🎬 جلسه هفتادم: پایان دوره؛ کارگردان بزرگ چه چیزی را متفاوت میبیند؟
در ۶۹ جلسه گذشته، از تکنیکهای مختلف کارگردانهای بزرگ سینما صحبت کردیم؛ از قاببندی و حرکت دوربین تا میزانسن، نور، صدا، ریتم، رنگ، طراحی صحنه و بازیگردانی.
اما اگر بخواهیم همه این درسها را در یک اصل خلاصه کنیم، به یک نکته میرسیم:
کارگردان فقط صحنه را نمیبیند؛ او تصمیم میگیرد مخاطب چگونه آن را ببیند.
هیچ تکنیکی بهتنهایی کارگردانی نیست.
حرکت دوربین وقتی ارزشمند است که دلیل داشته باشد.
نور وقتی مهم است که به روایت کمک کند.
میزانسن وقتی حرفهای است که اطلاعات یا احساس منتقل کند.
قاببندی وقتی قدرتمند است که نگاه مخاطب را هدایت کند.
و حتی سکوت، صدا، رنگ و بازی بازیگر زمانی تبدیل به زبان سینما میشوند که انتخاب آگاهانه کارگردان پشت آنها باشد.
به همین دلیل است که سبک کارگردانهای بزرگ با تقلید از ظاهر فیلمهایشان ساخته نمیشود.
اگر فقط حرکت دوربین تارکوفسکی، رنگهای وونگ کار-وای یا قابهای کوبریک را تقلید کنیم، هنوز صاحب سبک نشدهایم.
باید یاد بگیریم چرا آن انتخاب را انجام دادهاند.
تمرین نهایی 🎥
یک صحنه یکدقیقهای بدون دیالوگ بساز.
قبل از فیلمبرداری فقط یک سؤال از خودت بپرس:
«من میخواهم مخاطب دقیقاً چه چیزی را احساس یا کشف کند؟»
بعد تمام تصمیمهای صحنه را بر اساس همین سؤال بگیر:
قاب
حرکت دوربین
نور
میزانسن
بازی
صدا
ریتم
بعد از پایان فیلم، از چند نفر بخواه فقط یک جمله درباره چیزی که احساس یا کشف کردهاند بگویند.
اگر چیزی که آنها دریافت کردهاند به چیزی که تو قصد داشتی نزدیک باشد، یعنی انتخابهای کارگردانی تو در حال تبدیل شدن به زبان شخصی هستند.
پایان دوره
این ۷۰ جلسه قرار نیست به تو یک فرمول ثابت برای کارگردانی بدهند.
هدف این است که وقتی وارد یک صحنه میشوی، دیگر فقط نپرسی:
«چطور این را فیلمبرداری کنم؟»
بلکه بپرسی:
«چرا باید اینطور ببینیم؟»
همین سؤال، نقطه شروع کارگردانی حرفهای است.
🎬 این دوره در ۷۰ جلسه به پایان رسید.
@Educationdirector
Post #8321
1.16K
- ❤ 13
- 👍 2
- 🏆 2