نقاط ضعف سریال: علیرغم ساده سازی بیماری ها و پاسخ به درمان در این سریال، اما عمده شرایط بالینی اورژانس از این الگوها تبعیت نمی کنند. گرچه شرایط کنترل شده پشت دوربین و بازیها برای عمده مخاطبان که مردم عادی هستند ممکن است جذاب باشد اما کسانی که روزمره با موارد اورژانس سرکار دارند میدانند که به اصلاح بیماریها کتاب نمی خوانند و یا اکثر تظاهرات بیماری کلاسیک نیست و مبهم است. جایی می بینیم که دکتر ویتاکر دانشجوی پزشکی در گروه مهار کننده یک بیمار بیقرار نقش تزریق عضلانی داروی آرامبخش را بعهده دارد که با روند معمول بخشها سازگار نیست. هنگام باز کردن لباس این بیمار بی خانمان چند تا موش به ناگاه از زیر لباس او در میروند و این چند تا موش تا اپیزودهای اخر سریال همینجوری در بخش اورژانس این و آن ور می روند و کسی کارشان ندارد. گرچه حضور این حیوانات شاید به خلق لحظات کمیک زیادی در سریال کمک کرده باشد و هدف سازندگان هم نشان دادن تضادهای موجود طبقاتی و مشکلات بهداشتی درمانی کشورشان باشد اما با سیستم و تجهیزات پیشرفته بخش اورژانسی که نشان داده می شود سازگاری ندارد. در آخر هم یکی از موش ها را همین دانشجوی پزشکی یعنی آقای ویتاکر با قهرمان بازی می گیرد در حالیکه که کسی جرئت نزدیک شدن به انها را ندارد! در موارد معدودی می بینیم به مسایلی پرداخته می شود که در حیطه عملکرد بخش اورژانس نیست. از آن جمله است بیمار دختر نوجوانی که به منظور دریافت دارو برای سقط به بخش اورژانس مراجعه می کند و این موضوع و تعارضات آن قسمت عمده یک اپیزود از سریال را اشغال می کند. گرچه شاید بار دراماتیک خوبی داشته باشد اما پرداختن به این موضوع معمولا جزو حیطه وظایف بخش اورژانس نیست.
@emedupdates
Post #20
511
- ❤ 4
- 👍 4