تبدیل دانشآموز به عاملی منفعل؟
۲- افزایش خودکفایی که وابستگی به معلم را کاهش میدهد؛ اما با توجه به اینکه هوش مصنوعی توسط دیگران برنامهریزی شده، آیا این استقلال صرفاً یک «توهم» نیست؟
۳- کمینهسازی خطا که دقت را افزایش میدهد؛ اما با استناد به سورن کییرکگور، خطا منبع خلاقیت و نمایانگر انسانیت است و حذف آن ممکن است به معنای حذف انسانیت باشد.
۴- دسترسی سریع به مطالب لزوماً به معنای «فهم» نیست؛ خطر این است که فناوری مفهوم «وحی» را به «فایل» دیجیتال تنزل دهد.
۵- شریک گفتگوی یادگیری که بر اساس دیدگاه مارتین بوبر، رابطهای از نوع «من-آن» (I-It) است، در حالی که گفتگوی واقعی انسانی «من-تو» (I-Thou) است و این نوع تعامل، مهارت گفتگوی واقعی را تضعیف میکند.
ب. تحلیل معایب: بدبینی انتقادینویسندگان پنج پیامد منفی احتمالی را بررسی میکنند:
۱-تقویت تنبلی: که بر اساس اخلاق ارسطویی و مفهوم تزکیه نفس در فلسفه اسلامی، فضیلت حاصل تلاش و عادت است و سهولت بیش از حد ممکن است مانع شکلگیری این عادات شود.
۲- کاهش خلاقیت؛ این پرسش را برمیانگیزد که آیا هوش مصنوعی واقعاً «میآفریند» یا صرفاً اطلاعات موجود را ترکیب میکند؟
۳- سلب آزادی و هویت که با استناد به سارتر که انسان محکوم به آزادی است، آیا وابستگی به هوش مصنوعی میتواند انسان را از موجودی آزاد به «موجود فناوری» تبدیل کند؟
۴-چالش اعتبارسنجی: در عصر دیجیتال، تشخیص متن اصلی از جعلی دشوار شده و مسئله «نمایندگی» (نحوه بازنمایی حقیقت) را در فلسفه معاصر دچار بحران کرده است.
۵- نظارت و قدرت: بر اساس نظرية فوکو (پیوند دانش و قدرت)، جمعآوری دادههای دینی میتواند ابزاری برای «مهندسی اجتماعی» و کنترل رفتارهای مذهبی باشد.
ج. پنج تنظیم ضروری: سنتز دیالکتیکیبرای گذار از تضاد پذیرش مطلق و رد کامل، پنج راهکار تنظیم هوشمندانه پیشنهاد میشود:
۱- فهم ماهیت ابزار پیش از بهکارگیری آن؛
۲- اخلاق تعیین حدود که از اخلاق برای مرزبندی استفاده میکند نه صرفاً منع کردن؛
۳- سواد دیجیتال: به معنای توانایی تشخیص حقیقت از دروغ دیجیتال؛
۴- آموزش شخصیت: با تأکید بر اینکه فناوری مهارت میآموزد اما فضیلت و تزکیه نفس فقط از راه عادتسازی فردی حاصل میشود؛
۵- تقویت ارزشهای اسلامی: با اولویت دادن به توحید، عدالت و امانت در برابر ارزشهای سکولار مانند سودمحوری، کارایی محض و فردگرایی.
🔸
نتیجهگیری نهاییاین مقاله فلسفه آموزشی اسلامی-فناورانهای ارائه میدهد که با پرسشهای بنیادینی روبهروست:
- در صورت خطای هوش مصنوعی (مانند صدور فتوای نادرست)، مسئولیت با چه کسی است؟
- آیا دین «دادهای» قابل دستهبندی است یا «حضوری» معنوی؟
- آیا این پنج تنظیم، فناوری را «دموکراتیزه» میکند یا «سلطهپذیر» میسازد؟
- آیا این پنج تنظیم کافی است یا آنکه فناوری تا حدی انقلابی است که باید کل ساختار آموزش دینی را بازطراحی کرد؟
🔸 این مقاله،
نمونهای از فلسفه کاربردی است که فلسفه را از کتابخانه به کلاس درس و به زندگی روزمره میآورد.
🔸🔸 معرفی: الیناز احمدی لاریجانی
➖➖➖➖➖➖
💟 Inst:
Fanoos🆔 Tele:
Fanoos