«علل گرایش جامعه به خرافه و رمالی»
🖍بهروز مرادی
مشاهدات و گزارشات از این امر حکایت میکنند که در سالهای اخیر، خرافه و رمالی و جادو و جنبل در جامعهی ايران از اقبال گستردهای برخوردار گردیده است. اگر اطرافيان خود را معيار ميزان اين اقبال قرار دهيم نيز پی به اين فرآيند رو به رشد خواهيم برد.
گرايش به رمالي مختص جامعهای خاص همچون ايران نيست و ردپای آن در ساير جوامع هم به چشم میخورد. حتي در جوامع غربی نيز هستند مردمانی كه برای تاثيرگذاشتن بر روند وقايع يا پيشبينی زندگی آيندهشان دست به دامان آنهايی ميشوند كه ادعای برخورداری از قدرت پيشگويی آينده يا تغيير روند رخدادهای آتی را دارند. همين موضوع پرده از اين واقعيت برمیدارد كه آگاهبودن از آينده برای همهی مردم جاذبه دارد.
گاهی نيز افراد در مسير حوادثی ناخوشايند قرار دارند و برای رهاییيافتن از آن حوادث نمیتوانند از تواناییهای عقلی خویش برای کمک به خود بهره بگیرند. از این روی؛ توسلجستن به رمالی از یک نظر ريشه در غيرقابل پيشبينی بودن زندگی و غیبت عقلانیت برای حل مسائل دارد.
هرگاه نظام اجتماعی و سیاسی نیز، آبستن رخدادهایی باشد كه نتوان با كمك تحليل علّی و با استفاده از توانایی عقلی آنها را پيشبينی نمود، آنگاه فرد غیرخردمند، خود را در موقعيت استیصال درمییابد و ممکن است برای برونرفت از آن وضعیت به خرافه و رمالی پناه ببرد.
گاهی اوقات نيز اين گرايش از عجولبودن و شكيبانبودن فرد ناشی میشود که آنچنان صبوری نتواند که بتواند شاهد جریان عادی زندگی باشد.
مراجعه به رمالها معمولاً كار آنهاییست كه از خرد تحلیلگر برخوردار نیستند، فاقد ساختار ذهنی متأثر از عقل علّیاند و توانايی ارزيابی و شناخت و ردیابیِ نتايج و پيامدهای اعمال خود را ندارند و فاقد آن آگاهیاند که بدانند حوادث چرا به وقوع میپیوندند و نقش خود آنها در وقوع اتفاقات زندگیشان چیست. آنان به تلاش و نتايج آن بياعتمادند و به كُنه زندگی نتوانستهاند اعتماد كنند و گرچه حتی ممكن است بیسواد هم نباشند، اما از سواد كافی برای زندگیکردن بر پایهی عقل خویش بهرهمند نشدهاند.
گرايش به رمالی در جامعه نتيجهی زندگی در همسايگی خرافات نیز میباشد. اگر فرد تصور كند كه زندگیاش نه توسط خود او و قانونمندیهای قابل كنترل و پيشبينیپذیر، بلكه توسط نيروهایی موهوم و غيرقابل پیشبینی و غيرقابل كنترل اداره و هدايت میشوند، آنگاه برای مهار و مديريت آن نيروهای فرضی دست به دامان كسی میشود كه مدعی آگاهی از آن نيروها و توانایی تسلط بر آنهاست. از اين زاويه، رمالی در نقطهی مقابل دينداری توحيدی قرار میگيرد، چراكه اديان توحيدی قائل به وجود چنين نيروهايی خارج از ارادهی خداوند نمیباشند.
نظامهای سیاسی فاسد همواره از گرایش مردم به خرافات استقبال نمودهاند، چراکه خرافات سبب به انحراف بردنِ ذهن مردم عوام از علل اصلی بیچارگی و فلاکت آنهاست. چنین نظامهایی بسیار مشتاقاند تا دین، قالب و محتوا و ظاهر و باطنی خرافی بپذیرد تا نیروهای پرورشدهنده، حرکتزا و رهاییبخش آن توسط باور به غالبیّتِ نیروهای موهوم بیاثر و خنثی گردند. پیامد این مشغولیّتِ فریبکارانه و مسخکننده ازجمله این است که بسیاری از مردم، نظام سیاسی را نه علت بدبختیهای خود میبینند و نه برای حل مسائل جمعی خود و تغییردادن اوضاع بحرانزدهی خود، به نیروی کنشگریِ جمعی خود متوسل میگردند.
چنین است که انسانهای ناخردمند، به جای اندیشیدن راههای خردمندانه برای تغییر اجتماعی_سیاسی، منتظر اقدامات نیروهای موهوماند.
بسیاری از این خرافهگرایان، به جای فعالسازی عقل چارهاندیش صبور، نفرین را برای آسیبزدن و دعا را برای بهرهمندشدن برمیگزینند، حال آنکه اولی به خود افراد بازمیگردد و دومی بدون اثربخشی به نومیدی میانجامد.
به هر حال، گرايش به رمالی در جامعه هم خرافهگرایی اجتماعی را برملامیسازد، هم از روحيات تلاشگريزانهی مردم پرده برمیدارد، هم از ترس آنها از روند غيرقابل پيشبينی رخدادها حكايت میکند و هم بيانگر رويكرد غيرتحليلی جامعهایست كه ماهيت كارها را آگاهانه نمیشناسد و پيامدها را نمیتواند تشخيص دهد و پيشبينی كند و همواره خود را مستأصلانه در معرض وقوع حوادث ناگوار میبيند و ترس از حال و آينده دارد و درنتیجه برای نجات از دست فلاکت و بیچارگی و بدبختی و بهبود اوضاع خود منتظر و دستبهدامانِ نیروهای موهوم یا بیرونیست.
پر بیراه نیست اگر بگوییم که عموم همین افرادند که از حملهی خارجی برای تغییر اوضاع داخلی استقبال میکنند.
۵ مهرماه ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
Post #2930
258