ایران را پشت میز مذاکره کوچک نکنید!
آقای رئیسجمهور!
دیپلماسی به معنای روایت کردن ضعفهای کشور در برابر رسانهای که سالها علیه ایران موضع گرفته نیست...
سخنرانی رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، با تأکید بر ایستادگی ایران در برابر تهدید و مذاکره بدون پذیرش زور، رویکرد روشن جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی ارائه کرد. اما تنها چند روز بعد، در مصاحبه با رسانههای آمریکایی، اظهاراتی درباره مسائل هستهای، مشکلات اقتصادی و مسائل داخلی کشور مطرح شد که در مقابل مواضع قبلی، پرسشبرانگیز بود.
بخش قابلتوجهی از مردم و همچنین رهبر انقلاب، اساساً نسبت به مذاکره با دشمن و نتیجهبخش بودن آن خوشبین نیستند؛ بهویژه با توجه به سابقه بدعهدی، تحریم و فشارهای طرف مقابل، نمیتوان مذاکره را بهخودیخود راهحل مشکلات کشور دانست. با این حال، حالا که مسئولان کشور مسیر مذاکره را دنبال میکنند، انتظار روشن این است که ایران را در این مسیر کوچک نکنند و از موضع ضعف سخن نگویند. اگر قرار است مذاکرهای انجام شود، حداقل نباید چیزی را که میتواند اهرم قدرت و چانهزنی ایران باشد، پیشاپیش در اختیار طرف مقابل قرار داد.
این نگاه، وقتی در کنار سخنان اخیر رهبر انقلاب قرار میگیرد، اهمیت بیشتری پیدا میکند. ایشان در پیام اخیر خود تأکید کردند که جمهوری اسلامی با وجود تلاشهای گسترده دشمن برای بازگرداندن ایران به دوران عقبماندگی، وابستگی و ذلت، نهتنها به آن دوران بازنگشته، بلکه در اثر فشارها و جنگهای اخیر قویتر از گذشته شده است. ایشان همچنین تأکید کردند که نباید چشم امید به وعدههای سلطهگران و بدخواهان دوخت. و در تعبیری صریحتر فرمودند که بر اساس محاسبات الهی، کشوری که برای اقامه حق هراسی ندارد، قدرت اول جهان است.
پس مسئله فقط این نیست که در یک مذاکره چه میگوییم؛ مسئله این است که ایران را با چه تصویری از خودمان پشت میز مذاکره مینشانیم. کشوری که رهبر آن از ایستادگی، استقلال و قدرت سخن میگوید، نباید در برابر طرف مقابل چنان سخن بگوید که گویی برای حل مسائل خود، چشم انتظار پذیرش و رضایت اوست.
این مسئله در موضوع هستهای اهمیت بیشتری پیدا میکند. رهبر انقلاب بارها بر حفظ توان غنیسازی کشور و نپذیرفتن فشار برای کنار گذاشتن آن تأکید کردهاند. وقتی چنین موضعی درباره موضوع هستهای وجود دارد، طبیعی است که سخن گفتن از کاهش یا تغییر در سطح غنیسازی، آن هم پیش از شکلگیری یک توافق مشخص و در گفتوگو با رسانه آمریکایی، نیازمند توضیح جدی باشد.
وقتی رئیسجمهور ایران در برابر یک رسانه آمریکایی از آمادگی برای رقیقسازی ذخایر اورانیوم ۶۰ درصد و پذیرش راستیآزمایی سخن میگوید، طبیعی است که این سؤال مطرح شود:
این امتیاز در برابر چه امتیازی از طرف مقابل مطرح شده است؟
اگر قرار است موضوع هستهای ایران، آنطور که موضع اعلامشده رهبری تأکید دارد، محل عقبنشینی تحت فشار طرف مقابل نباشد، چرا باید پیش از آغاز مذاکرات، رئیسجمهور از آمادگی برای رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد سخن بگوید؟
مذاکره زمانی معنا دارد که دو طرف در برابر یکدیگر تعهد بدهند؛ نه اینکه یک طرف پیش از آغاز مذاکرات، میزان انعطاف خود را اعلام کند.
طرف مقابل از سخنان مسئولان صرفاً بهعنوان یک مصاحبه رسانهای استفاده نمیکند؛ همین اظهارات میتواند در ارزیابی میزان فشارپذیری، قدرت چانهزنی و خطوط قرمز ایران مورد استفاده قرار گیرد.
از سوی دیگر، مشکلات داخلی کشور موضوعی میان دولت و ملت ایران است.
فاکسنیوز نه نماینده مردم ایران است و نه محرم مشکلات داخلی ما.
مسائل داخلی ایران باید در برابر مردم ایران حلوفصل و درباره آن پاسخگویی شود، نه در مقابل تریبونی که میتواند از بازخوانی ضعفها و مشکلات کشور برای فشار بیشتر بر ایران استفاده کند.
شفافیت با بیملاحظگی متفاوت است!
دیپلماسی یعنی تشخیص اینکه چه چیزی، چه زمانی و در برابر چه کسی باید گفته شود.
از همین رو، فاصله میان مواضع رئیسجمهور در سازمان ملل و برخی اظهارات او در مصاحبههای بعدی، قابل اغماض نیست. اگر قرار است ایران در عرصه بینالمللی از منافع خود دفاع کند، ادبیات مسئولان نیز باید همین منطق را نمایندگی کند؛ نه اینکه طرف مقابل از سخنان ما، آمادگی برای امتیازدهی بیشتر برداشت کند.