TGViewer
Channel Public Channel
معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران

معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران

@engcultural_ut

پاسخگویی:
@engcultural
سایت معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران:
http://engstudent.ut.ac.ir
آدرس ایتا:
https://eitaa.com/engcultural
Subscribers
1.36K
Photos
2K
Videos
143
Links
1.1K
Recent Posts 16 shown
Post #2825 105
🇮🇷روایت چهارم
🔰 قهرمان من | شهید سجاد زبرجدی سهراب

به مناسبت سالگرد شهادتش...

برای شناختن سجاد زبرجدی، شاید بهتر باشد از همان سال‌هایی شروع کنیم که هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست قرار است نامش روزی در میان شهدای مدافع حرم قرار بگیرد.

🔸سجاد در تهران و محله خانی‌آبادنو بزرگ شد؛ جوانی از نسل دهه هفتاد که مسجد، هیئت و پایگاه بسیج بخش مهمی از زندگی‌اش بودند.

🔸او از کودکی با سختی‌های زندگی بیگانه نبود. پدرش را در دو سالگی از دست داد و مادرش، با وجود مشکلات جسمی، مسئولیت بزرگ کردن او و خواهر و برادرش را به تنهایی بر عهده گرفت.

🔸سجاد از همان سال‌های کودکی با مسئولیت‌پذیری بزرگ شد. در مسجد مکبر بود و علاقه زیادی به نماز اول وقت داشت. بعدها هم حضورش در هیئت کمیل، مسجد حضرت ابوالفضل و پایگاه بسیج ادامه پیدا کرد.
🔸او در نوجوانی، فردی پرانرژی و برون‌گرا بود، اما به مرور آرامش و عمق بیشتری در شخصیتش شکل گرفت. اطرافیانش از محجوب بودن، ایمان، صداقت، مهربانی، پاکدامنی، مسئولیت‌پذیری و احترامش به بزرگ‌ترها می‌گفتند. ورزشکار بود و اهل صله‌رحم؛ و خانواده برایش جایگاه ویژه‌ای داشت.

🔸در میان همه این ویژگی‌ها، یک آرزو در زندگی سجاد پررنگ بود: سپاهی شدن و عضویت در یگان صابرین.
خودش صابرین را «یگان عشق» می‌نامید و می‌گفت آنجا ردپای بسیاری از شهدای مدافع حرم هست و او هم دوست دارد یکی از آن‌ها باشد.

🔸سجاد سرانجام تصمیم گرفت راهی سوریه شود.
حتی وقتی صحبت ازدواجش مطرح شده بود، پیش از اعزام تصمیمش را گرفت و گفت همه چیز را منتفی کنند؛ این مسیر را انتخاب کرده بود و احتمال می‌داد دیگر برنگردد.
و برنگشت.

🔸در حلب سوریه، در جریان درگیری با نیروهای تکفیری، سجاد همراه نیروهای دیگر در عملیات عقب راندن دشمن حضور داشت. پس از تثبیت خط، برای تقویت نیروها به بالای خاکریز رفت. هنگام دیدبانی، خمپاره‌ای به خاکریز اصابت کرد و ترکش آن به سرش برخورد کرد.

سجاد زبرجدی سهراب در ۷ مهر ۱۳۹۵ به شهادت رسید.

اما شاید یکی از ماندگارترین بخش‌های روایت سجاد را باید در وصیت‌نامه‌اش جست‌وجو کرد؛ جایی که خطاب به کسانی که روزی دلتنگ می‌شوند یا حرفی برای گفتن دارند، نوشته بود:

«اگر درد دل داشتید و یا خواستید مشورت بگیرید، بیایید سر مزارم؛ به لطف خدا حاضر و پاسخگو هستم.»

این جمله را می‌شود از زوایای مختلف خواند؛ اما شاید ساده‌ترین برداشت این باشد که سجاد حتی برای بعد از رفتنش هم خودش را از آدم‌های زندگی‌اش جدا نمی‌دانست.

