به نقل از آیة الله العظمی #شبیری_زنجانی (دام ظله العالی)
...[آیة الله] آسیّد محمّدتقی #خوانساری نماز خواند. مرحوم آقای آمیرزا محمّدتقی اشراقی هم منبر رفت و این شعر را هم خواند:
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
از بد حادثه اینجا به پناه آمـدهایـم
...جمعیّت زیادی از طلبه و غیر طلبه بود و اکثر هم غیر طلبه بود. طلبه آن موقع زیاد نبود. آن روز باران نیامد! فردایش در قم نو (که الآن آن قسمت داخل قبرستان آقای حاج شیخ شده است و آن موقع پشت قبرستان بود) مخصوص طلبهها نماز استسقا خوانده شد... آن وقت من هم بودم. باز هم باران نیامد! شبش ـ الآن یادم نیست که بین نماز مغرب و عشا بود یا بعد از نماز عشا ـ باران شروع کرد به آمدن. شاید حدود يک ساعت باران آمد.
...من شنیدم که [آیات عظام] آقای [حاج سید صدر الدین] #صدر و آقای [سید محمد] #حجت صلاح نمیدانستند که نماز باران خوانده شود. قدری نگران بودند که اگر نیاید، چه میشود. وقتی باران آمد، برای طلبهها خیلی مایه آبرو شد. نه تنها آقای سیّد محمّدتقی بلکه تا مدّتی طلبهها يک آبروی عمومی داشتند، به خصوص که در آن اوایل طلبهها تحت فشار بودند.
📖جرعهای از دریا، ج۱، ص۵۶۷
از آقازادۀ ایشان نیز شفاهاً شنیدم که عده ای از مردم (شاید در روز دوم) در کنار مسیر نمازگزاران به تمسخر میگفتند (نقل به مضمون): «پاچه هایتان را بالا بزنید. مواظب باشید سیل شما را نبرد!».
#تراجم
#فائده
✒️📚 @Faede_v_Borhan