TGViewer
Channel Public Channel
🎓 ENGLISH_ILI

🎓 ENGLISH_ILI

@english_ili

Let's get better in English together!

✪ VOCABULARY
✪ IDIOMS & SLANG
✪ GRAMMAR TIPS
✪ VIDEO & PIC

-----
Connect us : @alfex
-----
این کانال هیچ ارتباطی با موسسه کانون زبان ایــــــــــران ندارد
صرفا تشابه اسمیست
Subscribers
29.2K
Photos
2.6K
Videos
381
Links
481
Recent Posts 20 shown
Post #14028 410
نکته‌ :
نمی‌شود همیشه out را «بیرون» و up را «بالا» ترجمه کرد.
مثلاً:
find out ❌ «پیدا کردن بیرون»
find out ✅ «فهمیدن / کشف کردن»
give up ❌ «دادن بالا»
give up ✅ «تسلیم شدن / دست کشیدن»
bring up ❌ «آوردن بالا»
bring up ✅ «مطرح کردن / بزرگ کردنِ بچه»

پس بهتره out و up را به‌عنوان ذرات (particles) ببینی که در ترکیب با فعل، یک معنی جدید می‌سازند.

#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 3
Post #14016 832
  • 👍 6
  • ❤ 2
  • 💯 1
Post #14009 971
in the way و on the way
فرقشون خیلی مهمه و معنی‌شون کاملاً فرق داره:

🔹 on the way = در راه / در مسیر

یعنی کسی یا چیزی در حال حرکت به سمت مقصدی است.

I'm on the way home.
در راه خونه‌ام.

The pizza is on the way.
پیتزا در راهه.

I'll call you on the way.
توی راه بهت زنگ می‌زنم.



---

🔹 in the way = سر راه / مزاحم

یعنی چیزی یا کسی جلوی مسیر قرار گرفته و مانع حرکت است.

You're in the way.
سر راهی / مزاحمی.

There's a chair in the way.
یه صندلی سر راهه.

Don't put the box there. It's in the way.
جعبه رو اونجا نذار؛ سر راهه.


@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 9
  • 👍 3
Post #14002 1.07K
تفاوت I will help you و I would help you بیشتر به واقعی بودن و شرطی بودن موقعیت برمی‌گرده:

1️⃣ I will help you.

یعنی: بهت کمک می‌کنم / کمکت خواهم کرد.

وقتی تصمیم یا قولِ کمک واقعی و قطعی است:

> — I can't carry these boxes.
— Don't worry. I will help you.
نمی‌تونم این جعبه‌ها رو حمل کنم.
— نگران نباش، کمکت می‌کنم.

🔑 will = تصمیم، قول یا اتفاق مورد انتظار در آینده
---

2️⃣ I would help you.

یعنی: بهت کمک می‌کردم / کمکت می‌کردم، اگر...

معمولاً وقتی یک شرط یا موقعیت فرضی وجود دارد:

> I would help you if I had more time.
اگر وقت بیشتری داشتم، بهت کمک می‌کردم.

اینجا گوینده نمی‌گوید واقعاً کمک خواهد کرد؛ می‌گوید در یک شرایط فرضی، کمک می‌کرد.

🔑 would = نتیجه‌ی فرضی یا شرطی

⚠️ یک نکته مهم

گاهی I would help you به‌تنهایی هم می‌آید:

> I would help you, but I'm busy.
کمکت می‌کردم، ولی سرم شلوغه.

یعنی میل به کمک وجود دارد، اما یک مانع جلوی آن را گرفته.

خلاصه:

> I will help you. → کمک می‌کنم. ✅ واقعی/تصمیم قطعی
I would help you. → کمک می‌کردم. 🤔 فرضی/مشروط


#grammar
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • 🙏 5
  • ⚡ 1
Post #13989 1.36K
استرس در انگلیسی (Word Stress) ، یعنی اینکه در یک کلمه کدام هجا را قوی‌تر و برجسته‌تر تلفظ می‌کنیم.

مثلاً:

TAble → استرس روی هجای اول
beGIN → استرس روی هجای دوم

استرس چطور خودش را نشان می‌دهد؟

هجای دارای استرس معمولاً:

بلندتر تلفظ می‌شود

واضح‌تر است

کمی کشیده‌تر است

و مهم‌تر از همه، تکیه‌ی بیشتری می‌گیرد.


مثلاً:

PHOtograph
استرس روی PHO است.

اما:

phoTOGraphy
استرس جابه‌جا می‌شود و روی TOG قرار می‌گیرد.