🔸مزار سجاد هنوز هم برای بسیاری از مردم، محل رجوع و زیارت است؛ کسانی که با یاد او و برای فاتحه و دعا بر سر مزارش حاضر می‌شوند.

معروف است که بسیاری از زائران مزارش، از حاجت‌هایی می‌گویند که با توسل و دعا در کنار مزار او طلب کرده‌اند و باور دارند سجاد همچنان دست‌گیر و دعاگوی آن‌هاست.

شاید قهرمان‌ها آن‌قدرها هم دور از ما نباشند. گاهی فقط کافی است قصه‌شان را دقیق‌تر بخوانیم.


🇮🇷 شهید سجاد زبرجدی سهراب
متولد ۱۹ بهمن ۱۳۷۰، تهران
شهادت: ۷ مهر ۱۳۹۵، حلب


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2822 172
🇮🇷 روایت سوم
🔰 قهرمان من | شهید محسن بدر



اگر بخواهیم محسن بدر را فقط با چند کلمه معرفی کنیم، شاید بگوییم:
دانشجوی مهندسی مکانیک، متولد اصفهان، شهید شلمچه.

اما خودش در وصیت‌نامه‌اش اجازه نمی‌دهد این‌قدر ساده از کنارش بگذریم.

🔶محسن در ۴ شهریور ۱۳۴۵ در اصفهان به دنیا آمد. دانشجوی مهندسی مکانیک بود و مثل هر دانشجوی دیگری، بخشی از زندگی‌اش را با درس و دانشگاه می‌گذراند.

🔸اما وقتی قرار است از تصمیمش برای رفتن به جبهه حرف بزند، تصویری که از خودش ارائه می‌دهد، تصویر یک آدم بی‌نقص و دست‌نیافتنی نیست.

برعکس

درباره خودش می‌نویسد:

🔸«سال‌های پر پیچ و خم را پشت سر گذاشتم با امتحان‌های زیاد.
البته در نامه اعمالم نیکی نمی‌بینم و خود را دست خالی می‌بینم و امید به شفاعت ائمه اطهار و رحمت خداوند دارم»

شاید همین جمله، محسن را به ما نزدیک‌تر کند.

🔸او در وصیت‌نامه‌اش خودش را قهرمانی بی‌اشتباه معرفی نمی‌کند. متواضعانه از ضعف‌هایش می‌گوید، از اشتباهاتش، از اینکه خودش را «دست خالی» می‌بیند

اما در کنار این مطالب، درباره رفتنش به جبهه یک چیز را با اطمینان می‌گوید:

«من با اطلاع کامل و با چشم‌های باز به جبهه آمده‌ام.»

و بعد توضیح می‌دهد چرا.

🔶«آیا می‌توانم بدن غرق به خون و نیمه سر را ببینم و بی تفاوت باشم؟
آیا می‌توانم پاهای قطع شده رزمندگان مخلص را به یاد آورم و ساکت باشم؟
آیا می‌توانم مادرانی همراه با چشم‌های پرخون از دوری فرزندانشان را بنگرم و یکجا بایستم؟
آیا می‌توانم چشم‌های گریان فرزندان شهدا را ببینم و صبر کنم
و آیا می‌توانم صدای لبیک حسین زمانم روح خدا را بشنوم و جواب نگویم؟»


و پاسخ خودش روشن است:

🔸«به خدا قسم با به یاد آوردن و دیدن تمام این صحنه‌ها نمی‌توانم بی‌تفاوت باشم و باید به یاری دیگر رزمندگان بشتابم.»


🔸شاید برای محسن، جبهه فقط یک اتفاق بیرونی نبود؛ یک انتخاب بود. انتخابی که خودش می‌خواست آگاهانه درباره‌اش مسئول باشد.

جالب اینجاست که حتی وقتی با دوستان دانشجویش حرف می‌زند، توصیه‌اش فقط درباره جبهه نیست.

🔸به آن‌ها می‌گوید درس بخوانند؛ اما نه صرفاً برای خودشان. می‌خواهد علمی که یاد می‌گیرند، «روشنگر راه مردم» باشد و کاری کنند که برای پیشرفت، دست نیاز به سوی دیگران دراز نکنیم.

انگار در نگاه او، دانشجو بودن هم خودش یک مسئولیت بود.

🔶او قبل از اینکه قهرمان یک روایت باشد، انسانی بود که خودش را در برابر انتخاب‌هایش مسئول می‌دانست.
شاید برای همین است که وقتی خطاب به دوستان دانشجویش می‌نویسد، حرفش هنوز هم آشناست:


🔸«دوستان محصلم...
با عنایت به خدایتان و برای او درس بخوانید و با علمی که می آموزید روشنگر راه مردم شوید تا دست به سوی اجانب دراز نکنیم.

دوستانم و همه مردم به نماز اهمیت دهید. آن را سر وقت به جای آورید وحدت را حفظ کنید که به خدا قسم اگر غفلت کنید و از حرف رهبر سرپیچی کنید در قیامت جلو شما را خواهد گرفت.
بسیج را ارزش دهید و آن را تقویت کنید.»



🇮🇷 شهید محسن بدر
دانشجوی مهندسی مکانیک
متولد ۴ شهریور ۱۳۴۵، اصفهان
شهادت: ۳ بهمن ۱۳۶۵، شلمچه


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2819 199
🇮🇷 روایت دوم

🔰 قهرمان من | شهید احمد مارابی

گاهی مسیر یک آدم را می‌شود از جاهایی که در زندگی‌اش از آن‌ها عبور کرده، شناخت.

🔶احمد مارابی سال ۱۳۳۹ در روستای قلعه راه پونه چغلوندی، از توابع خرم‌آباد، در یک خانواده مؤمن و معتقد به اسلام به دنیا آمد.

۹ ساله بود که همراه خانواده به خرم‌آباد رفت و فصل تازه‌ای از زندگی‌اش شروع شد. دوران ابتدایی را در مدرسه محققی گذراند و بعد در مدرسه ملک‌الشعرای بهار ادامه تحصیل داد.

مسیرش اما خیلی زود رنگ فنی و مهندسی گرفت.

🔸احمد در هنرستان، رشته الکترونیک را انتخاب کرد و آن را با موفقیت به پایان رساند. بعد از گرفتن دیپلم، در کنکور سراسری شرکت کرد و این بار راهی تهران شد؛ برای ادامه تحصیل در رشته الکترونیک، در مقطع کاردانی.

یک دانشجوی جوان در تهران؛ با رشته‌ای تخصصی، با مسیری که تازه داشت شکل می‌گرفت.

🔶اما بخشی از زندگی احمد مارابی، مثل بسیاری از جوانان آن سال‌ها، در دانشگاه نگذشت.

🔸او از طریق بسیج مردمی، سه ماه به جبهه رفت و در جنگ با نیروهای بعثی حضور داشت.

بعد از بازگشت از جبهه، دوباره به زندگی‌اش برگشت؛ به خرم‌آباد، به خانواده و به شهری که سال‌ها در آن بزرگ شده بود.

اما این بار، جنگ خودش را به خانه آورده بود.

🔸صبح دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۶۳، خرم‌آباد هدف حمله موشکی قرار گرفت و احمد مارابی در همین حمله به شهادت رسید.

احمد، مسیر زندگی‌اش را از یک روستا شروع کرده بود؛ بعد به خرم‌آباد آمده بود، در هنرستان الکترونیک خوانده بود، برای ادامه تحصیل به تهران رفته بود و دانشجوی دانشکده الکترونیک شده بود.

و شاید همین مسیر، او را برای ما آشناتر کند.

🔶او جوانی بود که درس خواند، یک مهارت تخصصی یاد گرفت، برای ادامه تحصیل به تهران آمد و در همان سال‌هایی که جوانی‌اش را می‌ساخت، مدتی از زندگی‌اش را در جبهه گذراند.

