آیا دنیسووانها بلندقد بودند؟ روایتی از حدسها و ابطالها در دیرینهشناسی
قد انسانها دارای تنوع است: برخی بلندترند و برخی کوتاهتر. اما اگر از میان جمعیت انسانها فقط یکی دو نفر را انتخاب کنیم تا نمایندهی تمام گونهی انسانی باشند، چه نتیجهای خواهیم گرفت؟ ممکن است دست برقضا فرد یا افرادی بسیار قدبلند را انتخاب کرده، و به اشتباه آن فرد را میانگین جامعه درنظر گرفته باشیم. این معضلی است که دیرینهشناسان هنگام یافتن فسیلهای نیاکان باستانی با آن مواجهاند. مشکل دوم آن است که گاهی فقط یک استخوان، مثلاً استخوان یک انگشت را، پیدا میکنند و نتیجه میگیرند که مثلاً با توجه به بلند بودن استخوان یافت شده، فرد قد بلندی داشته است. اما آیا این تناسب برای نتیجهگیری دربارهی کل یک گونه کافی است؟ (احتمالاً همهی ما با انسانهایی مواجه شدهایم که دستانی بزرگتر یا کوچکتر نسبت به بقیهی بخشهای بدن داشته باشند.)
رمزگشایی از دنیسووانها
گروهی از دانشمندان به سرپرستی یوسوکه کایفو از دانشگاه توکیو، دقیقاً چنین تخمینی را بر روی فسیلهایی انجام دادهاند که از بستر دریا در نزدیکی تایوان بیرون کشیده شدهاند. این استخوانها متعلق به دنیسووانها هستند که از خویشاوندان نزدیک ما و نئاندرتالها محسوب میشوند. تا همین اواخر، دنیسووانها فقط از طریق توالیهای ژنتیکی استخراج شده از قطعات ریزی مانند یک استخوان انگشت کوچک در غاری در سیبری شناخته میشدند. اما در سالهای اخیر، اکتشافات جدیدی از جمله جمجمه «اژدها» یا «هاربین» که از رودخانهای در شمالشرق چین به دست آمده، با تحلیل دی.ان.ای و پروتئین به این گونه مرتبط شده است.
استخوانهای یافتشده شامل یک استخوان ران ناقص و درشتنی هستند که بر اساس تحلیل پروتئومهای باستانی (مجموعه پروتئینهای حفظشده در فسیل) به دو فرد دنیسووان نسبت داده شدهاند، زیرا پروتئومهای این دو استخوان تفاوتهایی نشان میدهند. با وجود ناقص بودن این استخوانها، کالبدشناسان قد این دو فرد را تخمین زدهاند: قد فرد اول حدود ۱٫۸ متر با وزنی نزدیک به ۸۳ کیلوگرم، و قد فرد دوم حدود ۱٫۹ متر با وزنی حدود ۹۱ کیلوگرم برآورد شده است. جای تعجب نیست که اکنون اختلاف نظر بر سر آن ایجاد شده که آیا دنیسوانها واقعا بلندتر از ساپیسنسها بودهاند، یا این دو فرد دست برقضا افراد بلندقد این گونه بودهاند؟ یا اینکه اصلا تخمینها چقدر صحیحاند؟ چنین اختلافاتی برای دیرینهشناسان عادیست.
نویسندهی گزارشی که جدیدا منتشرشده، با اشاره به مثالی دیگر از دیرینهشناسی، نسبت به چنین تعمیمهایی هشدار میدهد. «پسر ترکانا» یک اسکلت تقریباً کامل از گونهی هومو ارکتوس است که در سال ۱۹۸۴ در کنیا کشف شد. این اسکلت به دلیل کامل بودنش، استثنایی بود، اما تخمین سن او نیز اختلافهایی را ایجاد کرد: از نظر دندانی، جوانتر از آنچه اسکلتاش نشان میداد به نظر میرسید. رشد استخوانی او معادل یک انسان مدرن ۱۱ تا ۱۳ ساله بود، درحالی که رشد میکروسکوپی دندانها سنی حدود ۸ یا ۹ سال را نشان میداد. این اختلاف، ناشی از عدم قطعیت درباره سرعت رشد هومو ارکتوس بود: آیا او مانند ما جهش رشدی نوجوانی داشته یا سریعتر بالغ میشده است؟ فرضیات متفاوت، تخمینهای گوناگونی از قد نهایی او ارائه دادند. اما نکته مهم اینجاست: آیا در این مورد نیز یک اسکلت کامل میتواند نماینده قد تمام اعضای گونه خود باشد؟ احتمالا خیر. اما چارهای هم جز همین تعمیمدادنها نداریم.
چه کسانی برای دیرینهشناسی مناسبترند؟!
اگربه لحاظ روانشناختی تحمل این میزان عدم قطعیت را ندارید دیرینهشناسی علم مناسبی برای شما نیست. دیرینهشناسان گاه با یافتن یک دندان روایتپردازی میکنند. اما چرا این روایتها را چیزی بیش از داستانهای اسطورهای در نظر میگیریم؟ زیرا با کمک دستهای از شواهد ملکولی، زمینشناختی، ژنتیکی، و غیره، دلایلی در قابل پذیرش بودن آن روایت عرضه میکنند. اما یافتن فسیل بعدی آنها را مجبور به بازنویسی بخشی از داستان قبلیشان میکند. به این ترتیب دیرینهشناس، راوی چیرهدستی است که به سان شرلوک هولمز درصدد ابطال بخشهایی از روایت رایج و بازنویسی آن به کمک شواهد جدید است. اگر ذهنی هنری دارید این شاخه از علم برایتان عالی است. دیرینهشناس در جهانی که با شتاب در حال گذر است زندگی آهستهای دارد. گاه ماهها در یک سایت زندگی میکند و در همین اثنا با همکاران، و عمومأ با خود، داستانسرایی نیز میکند. اما روایتهای جدید باید با کلیت روایتهایی که داریم جور درآید.
گاهی نیز بخت یار است و فسیلی پیدا میکنند که تمام رقبا را نیز قانع میکنند بخش بزرگتری از روایتهای قبلی را بازنویسی کنند.
این عده کنجکاوی ما را ارضاء میکنند که بهتر بدانیم از کجا آمدهایم، هرچند که نگویند بهر چه آمدهایم، و به کجا میرویم!
هادی صمدی
@evophilosophy
Post #886
3.59K