کلمات مرتبط با غذا و آشپزی :با مثال 😍
👉🏻words about Food & Cooking
1. Recipe
معنی: دستور پخت
مثال: I found a delicious recipe for chocolate cake online.
ترجمه: من یک دستور پخت خوشمزه برای کیک شکلاتی به صورت آنلاین پیدا کردم.
2. Ingredient
معنی: ماده اولیه (برای پخت غذا)
مثال: The main ingredient in this dish is chicken.
ترجمه: ماده اصلی در این غذا مرغ است.
3. Boil
معنی: جوشاندن
مثال: You need to boil the potatoes before mashing them.
ترجمه: باید سیبزمینیها را قبل از له کردن، بجوشانید.
4. Spicy
معنی: تند
مثال: Indian food is often very spicy.
ترجمه: غذای هندی اغلب بسیار تند است.
5. Baked
معنی: پخته شده در فر
مثال: She made a delicious baked lasagna for dinner.
ترجمه: او برای شام یک لازانیای خوشمزه پخته شده در فر درست کرد.
🎓 @engphd
─┅─═ঊঈ 📚📚 ঊঈ═─┅─
#منابع_زبان_ارشد_دکترا
Post #5909
3.81K
- 👍 5