🔸زندگی احمد مارابی طولانی نشد؛ اما مسیرش از یک روستای کوچک تا یک دانشکده در تهران، و از آنجا تا جبهه، روایتی از یک نسل است؛ نسلی که بخشی از جوانی‌اش را در سال‌های جنگ گذراند.


🇮🇷 شهید احمد مارابی
دانشجوی الکترونیک، مقطع کاردانی
متولد ۱۳۳۹، خرم‌آباد
شهادت: ۱۸ اسفند ۱۳۶۳، خرم‌آباد


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2815 188
🔰بازتاب خبری تولید مجموعه آموزش‌های مهارت‌افزایی راهبرد توسط معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران در رسانه‌ها:



خبرگزاری صدا و سیما:
https://www.irib-news.ir/00OpXl


خبرگزاری باشگاه خبرنگاران جوان:
https://www.yjc.ir/00cJUI


✅ انتشار قسمت‌های مختلف این مجموعه به‌صورت مستمر ادامه خواهد داشت و فعالان تشکل‌های دانشجویی می‌توانند با دنبال کردن «راهبرد» در شبکه‌های رسمی معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران به آدرس
@engcultural_ut
از آموزش‌های کوتاه، روشن و کاربردی آن استفاده کنند.


📌«راهبرد»؛ برای اینکه فعالیت دانشجویی فقط تجربه کردن نباشد، بلکه تجربه‌ای برای یادگرفتن، حرفه‌ای‌تر شدن و اثرگذاری بیشتر باشد.


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
خبرگزاری صدا و سیما | IRIB NEWS AGENCY راهبرد؛ روایتی تازه از آموزش جامع مهارت‌های فعالیت دانشجویی معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران تولید و انتشار مجموعه جامع آموزشی «راهبرد» را با هدف توانمندسازی کاربردی فعالان تشکل‌های دانشجویی با رویکردی نوین آغاز کرد.
Post #2813 3.56K
🇮🇷 روایت اول

🔰 قهرمان من | شهید نجم‌الدین صادقی


✍🏻 شاید اگر امروز نجم‌الدین صادقی بین ما بود، خیلی سخت می‌شد از روی ظاهرش حدس زد چه چیزهایی را پشت سر گذاشته است.

🔸متولد ۱۰ فروردین ۱۳۴۶ در قم بود و از شش‌سالگی در زنجان بزرگ شد. یک دانش‌آموز معمولی نبود؛ از همان سال‌های کودکی در جلسات قرآن و برنامه‌های مذهبی شرکت می‌کرد، به خواندن و فهمیدن علاقه داشت و حتی اسامی شهدای کربلا را با دقت جمع‌آوری کرده بود.

اما زندگی‌اش فقط در کتاب و مدرسه خلاصه نمی‌شد.

🔸در دوران راهنمایی، در روزهای تعطیل به بیمارستان‌ها می‌رفت و امدادگری یاد می‌گرفت. در سال‌های انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی‌ها حضور داشت و وقتی جنگ شروع شد، این مهارتی که یاد گرفته بود، برایش تبدیل به یک مسئولیت شد.

🔸در ۱۶سالگی، داوطلبانه از طریق سپاه زنجان به جبهه رفت؛ اول دوره آموزش نظامی را گذراند و بعد به عنوان امدادگر راهی کردستان شد. شش ماه در شرایط سخت کردستان ماند و وقتی برگشت، از روزها و شب‌های جبهه و همرزمانش برای خانواده تعریف می‌کرد.

یک بار هم در همان روزها، یک مین دشمن را پیدا کرد و توانست آن را خنثی کند؛ اتفاقی که جان خودش و همرزمانش را از خطری جدی نجات داد.

🔸اما شاید یکی از جالب‌ترین بخش‌های شخصیت نجم‌الدین، چیزی باشد که در وصیت‌نامه‌اش کمتر انتظارش را داریم: خودش را قهرمان نمی‌دید.

