«وجوب و اختیار در عبادت»
🖍 بهروز مرادی
استاد محمد مجتهد شبستری در یادداشتی تلگرامی چنین بیان نمودهاند که وجوب عبادات را میبایست از آن برداشت و آن را در مقام توصیه مطرح نمود.
او که بزرگترین هرمنوتیکدان ایرانی است، بدون تردید در بازگشایی مسیر نواندیشی اسلامی در ایران معاصر نقشی برجسته ایفا نموده است. اما این یادداشت اخیر ایشان نشان میدهد که استاد دست کم در این نوشته دین را همچنان از زاویهای فقهی و سنتی مینگرد، چراکه به نظر میرسد تلقی ایشان از واجب، همان است که در فقه سنتیِ احکاممحور مراد گردیده است.
البته ایشان بهدرستی به نقد فقهی میپردازد که بهجای باطنگرایی، آدابگراست و در عبادت و شعائر عمدتاً به مدیریت و مهندسی جسم مسلمان مشغول است و ساحت روان را به کنار مینهد و از توصیههایش فضیلت و زیست اخلاقی زاده نمیشود.
اما نکتهی مهم این است که نمیبایست فلسفهی عبادت را در دایرهی تنگ و نارسای فقه سنتی چنان به محدودیت گفتمانیِ واجب و غیر واجب کشاند تا از پی آن، موجبات نسخ آن در دوران پساسنت فراهم گردد.
باری؛ واجب آن است که اگر ریشهی قرآنی یا سنت نبویِ تأییدشده داشته باشد، برای در تعادل نگاهداشتنِ وجود انسان، مقام وجوب یافته و رعایت آن برای پایندگی حضور در فضای بندگی و پایداری سلامت نفس و نظارت بر چگونهبودن خویش ضرورت دارد.
انسان از نظر قرآن بدون تردید مختار است که عبادت را به کناری نهد و در این کتاب، این آزادی برای وی به رسمیت شناخته شده و در دین هیچ اجبار و تحمیلی روا نیست، اما آدمی باید بداند که با وانهادنِ عباداتِ وصلکننده به حضرت حق، سلامت نفس و تعادل باطنی خویش را در معرض خطرِ ناشی از روزمرگی و مسخشدگی و همهویتی با چیزهای اینجهانی قرار میدهد.
وقتی که خداوند در قرآن به حضرت رسولص میفرماید که به جز نمازهای روزانه، پارهای از نیمهشب را نیز به عبادت بپردازد، معلوم میدارد که عبادت نه تنها حتی برای فردِ به مقامِ نبوت رسیده تعطیلبردار نیست، بلکه هر چه آدمی مقام معنوی بلندتری مییابد، به عبادت بیشتر و وسیعتری نیازمند میشود تا فربهی عبادت، وی را در مسیر پویای تعالی وجودیاش در مرتبتِ فراز نگاه دارد و او را همواره به بر بکشد و بر صدر تعالی بنشاند، چراکه روزمرگی سبب میشود که آدمی از وجود متعالی خویش دور شود. فعالیتهای مشغلهساز زندگیِ روزمره میتواند آدمی را غرق در ازخودبیگانگی و خودفراموشی کند و او را از حقیقت وجودی خویش دور سازد و همین امر وجوب عبادت مداوم را ایجاد میکند و ضرورت میبخشد.
نظر به اینکه شکل عبادت در ادیان مختلف، متفاوت است و پیامبران مختلف اشکال مختلفی از عبادت را در بافتار تاریخی متفاوت نهادینه ساختهاند، هر نفیِ عبادتی لازم است با جایگزینی صورت عبادی دیگری همراه باشد تا پیوستگی و وصل «منِ محدود» با «منِ بینهایت» تداوم یابد. دین نمیتواند بپذیرد که آدمی آنچه را که سلامت نفس و وجود او در گرو وجوب آن است را در مسیر پویای زندگی به کناری نهد و قطره را در خشکیِ بیابان رها سازد و تصور کند که بدون پیوستگیِ پاینده و وصل مدام به اقیانوس بیکران وجود قادر خواهد بود از قیود مردگیسازِ روزمرگی در امان بماند.
٣١ شهریور ١۴٠۵
🌿@drBehrouzMoradi
Post #2923
521