ریچارد داوکینز : یگانه هدفِ ویروس ساختنِ ویروس هایِ بیشتر است. البته، این اصل در موردِ ببر و مار هم صدق میکند، اما چنین پوچ به نظر نمی رسد. ببر و مار هم شاید ماشین هایِ تکثیرِ دی.ان.ای باشند، اما لااقل ماشین هایِ تکثیرِ دی.ان.ایِ زیبا، با شکوه، پیچیده، و گرانی هستند. من برایِ حفظِ ببر از انقراض از جیبم مایه گذاشته ام، اما چه کسی ممکن است به پشتیبانیِ مالی برایِ حفظِ [ویروس] سرماخوردگی فکر کند؟ همین حالا که، دوباره، دارم بینی ام را پاک می کنم و برایِ تنفس لَه -لَه میزنم، پوچیِ این ویروس است که رویِ اعصابم می رود. پوچی؟ عجب اراجیفی! اراجیفِ احساسی و انسانی.
انتخابِ طبیعی یکسره پوچی است. همه هدفش بقایِ دستورالعمل هایی خود تکثیر کننده برایِ خود تکثیری است. اگر نوعی دی.ان.ای، به واسطه بلعیده شدنِ من توسطِ آناکوندا[مار] بقا پیدا کند یا نوعی آر.اِن .اِی، با به سرفه وا داشتنِ من، بقا یابد، توضیحی فراتر از آن چه گفته شد نمی توان داد. چه ویروس و چه ببر، از طریقِ دستورالعمل هایی کد شده، ساخته می شوند که پیامِ نهایی شان، همچون ویروسی رایانه ای، در این عبارت خلاصه میشود:
«مرا تکثیر کن». در موردِ ویروسِ سرماخوردگی، این دستورالعمل تقریباً به صورتِ مستقیم اجرا می شود. ببر نیز یک برنامه «مرا تکثیر کن» است، اما به منظورِ اجرایِ کارآمدِ هدفِ بنیادی اش، مسیرِ انحرافیِ با شکوه و بلندی را در پیش گرفته است. این مسیرِ انحرافی یک ببرِ تمام و کمال است، مجهز به دندان، چنگال، عضلاتِ دویدن، و غرایزی برایِ تعقیب و به چنگال گرفتنِ طعمه است. دی.ان.ایِ ببر می گوید: مرا تکثیر کن، اما نخست از مسیرِ انحرافیِ ساختِ ببر عبور کن. در همین حین، دی.ان.ایِ شاخ درازان هم می گوید: «مرا تکثیر کن» اما اول از مسیرِ انحرافیِ ساختِ یک شاخ درازِ مجهز به پاهایی بلند و عضلاتی سریع، غریزه ترس و اندامی حسی که مختصِ شناساییِ حضورِ ببرها هستند،عبور کن.
درد و رنج محصولِ جانبیِ فرگشت از طریقِ انتخابِ طبیعی است؛پیامد ی ناگزیر، که زمان هایی که احساسِ همدلی مان گل میکند، قلبِ ما را به درد می آورد اما انتظار نمی رود که دلِ یک ببر را به درد آورد ، حتی اگر بتوان گفت که ببر اصولاً قلبش از چیزی به درد می آید. و قطعا نمی توان انتظار داشت که قلبِ ژن هایش را به درد آورد.
ریچارد داوکینز ـ بزرگترین نمایش روی زمین
کانال آثار پرفسور ریچارد داوکینز 🔻
🐅
@evolution_ir