✳️ آیا نظام مالیاتی شرکتها را به سمت اتوماسیون سوق میدهد؟
وقتی یک شرکت بین استخدام نیروی انسانی و خرید ماشینآلات و فناوری تصمیم میگیرد، معمولاً تصور میکنیم مسئله فقط به هزینه و بهرهوری مربوط است.
اما یک عامل دیگر هم در این تصمیم نقش دارد: نظام مالیاتی.
عجماغلو معتقد است قوانین مالیاتی در بسیاری از اقتصادهای صنعتی، بهطور ناخواسته اتوماسیون را تشویق میکنند.
برای مثال، در ایالات متحده درآمد نیروی کار با نرخ بیشتری نسبت به درآمد سرمایه مالیاتبندی میشود؛ این تفاوت حدود ۲۵ درصد است.
برای اینکه موضوع روشنتر شود، تصور کنید یک شرکت بخواهد ۱۰۰ دلار به یک کارگر پرداخت کند. این پرداخت حدود ۳۰ دلار هزینهٔ مالیاتی و تعهدات مرتبط برای کارفرما ایجاد میکند. اما اگر همان ۱۰۰ دلار را صرف خرید تجهیزات برای اتوماسیون کند، بار مالیاتی آن کمتر از ۵ دلار خواهد بود.
یعنی حتی پیش از آنکه دربارهٔ بهرهوری ماشین و انسان صحبت کنیم، قواعد مالیاتی کفهٔ ترازو را به نفع اتوماسیون سنگینتر کردهاند.
نتیجه میتواند عجیب باشد: حتی اگر یک فناوری اتوماسیون بهرهوری بسیار کمتری از نیروی انسانی داشته باشد، باز هم ممکن است برای شرکت سودآور باشد.
اما نکتهٔ مهمتر اینجاست.
عجماغلو میگوید بخشی از اتوماسیونی که این مشوقهای مالیاتی ایجاد میکنند، الزاماً فناوریهای شگفتانگیز و بسیار بهرهوری نیستند. گاهی فناوری فقط به اندازهای کارآمد است که بتواند یک کارگر را از شغلش کنار بزند.
پس مسئله فقط این نیست که «فناوری پیشرفت کرده و ماشینها جای انسان را گرفتهاند».
گاهی سیاستهای اقتصادی خودمان، مسیر فناوری را به سمتی هدایت میکنند که جایگزینی انسان با ماشین برای شرکت جذابتر شود.
عجماغلو پیشنهاد میکند این انحرافهای مالیاتی اصلاح شوند تا میان فناوریهای سرمایهمحور و فناوریهایی که در خدمت نیروی کار هستند، زمین بازی برابرتری ایجاد شود.
در این صورت، اگر یک کارگر بتواند کاری را با بهرهوری مشابه یک ماشین یا الگوریتم انجام دهد، استخدام او برای شرکت جذابتر خواهد بود. و افزایش تقاضا برای نیروی کار میتواند به توسعهٔ فناوریهای بیشتری منجر شود که توانایی کارگران را افزایش میدهند، نه اینکه صرفاً جای آنها را بگیرند.
شاید مسئله فقط این نباشد که «فناوری چه کاری با کارگران میکند»؛ بلکه باید بپرسیم «سیاستهای ما فناوری را به کدام سمت هدایت میکنند؟»
Reference:
Daron Acemoglu, What Happened to Liberal Democracy?: Remaking a Politics of Shared Prosperity, Chapter 10, “The Fourth Challenge: Shared Prosperity in a Postindustrial Society.”
@exitvoiceloyalty
Post #2722
735