در ادامه مطلب دیروز به این میپردازیم که چرا منافع برخی دولتهای منطقه با تداوم وضعیت فعلی گره میخورد.
۱. دولتهای عربی خلیج فارس؛ رقیب انرژی، سرمایه و پرستیژ
برای بسیاری از دولتهای عربی خلیج فارس، در حال حاضر ایران یک دشمن پرهزینه است، اما در عین حال یک ایران فلجشده، تحریمشده و منزوی، مزیت رقابتی بزرگی هم برای آنها ساخته است. وقتی ایران زیر تحریم است، سرمایه خارجی به دبی، ابوظبی، دوحه و ریاض میرود. وقتی ایران از بازار جهانی انرژی عقب میماند، عربستان، امارات و قطر سهم بیشتری از بازار، سرمایهگذاری و قراردادهای بلندمدت میگیرند. وقتی ایران درگیر تنش دائمی با غرب است، کشورهای عربی خلیج فارس خودشان را بهعنوان شریک باثباتتر، قابل پیشبینیتر و امنتر معرفی میکنند.
مشکل آنها با ایران توسعه محور این است که چنین ایرانی میتواند همزمان رقیب نفتی، گازی، صنعتی، ترانزیتی، گردشگری و فرهنگی شود. ایران متصل به اقتصاد جهانی میتواند بخشی از سرمایه، توریسم، نیروی متخصص و توجه ژئوپلیتیک را از جنوب خلیج فارس به شمال خلیج فارس برگرداند. برای این دولتها حاکمیت فعلی یک تهدید امنیتی است، اما ایران توسعه محور یک تهدید رقابتی عمیقتر است.
۲. ترکیه، ترس از بازگشت رقیب تاریخی:
ترکیه و ایران قرنها دو قطب اصلی قدرت در منطقه بودهاند. امروز ترکیه از ضعف ایران سود زیادی برده: در تجارت منطقهای، ترانزیت، گردشگری، نفوذ فرهنگی، سریالسازی، جذب سرمایه، هاب هوایی و حتی نقش میانجی میان شرق و غرب.
یک ایران توسعهمحور میتواند مستقیما با ترکیه رقابت کند. ایران از نظر انرژی، بازار داخلی، موقعیت جغرافیایی و عمق تمدنی ظرفیت بالایی دارد. اگر تحریمها برداشته شود و سیاست خارجی ایران نرمال شود، مسیرهای ترانزیتی از خلیج فارس به قفقاز، آسیای میانه و اروپا میتواند بخشی از مزیت ترکیه را کاهش دهد.
از نگاه آنکارا، حاکمیت فعلی ایران اگرچه دردسرساز اما قابل مدیریت است، چون گرفتار تحریم، بحران داخلی و انزوای بینالمللی است. ولی ایران متصل به افتصاد جهانی، باثبات و متصل به غرب و شرق، میتواند دوباره به رقیب ژئوپلیتیک شماره یک ترکیه تبدیل شود.
۳. پاکستان، مسئله بلوچستان، مذهب و توازن منطقهای
پاکستان با ایران رابطهای پیچیده دارد همسایه است، همکاری دارد، تنش مرزی دارد، مسئله بلوچستان دارد، و از طرف دیگر در معادلات عربستان، چین، آمریکا و افغانستان هم گیر افتاده است. پاکستان از یک ایران ضعیف و درگیر تحریم، کمتر میترسد، اما ایران توسعه محور میتواند برای اسلامآباد مسئلهساز شود. چرا؟ چون چنین ایرانی روی هویت ملی، توسعه بلوچستان، مرزهای امن، مبارزه با گروههای تندرو و رابطه متوازن با هند تمرکز میکند. این برای پاکستان که سالها با مسئله افراطگرایی، رقابت با هند و شکنندگی مرزی درگیر بوده، ساده نیست.
از طرف دیگر، ایدئولوژی فعلی با وجود اختلاف شیعه و سنی، برای پاکستان قابل فهمتر از یک ایران سکولار ملیگراست. چون پاکستان خودش هم بر پایه هویت دینی ساخته شده. ایران از نظر نمادین میتواند این پیام را بدهد که یک کشور باثباتتر و مدرنتر میتواند باشد. این پیام برای ساختارهای ایدئولوژیک منطقه خطرناک است.
۴. افغانستان؛ وابستگی، مهاجرت و ترانزیت
افغانستان، بهخصوص در وضعیت طالبان، از ایران هم تأثیر میگیرد و هم به ایران وابسته است: مهاجران، آب، تجارت، سوخت، مرز، مواد غذایی، ترانزیت و مسیرهای جایگزین پاکستان. گزارشهای تجاری اخیر هم نشان دادهاند که افغانستان برای کاهش وابستگی به پاکستان، بخشی از مسیرهای تجاری خود را به سمت ایران و آسیای میانه برده است.
اما یک ایران متفاوت میتواند روی افغانستان فشار فرهنگی و سیاسی بگذارد. ایران امروز با وجود همه مشکلات، برای میلیونها افغان بازار کار و مسیر تنفس اقتصادی است. اما ایران توسعه محور ممکن است نسبت به طالبان سختگیرتر شود، مسئله آب هیرمند را جدیتر پیگیری کند، مهاجرت غیرقانونی را مدیریت کند و در سیاست فرهنگی منطقه اثر بگذارد.
جامعه فارسیزبان، شهرنشین و سکولار ایران میتواند برای نسل جوان افغانستان یک الگوی بدیل باشد؛ الگویی کاملاً متضاد با حکومت ایدئولوژیک طالبان.
برای بسیاری از بازیگران منطقه، ایرانِ تحریمشده و بحرانزده، از ایران آزاد توسعهگرا و متصل به جهان آزاو قابلتحملتر است.
چون ایران اگر از قفس ایدئولوژی بیرون بیاید، دیگر فقط یک کشور عادی در خاورمیانه نخواهد بود؛ دوباره به همان چیزی تبدیل میشود که تاریخ، جغرافیا و ظرفیت انسانیاش وعده میدهد، قدرت طبیعی فلات ایران.
@ehsanviews
Post #1108
1.68K
- 👍 53
- ❤ 11
- 👎 2
- 🤔 1