من شکلِ یک درختِ کهنریشه
من شکل یک کلافهی سردرگم
من سنگ قبر یوسف پیغمبر
در قتلگاه وحشیِ تقدیرم
من، با برادران تو جنگیدم
حتی زمانِ گمشدنت در چاه
من گرگِ بیگناهِ زبانبسته
نیرنگها ، کشانده به زنجیرم
من ، سنگی از زمانهی نامعلوم
بر شانهی مجسمهای کهنه
«من شکل یک سقوط تماشایی»
از شاخهی شکستهی انجیرم...
و....
#حبیب