محدود بودن عرضه، غیرقابلانتقال بودن و مستهلک نشدن زمین، آن را از بسیاری از داراییهای دیگر متمایز میکند. در حالی که ارزش شرکتها، فناوریها و کالاها ممکن است با ظهور نوآوریهای جدید از بین برود، زمین میتواند در طول دههها و حتی قرنها ارزش خود را حفظ کند. همین ویژگیها بعدها آن را به یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی و در عین حال، یکی از پایههای اصلی نظام مالی مدرن تبدیل کرد.
◼️■ فصل دوم: ساختن ملتها
داستان به مستعمرات آمریکایی (American Colonies) میرسد؛ سرزمینهایی در آمریکای شمالی که پیش از استقلال ایالات متحده زیر سلطهٔ بریتانیا قرار داشتند. در آنجا زمین فراوان بود، اما نیروی کار و پول کمیاب. جان اسمیت (John Smith) و دیگر مروجان مستعمرات جدید، زمین را یکی از مهمترین ابزارهای جذب جمعیت و ساختن جامعهای جدید میدانستند. اما این فراوانی زمین روی تاریکی هم داشت؛ تصرف سرزمینهای بومیان و گسترش نظام بردهداری نشان داد که مالکیت زمین همیشه با آزادی و فرصت برابر همراه نیست.
در همان زمان، کمبود پول باعث شد زمین به پشتوانهای برای ایجاد اعتبار تبدیل شود. ویلیام پاتر (William Potter)، مدیر زمینداری انگلیسی، استدلال میکرد که کمبود پول مانعی برای گسترش تجارت و فعالیت اقتصادی است. او در کتاب The Key of Wealth که در سال ۱۶۵۰ منتشر شد، این پرسش را مطرح کرد: اگر طلا و نقره میتوانند پشتوانهٔ پول باشند، چرا زمین نتواند چنین نقشی ایفا کند؟
ایدهٔ او این بود که بانکها بتوانند در برابر زمین، پول کاغذی و اعتبار در اختیار مالکان قرار دهند. مالکان نیز بدون فروش زمین خود میتوانستند از ارزش آن برای سرمایهگذاری، پرداخت دستمزد و خرید کالا و خدمات استفاده کنند. این اندیشه بعدها در مستعمرات آمریکایی تحت سلطهٔ بریتانیا به شکلگیری بانکهای زمین (Land Banks) و گسترش اعتبار مبتنی بر زمین کمک کرد؛ نهادهایی که در برابر زمین، به مالکان اعتبار یا پول کاغذی میدادند. بنجامین فرانکلین نیز بعدها از گسترش پول کاغذی با پشتوانهٔ ارزش زمین حمایت کرد.
اما این نظام اعتباری فقط بر زمین استوار نبود. در مستعمرات، انسانهای بردهشده نیز به دارایی مالی تبدیل شده بودند و میتوانستند بهعنوان وثیقهٔ وام مورد استفاده قرار گیرند؛ در ویرجینیا، بخش بزرگی از وامهای دارای وثیقه در دورهٔ استعمار بر ارزش بردهها متکی بود. به این ترتیب، زمین و بردهداری هر دو در شکلگیری نظام اعتبار استعماری نقش داشتند.
در اینجا یکی از ایدههای اصلی کتاب آشکار میشود: زمین فقط ثروت نیست؛ میتواند پشتوانهٔ ایجاد اعتبار باشد. ویژگیهای آن نیز این نقش را تقویت میکنند؛ زمین را نمیتوان پنهان یا جابهجا کرد و برخلاف بسیاری از داراییها، مستهلک نمیشود. برای وامدهنده، زمین وثیقهای مناسب به نظر میرسد و برای مالک نیز امکان میدهد بدون فروش دارایی خود، بر پایهٔ ارزش آن وام بگیرد.
وقتی اعتبار به ارزش زمین و املاک گره میخورد، افزایش ارزش آنها میتواند به گسترش وامدهی، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی منجر شود؛ اما کاهش ارزششان نیز میتواند همین زنجیره را در جهت معکوس به حرکت درآورد. این پیوند میان زمین و اعتبار، که در مستعمرات آمریکایی شکل گرفت، بعدها در مقیاسی بسیار بزرگتر به یکی از مهمترین نیروهای اقتصاد مدرن تبدیل شد.
@exitvoiceloyalty
Post #2732
728