▪️چهار روز پیش، تربت پاک حرم حضرت معصومه(س) مهمانی جدید را در آغوش کشید. طبق رسم، از روزی که روح بلند «حاجآقا» به زیارت موالیانش(ع) شتافت بسیاری از دوستدارانش به تجلیل و بزرگداشت او پرداختند و قاعدتاً تا مدّتی ادامه خواهد داشت.
▪️علاوه بر مقام والای فقاهت و مرجعیت، درخشش و برجستگی «حاجآقا» مرهونِ مجموعهای از خصوصیات علمی و اخلاقیِ واقعاً ممتاز و احیاناً کمیاب بود. در بحثهای علمی «حرّ» بود و از تضارب آراء اِبایی نداشت. سلوکش با گروههایی که سلایق و افکار مختلف و گاه متضادّی داشتند در اوج احترام و تواضع بود.
▪️بخاطر چنین خصوصیاتی بود که همگان او را از خود میدانستند؛ به ویژه کسانی که توسّط دیگران _مثلاً در فضای عمومی حوزه_ به نوعی مطرود به شمار میرفتند. نگاهی به فهرست شاگردانشان نشان میدهد که عدّهای با جنس خاصّی از افکار، حاج آقا را پناه خودشان میدانستند و ایبسا _به غلط_ گمان میکردند که با ایشان قرابت فکری هم دارند؛ «هر کسی از ظنّ خود شد یار من».
▪️در حدود ۱۰ سالی که توفیق مصاهرت با حاج آقا را داشتم، قضایای جالبی را مستقیماً شاهد بودم و چیزهای بیشتری را از نزدیکانشان شنیدم. مِنجمله نحوۀ برخوردشان با همان «عدّۀ مخصوص»! بارها میشد که پس از گفتگویی محترمانه و حتّی محبتآمیز با یکی از آنها، هنگامی که مجلس خلوت میشد در کمال ادب و بدون هیچگونه تنقیص و توهین و غالباً غیرمستقیم به نقد سخنانش میپرداختند.
▪️ اخیراً دیدم که قماش فوقالذکر در صف تجلیلگرانِ این روزها به نوعی _دانسته یا نادانسته_ شخصیت علمی و فکری حاج آقا را تحریف میکنند و سعی دارند ایشان را مطابق با «ظنّ خود» معرفی کنند. لذا به ذهنم رسید شاید بد نباشد یکی از آن قضایا را که از نزدیک شاهدش بودم _به مقداری که حافظهام یاری میکند_ اینجا به یادگار بنگارم تا من هم اندکی از روایتم را ارائه کرده و به شیوۀ خودم در تجلیل و تعظیم آن بزرگمرد سهیم باشم.
▪️گمان میکنم تابستان سال ۹۷ یا ۹۸ بود که حاج آقا به رسم هرساله مشهد مقدّس مشرّف بودند و پیش از ظهر در بیرونی (عکس زیر)، جلوس داشتند. اشخاص گوناگون از طلّاب کوچکی مثل من تا فضلا و علما و گاه شخصیتهای سیاسی به دیدنشان میآمدند. یکی از روزها، دو تن از حوزویان متمایل به افکار نواندیشانه _یک شیخ و یک سیّد_ به محضرشان شرفیاب شده و شروع کردند به طرح پرسشهایی همراستا با ذوق خودشان: «آیا با خبر واحد میشود خونِ کسی را حلال کرد؟ اصول عملیه برای اثبات احکام مرتبط با دماء و اعراض و اموال مردم کافی است؟ زنان میتوانند قاضی شوند؟ و...» شاید شش یا هفت سؤال را به نوبت طرح کردند تا اینکه دست آخر، شیخ مزبور پرسید: «نظر حضرتعالی در باب ارث الزوجة[*] چیست؟» آقا فرمودند: «همان نظر مشهور!» شیخ گفت: «قصدِ تجدید نظر ندارید؟»
آقا که گویی میخواستند رشتۀ پرسشهای غرضورزانۀ آن دو را بدون تندی و با لطافت قطع کنند، داستان بالا را تعریف کردند؛ انگار که در لفّافه میخواستند شیخ را به سیدمحسن کوهکمری تشبیه کرده باشند و حرفهایش را به جسارت سیدمحسن به امام صادق(ع).
هرچه بود، بلافاصله و بدون اینکه منتظر پاسخِ مجدّدی بمانند از جا بلند شده و برای بدرقه به سمت درب منزل رفتند تا مجلس قهراً خاتمه یابد.
▪️تغمّده الله بواسعِ رحمته و حشره مع من کان یتولّاه محمّد و اهل بیته الطیّبین الطاهرین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین.
▫️▫️▫️
[*] طبق فتوای اجماعی شیعه _برخلاف عامّه_ زوجه از تمامِ زمینهای شوهرش #ارث نمیبرد. این فتوا طبعاً خوشایند نواندیشانِ معاصر نیست. البته مطابق تعداد قابل توجّهی از روایات، در عصر ائمه(ع) هم ناخوشایند عامّه و مورد مناقشه بوده، تا جایی که در برخی احادیث فرمودهاند: اگر بسط ید میداشتیم با زور شمشیر مردم را به اجرای این حکم وا میداشتیم (کافی۷: ۱۲۹).
▫️▫️▫️
#شبیری_زنجانی
#تراجم
#فائده
@Faede_v_Borhan
Post #322
368