من مطالعه میکنم پس هستم،
من مینویسم پس هستم.
خواندن و مطالعه کردن البته کمی متفاوت است. ولی وقتی خواندن عادت ما میشود و مطالعه کردن گذران اوقات ارزشمند زیستن، آنگاه یادگیرندگی مبنای زندگی معنی داری میگردد که هم خودمان را و هم اطرافیان را به سمت و سوی آرامش و البته تاثیرگذاری هدایت میکند. مطالعه و یادگیری از آن به صورت درونزاد و درون رویش، بذر فضیلتهای زیادی را در ما روشن خواهد کرد. فضیلتهایی همچون صبوری، آرامش، خلوت گزینی، دوری از قضاوت زود هنگام، یادگیرندگی مدام، عمیق فکر کردن و اندیشه ورزی، پذیرندگی تنوع، تمرکز و ...
در پس مطالعه و خواندن، نوشتن نیز از رفتارهای ارزشمند یک انسان تاثیرگذار و توسعه یافته است. نوشتن در سطوح متفاوتی البته اتفاق میافتد. از نوشتن خاطرات، نوشتن وقایع، نوشتن مقالات ژورنالی، نوشتن تحلیل، نوشتن نقد و نظر و نوشتن اندیشهها. اما نوشتن است که در هر شکلی از آن، نوعی از ورز اندیشه را در خود پنهان دارد. لذا نوشتن از هر نوعی که باشد، هویت بخشیدن به خود به منظور تاثیر گذاردن بر خوانندگان است. لذا نوشتن زمانی آغاز میگردد که فرد در پس مطالعه و اندیشه، به دنبال تاثیرگذاری بر دیگران است. و این مسیر ارزشمند خواندن، مطالعه کردن، تاثیر پذیرفتن، اندیشه کردن، ورزیدن، نوشتن و تاثیرگذاردن، مسیری در هویت بودن است.
پس هر من دارای هویتی نیاز به مطالعه کردن و نوشتن دارد و توسعه به معنای بزرگ آن که در مرکز خود انسان توسعه یافته را دارد، نیازمند تربیت انسانهایی است که به مطالعه و نوشتن عادت مثبت و وابستگی هویتی دارند.
پس:
من مطالعه میکنم پس هستم.
من مینویسم پس هستم.
19 مهر 1405
#کرمانشاه
#سهراب_دل_انگیزان
http://t.me/drdelangizan
Post #6336
267