دو صفت
wounded و
injured (و همچنین حالت اسمی آنها یعنی
wound و
injury و همچنین حالت فعلی آنها یعنی
to wound و
to injure) بهلحاظ معنایی با هم فرقهایی دارند.
🔳 صفت
wounded اشاره به زخمی است که هم با خشونت ایجاد شده باشد (مثلاً با انواع سلاح سرد و گرم) و هم در ایجاد آن عمد باشد. از این گذشته، wound بهزخمی میگویند که پوست در آن پاره شده باشد، یعنی زخم بازی بهوجود آمده باشد که خون بیاید و بشود آن را دید.
◽️a wounded soldier
سربازی زخمی
◽️a wounded animal
حیوانی زخمی
یا در حالت فعلی:
◽️The soldier was wounded in the battle.
سرباز در این نبرد زخمی شد/ زخم برداشت.
◽️He was wounded by a gunshot.
با شلیک گلوله زخمی شد.
یا در حالت اسمی:
◽️A nurse cleaned and bandaged the wound.
پرستاری زخم را تمیز و پانسمان کرد.
◽️It took several months for his wounds to heal.
التیام زخمهایش چندماه طول کشید./ چندماه طول کشید تا زخمهایش التیام یابد.
◽️open/ bleeding/ deep wound
زخمِ باز/ خونچکان/ عمیق
◼️ همانگونه که میبینید، جنبههای مختلف معنای wounded و حالتهای اسمی و فعلیاش لزوماً در ترجمهی فارسی پدیدار نمیشود.
🔳 در مقابل، صفت
injured (و اسم و فعلش) مفهوم عمومیتری دارد و هر آسیبی را اعم از بریدگی، کبودی، پیچخوردگی، رگبهرگشدگی، شکستگی و لطماتِ داخل بدن (که طبعاً دیده نمیشوند) را شامل میشود و عنصر عمد هم معمولاً در آن وجود ندارد، هرچند در مواردی با wounded همپوشانی معنایی دارد.
از این گذشته، در موارد نسبتاً زیادی ممکن است معادل زخمی بهکارمان نیاید و لازم باشد از معادلهای دیگری مثلِ آسیبدیده یا مصدوم استفاده کنیم.
◽️her injured ankle
مچ پایِ آسیبدیدهاش
◽️ She was told to stay in bed and to rest her injured back.
از او خواستند در بستر بماند تا به کمر مصدومش استراحت دهد.
◾️بافت معمولاً به ما کمک میکند injured را زخمی ترجمه کنیم یا مصدوم و آسیبدیده. مثلاً اگر صحبت بر سر جنگ و میدان نبرد باشد زخمی و اگر سخن بر سر فوتبال باشد، مصدوم ترجمه میکنیم.
◽️Chelsea have three injured players.
تیم فوتبال چلسی سه بازیکن مصدوم دارد.
در حالت فعلی:
◽️Grandpa was badly injured in the war.
بابابزرگ بدجور در جنگ زخمی شد.
◽️Several people were injured in the accident.
چندنفر در سانحه زخمی شدند.
در حالت اسمی:
◽️a head/back/knee injury
آسیبدیدگی سر/ کمر/ زانو
◽️He suffered an injury to his back at work.
در محل کار از ناحیهی کمر آسیب دید.
◽️She was taken to hospital with serious head injuries.
او را که چند زخم وخیم در ناحیهی سر برداشته بود به بیمارستان منتقل کردند.
◽️minor/serious/ internal injury
زخم سطحی/ وخیم و جدی/ داخلی
◼️درمجموع، بسامد استفاده از فعل injure بسیار بیشتر از فعل wound است، جز در متون رسمی و ادبی یا هنگامی که لازم است بر خشونتی تاکید کنیم.
◼️بهرغم تفاوتهای برشمرده بین دو صفت wounded و injured (و اسم و فعلشان)، کاملاً محتمل است، بهویژه در مطبوعات، این صفات و اسمها و فعلها بهجای هم بهکار روند.
🔲 آنچه تا اینجا گفته شد مربوط به معنای حقیقیِ این دو صفت (و اسم و فعلشان) بود.
دو صفت wounded و injured (و اسم و فعلِ آنها) معنی مجازی هم دارند.
◽️wounded pride
غرور جریحهدارشده
◽️She was deeply wounded by his betrayal.
قلبش از خیانت او سخت جریحهدار شد.
◽️I was deeply wounded by his comments.
از سخنانش سخت آزرده شدم.
◽️injured feelings
احساسات جریحهدارشده
◽️injured pride
غرور جریحهدارشده
◾️همانگونه که میبینید، برای توصیف pride هم از wounded و هم از injured استفاده میشود. آیا هر دو بهلحاظ معنایی یکساناند؟ نه.
ترکیب wounded pride شدتش بیشتر است و عمدتاً لحنی ادبی یا حتی شاعرانه دارد و بیشتر چنین القا میکند که به شرافت و اصالت فرد توهین شده است. ولی injured pride شدتش کمتر است و لحنی نسبتاً خنثی دارد.
◽️injured party
[حقوق] طرفِ زیاندیده
◽️injury time
[در مسابقههای ورزشی نظیر فوتبال و راگبی و ...] وقت تلفشده
◽️to add insult to injury
بد را بدتر کردن، قوز بالاقوز شدن، روی زخم کسی نمک پاشیدن
◾️ این ترکیب اصطلاحی بهصورت عبارت معترضه هم بهکار میرود. در این حالت، معادلهای «بدتر از آن این که» و «قوز بالاقوز این که» برای آن مناسب است.
◽️She not only deceived him, to add insult to injury, allowed him to pay for her meal.
زن نهتنها مرد را فریب داد، بدتر از آن این که، اجازه داد پول غذایش را هم حساب کند.
◽️He says that the allegations have caused serious injury to his reputation.
او میگوید این اتهامات بهشدت به حیثیتش لطمه زدهاند.
-
عبدالرضا شهبازی@Englishnutsbolts