🔴 چرا تولید سرانه ایران از ونزوئلا پیشی گرفت؟
⭕️دکتر محمدرضا منجذب
🔹پیش افتادن تولید سرانه (GDP per capita) ایران از ونزوئلا در سالهای اخیر، بیش از آنکه حاصل یک جهش بزرگ اقتصادی در ایران باشد، ناشی از فروپاشی و انقباض بیسابقه و تاریخی اقتصاد ونزوئلا و در مقابل، تابآوری ساختاری و تنوع نسبی اقتصاد ایران در برابر شوکهای بیرونی است.
تحلیل عوامل اصلی این فاصله گرفتن اقتصادی را میتوان در چند محور ساختاری بررسی کرد:
۱. درجه تنوع ساختاری و بخش غیرنفتی (Diversification)
ونزوئلا: تا پیش از بحران، بیش از ۹۵ درصد درآمدهای صادراتی و بخش عمده بودجه ونزوئلا مستقیماً به نفت وابسته بود. با افت تولید نفت، کل تابع تولید این کشور متوقف شد و سایر بخشها (کشاورزی و صنعت) به دلیل سنوات متوالی بیماری هلندی و قیمتگذاری دستوری عملاً از بین رفته بودند.
ایران: ایران با وجود وابستگی نفتی، دارای یک بخش غیرنفتی گسترده شامل صنایع مادر (پتروشیمی، فولاد، مس)، بخش کشاورزی، خدمات و صنایع کارخانهای است. در دوران تحریم، بخش غیرنفتی ایران توانست تا حدی جبرانکننده افت درآمدهای نفتی باشد و سطح پایهای از تولید ناخالص داخلی را حفظ کند.
۲. نوع نفت، فناوری پالایشی و زنجیره ارزش
ونزوئلا: نفت ونزوئلا از نوع بسیار سنگین (Super Heavy) در کمربند اورینوکو است که برای استخراج، پالایش و انتقال نیازمند مخلوط کردن با میعانات سبک و سبُککنندههای وارداتی است. تحریمهای آمریکا صادرات این سبککنندهها به ونزوئلا را بلوکه کرد و تولید نفت این کشور از حدود ۳ میلیون بشکه در روز به زیر ۵۰ structure تا ۷۰۰ هزار بشکه سقوط کرد.
ایران: نفت ایران تنوع بیشتری دارد و زیرساختهای پالایشی و پتروشیمی داخلی (مانند پالایشگاه ستاره خلیج فارس) امکان تبدیل نفت خام و گاز به فرآوردههای دارای ارزش افزوده و بنزین را فراهم کرد. این موضوع نهتنها کشور را از واردات سوخت بینیاز کرد، بلکه صادرات فرآوردههای نفتی و پتروشیمی به یک منبع درآمدی ارزی جدید تبدیل شد.
۳. جغرافیای اقتصادی و تجارت منطقهای (Trade Network)
ونزوئلا: به لحاظ جغرافیایی در آمریکای لاتین ایزوله است و همسایگان بلاواسطه آن (مانند کلمبیا و برزیل) عموماً همسو با سیاستهای تحریمی آمریکا بودند. بنابراین امکان دور زدن تحریمها و تجارت خرد مرزی برای ونزوئلا بسیار محدود بود.
ایران: قرار گرفتن در منطقهای استراتژیک با ۱۵ همسایه خاکی و آبی، بازار ۳۰۰ میلیونی منطقهای (عراق، ترکیه، کشورهای خلیج فارس، آسیای مرکزی و پاکستان) و امکان مبادله تجاری غیررسمی، تهاتری و ارزی را فراهم کرد. این شبکه مویرگی تجارت منطقهای، مانع از انسداد کامل مبادلات تجاری ایران شد.
۴. اجتناب از ابرتورم مطلق و حفظ کارکرد سیستم پولی
ونزوئلا: ونزوئلا وارد نرخهای ابرتورم نجومی (بالای ۱,۰۰۰,۰۰۰ درصد) شد که رسماً واحد پول ملی (بولوار) را نابود کرد، سیستم بانکی و اعتباری را از کار انداخت و تولید را کاملاً فلج ساخت. (کاهش بیش از ۷۰ درصدی حجم اقتصاد ظرف چند سال).
ایران: اگرچه ایران تورمهای بالا و مزمن (در محدوده ۳۰ تا ۵۰ درصد) را تجربه کرده، اما با وجود شوکهای ارزی، موفق شد از ورود به دامنه «ابرتورم مهارنشدنی» جلوگیر کند. سیستم بانکی و شبکه پرداخت کشور باقی ماند و مبادلات اقتصادی داخلی متوقف نشد.
۵. امنیت غذایی و تامین کالاهای پایه
ونزوئلا: فروپاشی کامل بخش کشاورزی باعث شد این کشور برای تامین ابتداییترین کالاهای غذایی به واردات وابسته شود. با افت درآمد ارزی، بحران حاد انسانی و کمبود شدید غذا رخ داد که به خروج بیش از ۷ میلیون نفر (حدود یکچهارم جمعیت) منجر شد.
ایران: وجود بخش کشاورزی داخلی و سیاستهای حمایت از تولید کالاهای اساسی، توانست حداقل امنیت غذایی و تامین سفره پایه جامعه را تضمین کند و از فروپاشی معیشتی در سطح مطلق جلوگیری نماید.
در مجموع، شاکله صنعتی پیشین، زنجیره ارزش داخلی، تنوع صادرات غیرنفتی و دسترسی به بازارهای منطقهای، به عنوان یک «کف حمایتی» عمل کردند که مانع از سقوط آزاد GDP ایران به سطح ونزوئلا شد.
🔴 ویدیوی مقایسه تولید سرانه دو کشور طی زمان
🔴 کانال دکتر منجذب
Post #626
2.52K