یک نکته‌ی خیلی مهم

علامت ˈ در دیکشنری‌ها برای نشان دادن استرس اصلی است:

/ˈhæpi/ → استرس روی هجای اول
/əˈbaʊt/ → استرس روی هجای دوم

پس اگر قبل از یک هجا ˈ دیدی، یعنی آن هجا استرس اصلی دارد.

#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 5
  • 👍 2
Post #13981 1.35K
🌹 کلمه off خیلی پرکاربرده و بسته به جمله معنی‌های مختلفی می‌ده.
مهم‌ترین کاربردهاش:

1. خاموش

Turn off the TV.
تلویزیون را خاموش کن.

The lights are off.
چراغ‌ها خاموش‌اند.


---

2. روشن نبودن / از کار افتاده

The internet is off.
اینترنت قطع است.

The power is off.
برق قطع است.


---

3. دور / جدا از

Take your shoes off.
کفش‌هایت را در بیاور.

The button came off.
دکمه جدا شد / کنده شد.


---

4. تخفیف

All shoes are 20% off.
همه کفش‌ها ۲۰٪ تخفیف دارند.

They gave me $10 off.
۱۰ دلار تخفیف به من دادند.


---

5. مرخصی / سر کار نبودن

I'm off today.
امروز سر کار نیستم / مرخصی‌ام.

She's off work tomorrow.
او فردا سر کار نمی‌رود.


---

6. حرکت کردن / راه افتادن

I'm off!
من دیگه می‌رم!

We'd better be off.
بهتره راه بیفتیم.


---

7. خراب / فاسد

مخصوصاً برای غذا:

This milk smells off.
این شیر خراب شده / بوی بد می‌دهد.

The meat has gone off.
گوشت فاسد شده.


---

8. اشتباه / غیرعادی

Something is off.
یه چیزی درست نیست / مشکوکه.

His behavior seems off.
رفتارش غیرعادی به نظر می‌رسه.


---

9. قطع کردن / لغو کردن

The meeting is off.
جلسه لغو شده.

The game was called off because of the rain.
بازی به خاطر باران لغو شد.


---

10. کم شدن / پایین آمدن

The price is 30% off.
قیمت ۳۰٪ کاهش پیدا کرده / ۳۰٪ تخفیف خورده.

The temperature is down by 5 degrees.
دما ۵ درجه پایین آمده.


@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 8
  • ⚡ 1
  • 😱 1
  • 🎉 1
Post #13978 1.34K
end و finish
خیلی وقت‌ها هر دو «تمام کردن/شدن» ترجمه می‌شن، ولی یه تفاوت مهم دارن:

🔹 END

بیشتر روی پایانِ یک اتفاق، دوره یا چیز تمرکز داره.

The movie ended at 10. → فیلم ساعت ۱۰ تمام شد.

The meeting ended early. → جلسه زود تمام شد.

Summer is ending. → تابستان داره تموم می‌شه.


end
بیشتر یعنی: «به پایان رسیدن»

🔹 FINISH

بیشتر روی تمام کردنِ کاری که انجام می‌دادی تمرکز داره.

I finished my homework. → تکالیفم رو تمام کردم.

Have you finished your coffee? → قهوه‌ات رو تموم کردی؟

I need to finish this report. → باید این گزارش رو تمام کنم.


finish
بیشتر یعنی: «کاری را کامل کردن»

👨‍🏫 نکته‌

اگر خودِ اتفاق به پایان می‌رسد → END

اگر شخص کاری را کامل می‌کند → FINISH

❌ The movie finished at 10.
✅ The movie ended at 10.

❌ I ended my homework.
✅ I finished my homework.

@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 8
  • 🤩 2
Post #13957 2.13K
🔹 تفاوت Shade و Shadow در انگلیسی

هر دو معمولاً به «سایه» ترجمه می‌شوند، اما کاربردشان فرق دارد:

☀️ Shade = سایه برای در امان ماندن از نور یا آفتاب
یعنی یک فضای تاریک‌تر که نور مستقیم به آن نمی‌رسد.

🔸 Let's sit in the shade.
بیا در سایه بنشینیم.

🔸 I stayed in the shade because it was hot.
چون هوا گرم بود، در سایه ماندم.

👤 Shadow = سایه‌ای که یک شخص یا جسم ایجاد می‌کند
وقتی چیزی جلوی نور قرار می‌گیرد، شکل تاریک آن روی زمین یا دیوار می‌افتد.

🔸 I can see my shadow on the wall.
می‌توانم سایه‌ام را روی دیوار ببینم.

⭐ نکته‌ :

Shade = جایی که از نور فرار می‌کنی 🌳
Shadow = شکلی که جسم از خودش روی زمین یا دیوار می‌اندازد 👤

مثلاً زیر درخت، shade داریم؛ اما شکل بدن تو روی زمین، shadow است.

#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 5
  • 👍 4
Post #13943 2.16K
🔥 enough to / enough for / enough that

1️⃣ enough to + فعل
یعنی «آن‌قدر ... که بتواند»

He is strong enough to lift it.
آن‌قدر قوی هست که بتواند آن را بلند کند.


2️⃣ enough for + اسم/ضمیر
یعنی «برای ... کافی»

There isn't enough food for everyone.
غذای کافی برای همه نیست.


3️⃣ enough that + جمله
یعنی «به‌اندازه‌ای ... که...»

She was kind enough that everyone trusted her.
آن‌قدر مهربان بود که همه به او اعتماد کردند.


⭐ نکته طلایی:
enough to → فعل
enough for → اسم/ضمیر
enough that → جمله کامل

#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 5
Post #13942 1.84K
یکی از نکته‌های خیلی کاربردی enough اینه که جای آن به چیزی که توصیف می‌کند بستگی دارد:

🔹 enough + اسم

یعنی «به‌اندازه‌ی کافی»

We have enough money.
پول کافی داریم.

I have enough time.
وقت کافی دارم.


🔹 صفت + enough

اینجا enough بعد از صفت می‌آید:

He is old enough to drive.
آن‌قدر بزرگ هست که رانندگی کند.

This box is big enough.
این جعبه به‌اندازه‌ی کافی بزرگ است.


❌ He is enough old.
✅ He is old enough.

⭐ نکته

enough + noun
adjective + enough

مثلاً:

> enough money ✅
rich enough ✅


#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 6
Post #13933 2.1K
نکته :


تلفظ -ed در افعال گذشته، برخلاف چیزی که به نظر میاد، فقط «اِد» نیست.

سه حالت اصلی داره:

🔹 1. /t/

وقتی صدای آخر فعل بی‌صدا (voiceless) باشه:

worked → /wɜːrkt/

washed → /wɑːʃt/

laughed → /læft/

stopped → /stɑːpt/


🔹 2. /d/

وقتی صدای آخر فعل صدادار (voiced) باشه:

played → /pleɪd/

called → /kɔːld/

cleaned → /kliːnd/

loved → /lʌvd/


🔹 3. /ɪd/ یا /əd/

⭐ فقط وقتی فعل به صدای /t/ یا /d/ ختم شود:

wanted → /ˈwɑːntɪd/

needed → /ˈniːdɪd/

started → /ˈstɑːrtɪd/

decided → /dɪˈsaɪdɪd/


💡 نکته دوم :
به حرف آخر نگاه نکن؛ به صدای آخر فعل نگاه کن.

مثلاً:

laugh → laughed
آخر laugh با صدای /f/ تمام می‌شود، پس: /t/

اما:

love → loved
آخر love صدای /v/ دارد، پس: /d/




#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 7
  • 👍 3
Post #13929 1.64K
یک عبارت کاربردی :

⚡️ That's the point

یعنی: «نکته همینه» / «حرفم همینه» / «دقیقاً منظورم همینه»

You don't have enough time. That's the point!
وقت کافی نداری. نکته همینه!

That's the point of this exercise.
هدف/نکته‌ی این تمرین همینه.


@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 5
  • 👍 3
Post #13910 2.54K
۱۰ عبارت انگلیسی برای بستن بسته به موقعیت:

1. Close — بستنِ در، پنجره، مغازه
Close the door. — در را ببند.


2. Shut — بستن، معمولاً محاوره‌ای‌تر
Shut the window. — پنجره را ببند.


3. Lock — قفل کردن
Lock the door. — در را قفل کن.


4. Tie — بستن با گره
Tie your shoes. — بند کفشت را ببند.


5. Fasten — محکم/بسته کردن
Fasten your seat belt. — کمربندت را ببند.


6. Zip up — زیپ را بستن
Zip up your jacket. — زیپ کاپشنت را ببند.


7. Button up — دکمه‌ها را بستن
Button up your shirt. — دکمه‌های پیراهنت را ببند.


8. Wrap — پیچیدن و بستن
Wrap the gift. — کادو را بسته‌بندی کن.


9. Seal — مهر و موم کردن
Seal the package. — بسته را مهر و موم کن.


10. Fold — تا کردن و بستن
Fold the box. — جعبه را تا کن.

#vocabulary
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 9
  • 🙏 4
Post #13906 2.08K
👨‍🏫 How
فقط برای «چطور» نیست و کاربردهای خیلی متنوعی دارد:
How are you?
حالت چطوره؟
How did you do that?
چطور این کار رو کردی؟
How can I help you?
چطور می‌تونم کمکت کنم؟
How long have you been here?
چقدر وقته اینجایی؟
How often do you go there?
هر چند وقت یک‌بار می‌ری اونجا؟
How far is it from here?
چقدر از اینجا فاصله داره؟
How much is this?
این چنده؟
How many people are coming?
چند نفر دارن میان؟
How old is your daughter?
دخترت چند سالشه؟
How soon can you finish it?
چقدر زود می‌تونی تمومش کنی؟
How come you're late?
چرا دیر کردی؟
🔥 اینجا How come یعنی Why
How about going out tonight?
نظرت چیه امشب بریم بیرون؟
How do you know?
از کجا می‌دونی؟
How does it work?
چطور کار می‌کنه؟
How could you do that to me?
چطور تونستی با من این کارو بکنی؟

@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 10
  • 👍 3
Post #13902 1.86K
(preposition)
بعد از upset هست:

upset + about

برای ناراحت بودن از یک موضوع:

I'm upset about the situation.
از این وضعیت ناراحتم.


upset + with

برای ناراحت بودن از یک شخص:

I'm upset with you.
از دستت ناراحتم.


upset + by

وقتی چیزی باعث ناراحتی‌ات شده:

I was upset by what he said.
از چیزی که گفت ناراحت شدم.


🔑 نکته:

upset with someone → ناراحت از یک نفر
upset about something → ناراحت از یک موضوع
upset by something → ناراحت/متأثر شده به‌خاطر چیزی


#point
@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 8
  • 👍 4
Post #13898 1.77K
فرق late و lately خیلی مهمه چون ظاهرشون شبیهه ولی معنی‌شون فرق داره:

🔹 Late = دیر / دیرهنگام

یعنی چیزی بعد از زمان مورد انتظار اتفاق افتاده.

I arrived late.
من دیر رسیدم.

Don't be late for work.
برای کار دیر نکن.

She went to bed late.
او دیر خوابید.


🔹 Lately = اخیراً / این اواخر

یعنی در مدت زمان نزدیک به حال.

I've been very busy lately.
این اواخر خیلی سرم شلوغ بوده.

Have you seen Ali lately?
اخیراً علی رو دیدی؟

I've been sleeping badly lately.
این اواخر بد می‌خوابم.


نکته

late = دیر ⏰
lately = اخیراً 🕐

❌ I arrived lately. = یعنی «اخیراً رسیدم» و در این معنی طبیعی نیست.
✅ I arrived late. = دیر رسیدم.

یک ترفند حفظی:
Lately → late + ly → مربوط به «این اواخر»

@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 14
  • 👍 2
  • 🔥 1
Post #13895 1.67K
این دوتا جمله از نظر گرامری یک نکته‌ی خیلی خوب دارن:

1️⃣ What is your name?

اسمت چیه؟
ساختار سؤال:
What + is + your name?

اینجا what درباره‌ی «اسم» سؤال می‌کنه.
2️⃣ I know your name is Ali.

می‌دونم اسمت علی هست.

ساختار:
I know + your name is Ali

در واقع شکل کامل‌ترش:
I know that your name is Ali.
اینجا that می‌تونه حذف بشه.

🔥 نکته مهم

در سؤال:

❓ What is your name?
ترتیب فعل و فاعل برعکس می‌شود:

What + is + your name?
ولی در جمله‌ی خبری:

✅ Your name is Ali.
ترتیب عادی داریم:

Subject + Verb + ...
پس وقتی می‌گی:

✅ I know your name is Ali.

بعد از I know دوباره ترتیب جمله خبری میاد، نه سوالی.

❌ I know what is your name.
✅ I know what your name is.

این آخری یکی از اشتباهات خیلی رایج انگلیسیه.


@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • 👍 4
  • ❤ 3
Post #13890 1.68K
🇬🇧 تنهایی زبان خوندن رو ول کن!

پارتنر می‌خوای برای انگلیسی؟
یه سوال داری و کسی نیست جواب بده؟ 🤔
تو یه گرامر یا لغت گیر کردی؟ 😵‍💫
یا فقط دنبال آدمایی هستی که مثل خودت دنبال پیشرفت باشن؟

🏠 @HappyHouse12
دقیقاً برای همینه!

اینجا می‌تونی:
🔥 پارتنر زبان پیدا کنی
💬 مکالمه تمرین کنی
❓ سوالاتت رو بپرسی
🤝 با زبان‌آموزهای دیگه آشنا بشی
📚 از تجربه بقیه استفاده کنی

زبان رو تنها یاد نگیر؛ با هم پیشرفت کنیم!