در جبهه به او پیشنهاد کرده بودند امام جماعت شود. قبول نکرده بود و گفته بود: «نه، مسئولیت نماز جماعت را نمی‌توانم به عهده بگیرم.»

🔸کم‌حرف بود و اهل خودنمایی نبود. همرزمانش از دقت و منطقی‌بودن حرف‌هایش گفته‌اند. حتی وقتی دوباره قصد رفتن به جبهه داشت، به خانواده می‌گفت به کسی نگویید؛ چون به گفته خودش، برای رضای خدا می‌رود.

سال ۱۳۶۵ در رشته تخصصی شیمی دانشگاه تهران قبول شد.

او حالا می‌توانست وارد دانشگاه شود، مهندسی شیمی بخواند و مسیر تازه‌ای را برای زندگی‌اش شروع کند.

🔸اما قبل از اینکه حتی دانشگاه را تجربه کند، دوباره داوطلبانه راهی جبهه شد؛ این بار جنوب.

در کربلای ۴ حضور داشت و در عملیات کربلای ۵ نیز شرکت کرد. نجم‌الدین صادقی، دانشجوی ورودی دانشگاه تهران، اول بهمن ۱۳۶۵ در شلمچه به شهادت رسید.

🔸شاید برای ما که امروز در دانشکده درس می‌خوانیم، عجیب‌ترین قسمت ماجرا همین‌جا باشد:

یک دانشجوی مهندسی شیمی که هنوز دانشگاه را شروع نکرده بود.

انگار بخشی از زندگی او درست در نقطه‌ای متوقف شد که زندگی دانشجویی‌اش قرار بود آغاز شود.

🔸در وصیت‌نامه‌اش از خیلی چیزها نوشته؛ از خدا، از خانواده، از دوستانش و از جوان‌ها. اما میان همه این حرف‌ها، یک جمله بیش از همه رنگ و بوی خودش را دارد:

«ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید...»

🔶نجم‌الدین صادقی فقط یک نام در فهرست شهدای دانشجوی دانشگاه تهران نیست.

او دانشجویی بود که برای آینده‌اش برنامه داشت، رشته‌اش را انتخاب کرده بود و در آستانه ورود به دانشگاه بود؛ اما پیش از آن، انتخاب دیگری کرد.

🔸حالا، سال‌ها بعد، شاید بد نباشد وقتی از کنار نامش رد می‌شویم، برای چند لحظه به این فکر کنیم که اگر او امروز هم‌دانشگاهی ما بود، چه چیزی از زندگی و انتخاب‌هایش برای گفتن داشت؟


🇮🇷 شهید نجم‌الدین صادقی
دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه تهران
۱۳۴۶–۱۳۶۵
شلمچه، عملیات کربلای ۵



🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2810 295
معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران تقدیم می‌کند:


🔰 مجموعه روایت‌های «قهرمان من»


✍🏻 قهرمان‌ها همیشه آدم‌های دوری نیستند.

گاهی درست مثل ما، دانشجو بوده‌اند؛
در همین سن‌وسال،
پشت همین نیمکت‌ها نشسته‌اند،
درس خوانده‌اند،
برای آینده‌شان رؤیا داشته‌اند،
دوست داشته‌اند،
انتخاب کرده‌اند
و زندگی کرده‌اند.


🇮🇷به مناسبت هفته دفاع مقدس، در مجموعه روایت‌های «قهرمان من» هر روز با یکی از شهدای دانشجو آشنا می‌شویم؛

نه فقط با نام و تاریخ تولد و شهادتش، بلکه با آدمی که پیش از آن روزها بوده است. از رشته و دانشگاه و فعالیت‌هایش تا علایق، ویژگی‌های شخصیتی، اتفاق‌های مهم زندگی و انتخاب‌هایی که مسیرش را ساختند.

شاید میان این روایت‌ها،
چیزی بیشتر از یک خاطره پیدا کنیم؛
یک هم‌دانشگاهی، یک انتخاب و شاید یک «قهرمان».



🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2809 281
🇮🇷🌷 هفته دفاع مقدّس، پاسداشت حماسه، ایثار و درایت رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی خامنه‌ای، تمامی شهدای والامقام و مدافعان عزت، استقلال و امنیت ایران اسلامی، گرامی باد.

▫️معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی


🆔 @engcultural_ut
🌐 http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2808 340
🏆 مسابقات آنلاین شطرنج

📅 زمان:جمعه 3 مهر ماه
💰 همراه با جوایز ارزنده به نفرات برتر.
👥 شرکت برای عموم آزاد است.
♟️ اگر اهل فکر کردن، برنامه‌ریزی و رقابت هستی، این مسابقه رو از دست نده!

#شطرنج #مسابقات_شطرنج #دانشگاه_تهران #دانشکدگان_فنی

🎮 کانون بازی‌های رایانه‌ای دانشکدگان فنی دانشگاه تهران

📲 برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام به کانال تلگرام مراجعه کنید:
🆔 @UniGameSupport


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2807 325
بر خواهر خسرو خراسان صلوات
بر جلوه خورشید درخشان صلوات

بر حضرت معصومه شفیع شیعه
بر آیت حق مهر فروزان صلوات


▪️تا به سـوی قم تو را طی سفـر، آغاز شد
یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد


⬛️ وفات جانسوز حضرت معصومه (سلام الله علیها)، بانوی عفاف، کرامت و فضیلت بر تمامی مسلمانان و دوستداران خاندان اهل بیت (ع) تسلیت باد.


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2804 357
📣 معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران برگزار می‌کند:

☂⚽️ رویداد تفریحی-ورزشی "*چتر ورزش*"؛ برنامه‌ای در راستای ترویج نشاط و پویایی در محیط دانشگاه

🔹شامل مسابقات متنوع در رشته‌های:

✅ فوتبال‌دستی ⚽️
✅ شوت پنالتی 🥅
✅ دارت 🎯

📅 تاریخ برگزاری: ۴ لغایت ۸ مهرماه ۱۴۰۵

🔸️برنامه زمانی رویداد:
❇️ شنبه: ساختمان مرکزی
❇️ یکشنبه: دانشکده مهندسی مکانیک
❇️ دوشنبه: دانشکده مهندسی معدن
❇️ سه‌شنبه: دانشکده مهندسی متالورژی و نفت
❇️ چهارشنبه: دانشکده مهندسی برق

🎁 به نفرات برتر در هر رشته، هدایای ارزنده‌ای اهدا خواهد شد و در پایان هر روز به قید قرعه به شرکت‌کنندگان جوایزی تقدیم می‌گردد.

✨ از تمامی دانشجویان جهت مشارکت در رویداد بزرگ *"چتر ورزش"* دعوت به عمل می‌آید.


🆔 @engcultural_ut
🌐 http://engstudent.ut.ac.ir
Post #2802 431
🔷 معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران تقدیم می‌کند:

🔰 «راهبرد»
مجموعه آموزش‌های جامع کاربردی و مهارت‌افزایی ویژه فعالان تشکل‌های دانشجویی

(با رویکردی نوین، برای اولین‌‌بار)


🎬 قسمت پنجم: معرفی و ارسال آثار جشنواره بین‌المللی حرکت (بخش دوم)

https://www.aparat.com/v/cudm0h2



🔶 همه فعالان انجمن‌های علمی دانشجویی که در بازه اول تیرماه سال گذشته تا پایان آبان امسال فعالیتی داشتید، حتماً این کلیپ رو ببینید.



📌این راهبرد برای شماست


🇮🇷معاونت فرهنگی و دانشجویی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران
🆔  @engcultural_ut
🌐  http://engstudent.ut.ac.ir
Older posts →

About this channel

How can I read @engcultural_ut without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران have?
معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران (@engcultural_ut) has 1.36K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشکدگان فنی دانشگاه تهران know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →