TGViewer
Channel Public Channel
زبان آزمون ارشد و دکترا

زبان آزمون ارشد و دکترا

@engphd

تقویت علمی زبان انگلیسی در سطح کنکور کارشناسی ارشد و دکترا

تبلیغات
@commercials_phd
Subscribers
10.9K
Photos
470
Videos
196
Links
84

Showing posts older than #6034 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #6031 2.58K
۵۰ کلمه متضاد آیلتس ۶ که باید بلد باشید:

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 4
Post #6018 2.24K
  • 👍 7
  • ❤ 2
  • 🤩 1
Post #6017 2.04K
کلمات مرتبط با لباس‌ها و پوشاک :با مثال 😍

👉🏻words about Clothing & Fashion

1. Shirt (👕)
معنی: پیراهن
مثال: I bought a new blue shirt for the party.
ترجمه: من یک پیراهن آبی جدید برای مهمانی خریدم.

2. Dress (👗)
معنی: لباس زنانه
مثال: She wore a beautiful red dress to the wedding.
ترجمه: او یک لباس قرمز زیبا برای عروسی پوشید.

3. Shoes (👟)
معنی: کفش
مثال: These shoes are very comfortable for walking.
ترجمه: این کفش‌ها برای پیاده‌روی بسیار راحت هستند.

4. Hat (🎩)
معنی: کلاه
مثال: He wore a black hat to protect himself from the sun.
ترجمه: او یک کلاه سیاه پوشید تا از آفتاب محافظت کند.

5. Jacket (🧥)
معنی: کت یا کاپشن
مثال: You should wear a jacket; it's cold outside.
ترجمه: باید یک کاپشن بپوشی؛ بیرون سرد است.

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 5
Post #6010 2.35K
کلمات مرتبط با غذا و آشپزی :با مثال 😍

👉🏻words about Food & Cooking

1. Recipe
معنی: دستور پخت
مثال: I found a delicious recipe for chocolate cake online.
ترجمه: من یک دستور پخت خوشمزه برای کیک شکلاتی به صورت آنلاین پیدا کردم.


2. Ingredient
معنی: ماده اولیه (برای پخت غذا)
مثال: The main ingredient in this dish is chicken.
ترجمه: ماده اصلی در این غذا مرغ است.


3. Boil
معنی: جوشاندن
مثال: You need to boil the potatoes before mashing them.
ترجمه: باید سیب‌زمینی‌ها را قبل از له کردن، بجوشانید.


4. Spicy
معنی: تند
مثال: Indian food is often very spicy.
ترجمه: غذای هندی اغلب بسیار تند است.


5. Baked
معنی: پخته شده در فر
مثال: She made a delicious baked lasagna for dinner.
ترجمه: او برای شام یک لازانیای خوشمزه پخته شده در فر درست کرد.

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 4
Post #6000 2.29K
پرنده ای که روی درخت نشسته هرگز نگران شکستن شاخه نیست، چون او به بال هایش متکی است نه به شاخه. همیشه به خودت باور داشته باش.


🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 10
  • ❤ 4
Post #5993 2.33K
دیکشنری رادیولوژی.pdf2.4 MB
#دیکشنری

ویژه دانشجویان پزشکی و پرستاری

دیکشنری تخصصی #رادیولوژی

🎓 @stphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_آمار_تحلیل_آماری
Post #5986 2.81K
  • 👍 3
  • 😢 2
Post #5985 2.56K
  • 😢 3
  • 👍 2
Post #5966 3K
  • 😢 8
  • 👍 5
Post #5965 2.83K

Forwarded from زبان آزمون ارشد و دکترا

#کاربردی

یادگیری 1001 لغات ضروری زبان انگلیسی همراه با تلفظ و م
عنی فارسی.


🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 4
  • ❤ 1
Post #5960 2.44K
#Film

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • ❤ 2
Post #5954 2.55K
  • 👍 4
  • 😢 1
Post #5909 3.81K
کلمات مرتبط با غذا و آشپزی :با مثال 😍

👉🏻words about Food & Cooking

1. Recipe
معنی: دستور پخت
مثال: I found a delicious recipe for chocolate cake online.
ترجمه: من یک دستور پخت خوشمزه برای کیک شکلاتی به صورت آنلاین پیدا کردم.


2. Ingredient
معنی: ماده اولیه (برای پخت غذا)
مثال: The main ingredient in this dish is chicken.
ترجمه: ماده اصلی در این غذا مرغ است.


3. Boil
معنی: جوشاندن
مثال: You need to boil the potatoes before mashing them.
ترجمه: باید سیب‌زمینی‌ها را قبل از له کردن، بجوشانید.


4. Spicy
معنی: تند
مثال: Indian food is often very spicy.
ترجمه: غذای هندی اغلب بسیار تند است.


5. Baked
معنی: پخته شده در فر
مثال: She made a delicious baked lasagna for dinner.
ترجمه: او برای شام یک لازانیای خوشمزه پخته شده در فر درست کرد.

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 5
Post #5908 2.96K
#دلنوشته

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 2
Post #5905 2.85K
کلمات مرتبط با سفر و تعطیلات : با مثال 😍

👉🏻Words about Travel & Vacation

1. Airport
معنی: فرودگاه
مثال: We arrived at the airport two hours before our flight.
ترجمه: ما دو ساعت قبل از پرواز به فرودگاه رسیدیم.

2. Luggage
معنی: چمدان
مثال: I packed my luggage the night before the trip.
ترجمه: من شب قبل از سفر چمدانم را بسته‌بندی کردم.

3. Destination
معنی: مقصد
مثال: Our destination is Paris, one of the most beautiful cities in the world.
ترجمه: مقصد ما پاریس است، یکی از زیباترین شهرهای دنیا.

4. Tourist
معنی: گردشگر
مثال: The city is full of tourists during the summer.
ترجمه: این شهر در طول تابستان پر از گردشگر است.

5. Souvenir
معنی: سوغات
مثال: I bought a small souvenir from the local market as a memory of the trip.
ترجمه: من از بازار محلی یک سوغاتی کوچک به عنوان یادگاری از سفر خریدم.


🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 👍 5
Post #5896 2.83K
#فیلم

از عجایب تلفظ در انگلیسی

کسی زبان انگلیسی رو ابداع کرده مرض داشته!

🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
  • 😁 6
  • ❤ 3
  • 😱 1
Post #5884 2.71K
  • 👍 3
  • 😢 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →