از بامداد ۲۱ مرداد، عرضه بنزین بدون یارانه در کرمان با نرخ تمامشده پالایشگاهی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان برای هر لیتر آغاز شده است. البته برخلاف بعضی روایتها، سهمیههای یارانهای فعلاً حذف نشدهاند و این رقم مربوط به نرخ چهارم و بنزین بدون یارانه است. اما پیام اقتصادی ماجرا روشن است: دولت میگوید جایی که مصرف از سهمیههای تعیینشده عبور میکند، مصرفکننده باید هزینه واقعیتری از کالا را بپردازد.
همین چند روز قبل رئیس اتحادیه مرکزی دام سبک کشور اعلام کرده قیمت هر کیلو دام زنده حدود ۶۵۰ هزار تومان و قیمت لاشه در کشتارگاه حدود ۱.۳ تا ۱.۴ میلیون تومان است. با این حال در بخشی از بازار، گوشت با قیمتهای بالاتر از ۲ میلیون تومان فروخته میشود. خود او صراحتاً گفته چنین قیمتهایی منطقی به نظر نمیرسد و سود دامدار معمولاً تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد است.
یعنی اگر میانگین قیمت لاشه را ۱.۳۵ میلیون تومان بگیریم، تا رسیدن به دو میلیون تومان حدود ۴۸ درصد دیگر به قیمت اضافه میشود. طبیعتاً کشتار، حملونقل، سردخانه، بستهبندی، افت وزن و سود خردهفروش رایگان نیست؛ اما سؤال دقیقاً همین است: این زنجیره چقدر هزینه واقعی دارد و هر حلقه دقیقاً چقدر سود میبرد؟
مسئله حتی عجیبتر میشود وقتی بخشی از گوشت گاومیش وارداتی هند که قبلاً بیشتر مصرف صنعتی داشته، وارد بازار خانوار شده و در مواردی بدون درج عنوان گاومیش، با نام و قیمت گوشت گوساله فروخته میشود. از طرف دیگر، دبیر انجمن تأمینکنندگان گوشت گفته قیمت گوشت گاومیش در مبدأ خارجی حدود دو دلار در هر کیلو ارزانتر از گوشت گاو و گوساله است، در حالی که این اختلاف در بازار داخلی بسیار کمتر به مصرفکننده منتقل میشود.
حتی گزارشهای همین روزها نشان میدهد قیمت دام زنده نسبت به عید قربان حدود ۳۰ درصد پایین آمده، اما این کاهش هنوز به همان نسبت در خردهفروشی احساس نمیشود. یعنی وقتی قیمت نهاده یا ارز بالا میرود، افزایش هزینه تقریباً با سرعت نور به مصرفکننده منتقل میشود؛ اما وقتی قیمت ماده اولیه یا دام پایین میآید، کاهش قیمت جایی در میانه زنجیره گم میشود.
همین سؤال را میتوان درباره مرغ، برنج، روغن، خودرو و بسیاری از کالاهای دیگر پرسید.
در بازار مرغ همین روزها قیمت مرغ زنده حدود ۲۱۰ تا ۲۲۰ هزار تومان اعلام شده و مرغ کامل برای مصرفکننده حدود ۳۰۰ تا ۳۲۰ هزار تومان است، در حالی که قیمت برخی قطعات بسیار بالاتر میرود. اگر این اختلافها حاصل هزینه واقعی فرآوری، حمل، بستهبندی و سود قانونی است، بسیار خوب؛ عددها را منتشر کنید. اگر نیست، پس چه کسی در این فاصله سود میبرد؟
درباره خودرو اگر قرار است مصرفکننده بنزین را بر اساس هزینه واقعی تولید بخرد، چرا مردم نباید حق داشته باشند بدانند هزینه واقعی تولید یک خودرو داخلی یا مونتاژی چقدر است، قطعات با چه ارزی وارد شدهاند، حاشیه سود تولیدکننده و مونتاژکار چقدر است و فاصله قیمت کارخانه تا بازار در جیب چه کسانی میرود؟
مشکل اقتصاد عدم تقارن در اقتصاد است.
وقتی قرار است یارانه حذف شود، ناگهان از قیمت واقعی، هزینه تمامشده، مصرف بهینه و اصلاح اقتصادی صحبت میشود. اما وقتی پای انحصار، واسطهگری، رانت واردات، شبکه توزیع ناکارآمد و حاشیه سودهای غیرشفاف به میان میآید، همان حساسیت نسبت به قیمت واقعی ناپدید میشود.
اصلاح اقتصادی فقط این نیست که دولت قیمت بنزین را از ۵ هزار تومان به ۸۷ هزار تومان برساند و اسمش را واقعیسازی بگذارد. واقعیسازی اگر قرار است انجام شود، باید دوطرفه باشد.
در مقابل قیمت واقعی بنزین، قیمت واقعی گوشت هم مشخص شود. هزینه واقعی مرغ مشخص شود. قیمت خرید برنج از کشاورز و قیمت فروش آن روی قفسه فروشگاه مشخص شود. هزینه واردات روغن و حاشیه سود زنجیره آن منتشر شود. قیمت تمامشده خودرو، میزان ارزبری و سود مونتاژکار هم شفاف شود.
حتی راهحل اصلی قیمتگذاری دستوری نیست؛ برعکس، آنچه اقتصاد ایران بیش از هر چیز نیاز دارد رقابت، شفافیت و امکان ردیابی قیمت از تولیدکننده تا مصرفکننده است. مردم باید بدانند از هر یک میلیون تومان پولی که بابت یک کالا پرداخت میکنند، چند تومان به تولیدکننده میرسد، چند تومان هزینه واقعی است و چند تومان سهم واسطهها، انحصارها و رانتهای پنهان میشود.
وگرنه آنچه در حال اجراست اصلاح قیمتها نیست، اصلاح جیب مردم است.اگر قرار است یارانه و قیمت غیرواقعی حذف شود، رانت، انحصار و سود غیرشفاف هم باید حذف شود.
نمیشود هزینهها را جهانی کرد، قیمتها را واقعی کرد، یارانه را حذف کرد؛ اما وقتی نوبت به رانت و انحصار رسید، اقتصاد دوباره دولتی و غیرشفاف شود. این همان تناقضی است که مردم هر روز بیشتر از قبل با پوست و استخوانشان لمس میکنند: قیمت تمامشده برای مردم، سود بی پایان برای زنجیره رانت.
@ehsanviews
Post #1104
2.18K
- ❤ 37
- 👍 23
- 🔥 1
- 💩 1