تغییر شغل
بعدها به من گفت که در یک بخش اورژانس محلی از مراقبت ضعیف جان سالم به در برده است. در آن زمان مراقبت اورژانس توسط پزشکانی داده می شد که آموزش رسمی در مورد مراقبتهای اورژانس ندیده بودند. مراقبت اورژانس از دیدگاه بیمارستان ها یک شر ضروری بود و در مراکز آکادمیک توسط پایین رده ترین پرسنل، بدون نظارت مناسب ارایه میشد.
تجربه پیتر از مرگ پدر و بیماری خودش این دیدگاه را در وی شکل داد که بیماران در حساسترین دوره بیماری خود به با تجربه ترین و آموزش دیده ترین پزشکان نیاز دارند.
بعد از بهبودی به او توصیه شد که کار جراحی را کنار بگذارد و به حرفه کم استرس تری بپردازد. او علوم پایه را انتخاب کرد اما معاون دانشگاه شیگاکو به عنوان یک موقعیت کم استرس و پر استراحت او را به عنوان رئیس بخش اورژانس منصوب نمود! در ابتدا او تصور کرد که می تواند به عنوان یک جراح ادامه دهد و طب اورژانس یک شغل مدیریتی برایش خواهد بود. با این حال حس تعهدپذیری به بیماران و بخش منجر شد که با سایر تخصص ها به خصوص رئیس بخش جراحی وارد چالش شود.
پیتر دریافت که هنگام مدیریت بیماران اورژانسی، باید به شیوهای متفاوت فکر کرد و مجموعه مسئولیتهای متفاوتی را بر عهده گرفت. کمتر کسی در آن زمان چنین تصوری داشت اما او نیاز به یک تخصص جدید را احساس کرد و شروع به حمایت از آن نمود. با وجود سالها غفلت آشکار از بیماران اورژانس، ظهورافراد جدیدی به نام «پزشکان اورژانس» تهدیدی برای جایگاه و درآمد پزشکانی از رشتههای دیگر بود که اغلب در اورژانسها کار میکردند.
پیتر به جنبشی پیوست که هنوز در مراحل اولیه خود بود. او به عنوان یکی ازاعضای اولیه هیات بورد طب اورژانس آمریکا (از سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۶) انتخاب شد که فرآیند صدور گواهینامه امروزی را برای متخصصان رشته ایجاد کرد. تنها چند سال قبل، جیمز میلز در مورد یکی از اولین تجربه های طب اورژانس، «طرح الکساندریا» نوشته بود. پزشکان تازه شروع به شناسایی خود به عنوان پزشک اورژانس کرده بودند. اولین دوره دستیاری طب اورژانس کشور اخیراً در سینسیناتی افتتاح شده بود. آنچه کم بود، دیدگاه طب اورژانس به عنوان یک تخصص آکادمیک، دانش پایه و ساختارتشکیلاتی مثل سایر تخصص ها بود. پیتر روزن در بهترین زمان ممکن به یک مدافع آیندهنگر برای تخصص طب اورژانس تبدیل شده بود.
@emedupdates
Post #128
1.22K
- ❤ 4
- 👏 3
- 👍 1