TGViewer
Channel Public Channel
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ 𝖣︎𝖨︎𝖤︎𝖥𝖠︎𝖫𝖤︎.

‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ 𝖣︎𝖨︎𝖤︎𝖥𝖠︎𝖫𝖤︎.

@diofflx

مـوضـو؏ بـر سـر امـیــد بـود؛ㅤㅤㅤㅤ
چیــزی بسیـــار مقــدس تــر از زنــدڱے @diefllbt_bot
Subscribers
1.13K
Photos
6
Videos
1
Links
4

Showing posts older than #13623 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #13469
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ 𝖣︎𝖨︎𝖤︎𝖥𝖠︎𝖫𝖤︎. pinned «درود شبتون بخیر یه موردی هست که باید بگم حمایت پست/چلنج هاتون و چلنج های خود چنل هم با ادمینه صرفا من نمیتونم زیاد برسم به اینجا ؛ پس با ادمین همکاری کنید و اگه پست‌ یا چلنجی داشتید جا انداختیم بات چنل بفرستید؛ مچکرم.»
Post #13467 188
درود شبتون بخیر
یه موردی هست که باید بگم
حمایت پست/چلنج هاتون و چلنج های خود چنل هم با ادمینه صرفا من نمیتونم زیاد برسم به اینجا ؛ پس با ادمین همکاری کنید و اگه پست‌ یا چلنجی داشتید جا انداختیم بات چنل بفرستید؛ مچکرم.
Post #12274 4.4K
‌ ‌‌    ‌‌ 🤩   ‌ ‌ ‌ڪلبــــه ے کـلانـتــر - نـوامـبــر  🎻     🤩
مــه ؛ چون انـدوهِ کـلانتر بر دامنـه‌ کلبـه خفتـه بـود؛ بو قـهـوه‌ے تلـخـی که هـر صبـح بـرای دل خـستـه‌اش میےریختی روی تـن دیـوار هـا خاطـره بـود امـا بـه زهـر آلـودی ایـن اَیـام غـیابـت نمی‌رسیـد‌
نــامـه‌ای بر سینـه‌ے چـوبـی میـز گستـرده بود؛ بـا مُـهری که برایش غریبـه نبـود امـا ایـن‌ بار بـوی تو را نمیےداد
با دستـانی کـه روزگـاری شـانـه‌هایت را آرام می‌فشـرد ؛ با چشمـانی کـه در پرستش آن قدیس بے رحـم بی فـروغ مانـده بـود نامـه را گشـود کلـماتش خشـک و رسـمے بودنـد  بی‌ هیچ نشـانی از آن دوستــت دارم هاے کـه زمـانی در گوشـه‌ے هـر سطـر بـرایش پنهـان می‌نـوشتی؛
اســلحـه‌ای کـه را سـال ها بـرای پـاسداری از شهر بـه دوش میےکـشید حالا خستـه و بی رمق چـون صـاحبش خانـه نشین بـود و تنهـا چـاره‌ سازِ رهـایی خویش بـود
بـاران به شیشـه‌ های کلبـه می‌کوبیـد؛ درست مـانند تلنگـرِ خاطـرات شـام گـاهی ات کـه تنها مهمـان ِ نـاگزیر کـلانتر بـود قهـوه‌اش را جـرعه‌جـرعه نوشیـد؛ بے آنکه گرمایی به لـب های سـردش ببخشـد
اکنــون تنهـا چیزی کـه بـاقیست ؛ یک نامه‌ے ناتــمام بود؛ برای تو.
Post #10598 4.94K
‌   ‌       ‌    ‌تـبعــیدِ نــــور -   دیــفــــال؛
خـستگی در او شبـیه احساسـی گذرا نبود ؛
بـه سـرشتش بـدل شده بود . گویـی قـرن‌ها بارِ نامرئـی جهـان
را بر دوش ڪشیده بود ؛شـب‌ها را خوب مےشناخت ؛ بـرای او سـرزمینـی بـود که ارواح زخـم‌هایـش در آن بیـدار میےشدند در تاریـڪی ؛
خاطـرات از گوشـه‌های فرامـوش‌ شده ذهنـش بیـرون می‌آمدند و دور قلبـش حلقــه می‌زدند ؛ خاطـراتی ڪه نه آنقدر زنـده بودنـد ڪه بتـوان دوبـاره لمسشان ڪرد و نـه آن‌ قـدر مـرده ڪه بتـوان از دسـتشان گـریـخـت . هر زخـمی که بر جـانـش نشـسـت ؛ تـنهـا درد نبـود؛ دگـردیسـی بود چیـزی در وجـودش بـا هر رنـج میےمرد و چیـزی تـاریڪ تـر به جــای آن متـولد میےشد . انـدوه، ابتدـا مهـمانـی غـریبـه بـود ڪه گـاه‌وبی‌گاه به خـانـه روحـش سـر می‌زد؛ امـا سـال‌ها بعـد، صـاحب‌خانـه شد و او را بـه گـوشـه‌ای از وجـود خـودش تبـعیـد ڪرد
Post #8223 9.09K
‌‌ ‌‌   ‌    ‌ ‌ 💲 Между черными  ‌дырами
ㅤтвоихглаз Один в одной комнате
‌ㅤ  ‌ㅤㅤㅤ ㅤ 𝐋𝚬𝚻 𝐑𝚺𝚨𝐃 𝐒𝚻𝚲𝐑 ✔️
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →