بهم حق بده بترسم، از فردا، از آینده. حق بده آب توی دلم تکون بخوره وقتی آسمون هرروز یه رنگه، بهم حق بده وقتی هرروز بلاتکلیفتر از دیروز سر روی بالش میذارم. حق بده که فکرهام باعث گودی زیر چشمام و شلختگی موهام باشن. حق بده بهم. باور کن همین که بین همهی این آشفتگیها بهم حق بدی و بغلم کنی، برام کافیه. بذار حداقل توی بغل تو بلاتکلیفترین آدم این سیاره باشم.
من حتی این دهه هم پرچم سه رنگ تورو بلند کردم. آخه فقط زیر سایه ی "الله" این پرچم میشد غمِ این آقا و اولادش رو جار زد. فقط این پرچم بود که اسم ایران رو قشنگتر کرد. وقتی که با نامی ترکیب شد. ایرانِ حسین.