✳️ چکیده کتاب:
ایران و آمریکا: تاریخ یک رابطه از ۱۷۲۰ تا ۲۰۲۰»
اثر جان قزوینیان (John Ghazvinian)
❇️ قسمت دوم
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود برای متفقین اهمیت فوقالعادهای پیدا کرد.
ایران به مسیر انتقال تجهیزات به شوروی تبدیل شد و نیروهای بریتانیا و شوروی وارد کشور شدند.
آمریکا نیز بهتدریج حضور خود را در ایران افزایش داد.
از اینجا به بعد، رابطهٔ ایران و آمریکا دیگر فقط رابطهای فرهنگی یا دیپلماتیک نبود.
آمریکا به یک بازیگر جدی سیاسی و اقتصادی در ایران تبدیل شد.
۸. مسئلهٔ نفت و محمد مصدق
در روایت قزوینیان، مهمترین نقطهٔ شکست اعتماد میان دو کشور، بحران نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است.
دولت محمد مصدق صنعت نفت را ملی کرد.
در ابتدا آمریکا در تلاش برای میانجیگری میان ایران و بریتانیا بود.
اما با تغییر شرایط بینالمللی و آغاز دولت آیزنهاور، نگرانی آمریکا از کمونیسم و اتحاد شوروی افزایش یافت.
در نهایت آمریکا و بریتانیا در سرنگونی دولت مصدق نقش داشتند.
این حادثه در نگاه تاریخی قزوینیان اهمیت فوقالعادهای دارد، زیرا:
از اینجا به بعد، تصویر آمریکا در ذهن بخش مهمی از جامعهٔ ایران تغییر میکند.
آمریکایی که قبلاً «قدرت سوم» و حتی نیرویی بیطرف در برابر استعمار بریتانیا و روسیه تصور میشد، اکنون به قدرتی تبدیل میشود که مستقیماً در سیاست داخلی ایران مداخله کرده است.
۹. رابطهٔ بسیار نزدیک شاه و آمریکا
پس از ۱۳۳۲، روابط ایران و آمریکا بهشدت نزدیک شد.
ایران برای آمریکا در چارچوب جنگ سرد اهمیت استراتژیک داشت.
در مقابل، حکومت شاه از حمایت سیاسی، اقتصادی و نظامی آمریکا برخوردار شد.
همکاری دو کشور در زمینههای مختلف گسترش یافت:
ارتش
امنیت
نفت
اقتصاد
آموزش
فناوری
اطلاعات
اما این نزدیکی یک مشکل اساسی داشت:
هرچه حکومت شاه به آمریکا نزدیکتر میشد، در بخشی از جامعهٔ ایران احساس وابستگی به آمریکا بیشتر میشد.
در نتیجه، رابطهٔ دولتها لزوماً به معنای رابطهٔ مثبت میان ملتها نبود.
۱۰. چرا انقلاب ۱۳۵۷ نقطهٔ انفجار شد؟
قزوینیان برای فهم انقلاب ایران فقط به سال ۱۳۵۷ نگاه نمیکند.
او مجموعهای از عوامل تاریخی را در نظر میگیرد:
کودتای ۲۸ مرداد
نزدیکی شدید شاه و آمریکا
حضور و نفوذ آمریکا در ایران
نارضایتی از حکومت شاه
تحولات اجتماعی
رشد مخالفان مذهبی و سیاسی
انقلاب سفید
تغییرات اقتصادی و اجتماعی
احساس از دست رفتن استقلال
در این فضا، آمریکا در ذهن بسیاری از انقلابیون نه یک قدرت دوست، بلکه نماد حمایت خارجی از رژیم شاه بود.
به همین دلیل، انقلاب ایران به یکی از بزرگترین شکستهای روابط ایران و آمریکا تبدیل شد.
۱۱. بحران گروگانگیری
پس از انقلاب، رابطه تقریباً بهسرعت فروپاشید.
ورود شاه به آمریکا برای درمان، نگرانی انقلابیون را افزایش داد.
در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، سفارت آمریکا اشغال شد و دیپلماتهای آمریکایی گروگان گرفته شدند.
از نگاه آمریکا، این حادثه ضربهای بزرگ به اعتبار و امنیت آن کشور بود.
از نگاه انقلابیون ایران، اشغال سفارت واکنشی به دههها مداخله و بیاعتمادی بود.
اما نتیجه روشن بود:
روابط رسمی دو کشور قطع شد و خصومت وارد مرحلهای جدید شد.
۱۲. جنگ ایران و عراق
جنگ ایران و عراق نیز رابطهٔ ایران و آمریکا را پیچیدهتر کرد.
آمریکا در نهایت در کنار عراق قرار گرفت، هرچند رابطهٔ آمریکا با عراق نیز بسیار پیچیده و متغیر بود.
برای ایران، این دوره احساس محاصره و تهدید از سوی آمریکا را افزایش داد.
در همین دوره، حادثهٔ سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران توسط ناو آمریکایی USS Vincennes در سال ۱۹۸۸، به یکی از تلخترین وقایع روابط دو کشور تبدیل شد.
در ایران، این حادثه عمق بیاعتمادی به آمریکا را بیشتر کرد.
۱۳. ایران و آمریکا پس از جنگ سرد
با پایان جنگ سرد، دشمن مشترک شوروی از میان رفت.
اما این اتفاق الزاماً موجب نزدیکی ایران و آمریکا نشد.
در دههٔ ۱۹۹۰:
تحریمهای آمریکا افزایش یافت؛
اختلاف بر سر برنامهٔ هستهای و مسائل منطقهای شکل گرفت؛
روابط سیاسی همچنان قطع باقی ماند.
در دولت محمد خاتمی، امکان بهبود رابطه تا حدی افزایش یافت، اما بیاعتمادی تاریخی و اختلافات ساختاری مانع عادیشدن روابط شد.
۱۴. از ۱۱ سپتامبر تا برجام
پس از حملات ۱۱ سپتامبر، شرایط برای مدتی پیچیدهتر شد.
ایران و آمریکا در برخی مسائل مربوط به افغانستان منافع مشترکی داشتند، اما این همکاری پایدار نشد.
سپس مسئلهٔ برنامهٔ هستهای ایران به محور اصلی اختلاف تبدیل شد.
در نهایت، مذاکرات طولانی ایران و قدرتهای جهانی به برجام در سال ۲۰۱۵ رسید.
اما خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحریمها، دوباره روابط را وارد مرحلهٔ شدیدتری از تنش کرد.
Post #716
108
- ❤ 1