👇 منتظرتیم:
@happyhouse12
  • ❤ 1
Post #13883 2.21K
1. Workout (وِرک‌اوت) = تمرین


2. Gym (جیم) = باشگاه


3. Warm-up (وورم‌آپ) = گرم کردن


4. Cool-down (کول‌داون) = سرد کردن بدن


5. Set (سِت) = ست


6. Rep / Repetition (رِپ) = تکرار


7. Failure (فِیلیِر) = ناتوانی عضله


8. Progressive Overload (پراگرسیو اُورلود) = افزایش تدریجی فشار


9. PR / Personal Record (پی‌آر) = رکورد شخصی


10. Spotter (اسپاتِر) = یار کمکی


11. Bulk (بالک) = حجم گرفتن


12. Cut (کات) = چربی‌سوزی


13. Lean (لین) = کم‌چرب و عضلانی


14. Shredded (شِرِدد) = بدن خشک و تفکیک‌شده


15. Ripped (ریپت) = عضلانی و کات‌شده


16. Pump (پامپ) = پُر شدن عضله هنگام تمرین


17. Gains (گِینز) = پیشرفت عضلانی


18. Plateau (پِلَتو) = توقف پیشرفت


19. Cheat Meal (چیت میل) = وعده آزاد


20. Macros (مَکروز) = درشت‌مغذی‌ها


21. Protein (پروتئین) = پروتئین


22. Carbs (کاربز) = کربوهیدرات


23. Calories (کَلُریز) = کالری


24. Cardio (کاردیو) = تمرین هوازی


25. HIIT (هیت) = تمرین تناوبی شدید


26. Deadlift (دِدلِفت) = ددلیفت


27. Squat (اسکوات) = اسکوات


28. Bench Press (بنچ پرس) = پرس سینه


29. Overhead Press (اوورهد پرس) = پرس سرشانه


30. Dumbbell (دامبِل) = دمبل


31. Barbell (باربِل) = هالتر


32. Machine (ماشین) = دستگاه بدنسازی


33. Compound Exercise (کامپاند اِگزرسایز) = حرکت چندمفصلی


34. Isolation Exercise (آیسولیشن اِگزرسایز) = حرکت تک‌عضله


35. Flex (فلِکس) = منقبض کردن عضله


36. Stretch (اِسترچ) = کشش


37. Recovery (ریکاوری) = ریکاوری بدن


38. Rest Day (رِست دِی) = روز استراحت


39. DOMS (دامز) = درد عضلانی بعد از تمرین


40. Form (فورم) = فرم صحیح حرکت


41. Tempo (تِمپو) = سرعت اجرای حرکت


42. Superset (سوپرسِت) = دو حرکت پشت‌سرهم


43. Drop Set (دراپ سِت) = دراپ‌ست


44. Burnout (بِرن‌اوت) = ست پایانی تا خستگی کامل


45. Core (کور) = عضلات مرکزی بدن


46. Mobility (موبیلیتی) = تحرک مفاصل


47. Grip (گریپ) = نوع یا قدرت گرفتن


48. Mind-Muscle Connection (مایند ماسِل کانکشن) = ارتباط ذهن و عضله


49. Natty (نَتی) = بدنساز طبیعی (بدون استروئید)


50. Beast Mode (بیست مود) = حالت تمرین با نهایت قدرت و انگیزه


@English_ili
🎓 کانون زبان ایران
  • ❤ 15
  • 👏 1
Post #13867 2.31K
❤️برای گفتن «نمی‌تونم تحمل کنم» چند عبارت رایج وجود دارد:



1. I can't stand it. ⭐ (رایج‌ترین)

/aɪ kænt stænd ɪt/

دیگه نمی‌تونم تحملش کنم.

I can't stand this heat.
(دیگه نمی‌تونم این گرما رو تحمل کنم.)



2. I can't tolerate it. (رسمی‌تر)

/aɪ kænt ˈtɑːləreɪt ɪt/

I can't tolerate rude people. (آدم‌های بی‌ادب رو نمی‌تونم تحمل کنم.)



3. I can't put up with it.

/aɪ kænt pʊt ʌp wɪð ɪt/

I can't put up with the noise anymore.
(دیگه نمی‌تونم این سر و صدا رو تحمل کنم.)


@English_ili
🎓 کانون زبان زبان
  • ❤ 14
Older posts →

About this channel

How can I read @english_ili without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for 🎓 ENGLISH_ILI: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does 🎓 ENGLISH_ILI have?
🎓 ENGLISH_ILI (@english_ili) has 29.2K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does 🎓 ENGLISH_ILI know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →