«جمهوری اسلامی، اسلام واقعی نیست؟»
چرا «اسلام واقعی»، «اسلام غیرواقعی» را از میدان بیرون نمیکند؟
ورق بزنید
یکی از ادعاهای بعضی از اسلامگرایان ایرانی این است که: «نظام ولایت فقیه نماینده اسلام واقعی نیست.» بسیاری از اسلامباوران میگویند سرکوب دائمی دینی، حجاب اجباری، تبعیض، خشونتهای مبتنی بر ایمان و اعدامهایی که به نام دین انجام میشود، با «اسلام واقعی» سازگار نیست و نظام ولایت (جمهوری اسلامی) فقط از نام دین سوءاستفاده میکند. این ادعاها تا چه حد بجا هستند؟
▪️آیا اسلام، واقعی و غیر واقعی دارد؟
مشکل اصلی ادعاها در زمینه واقعی نبودن اسلام نظام اسلامی، این است که تقریباً همه جریانهای اسلامی خود را «واقعیتر» از دیگری میدانند. ابهام و آشفتگی در متون دینی و تفسیر-زدگی باعث شده تا گروههای متعدد اسلامی بتوانند تقریبا هر چیزی را با کمی تفسیر و اتخاذ رویکردهای کلامی به اسلام نسبت دهند. به همین دلیل حتی درون مسلمانان نیز بر اساس فقه و تفسیر اختلافات بزرگ و حتی خونینی وجود دارد. به نظر میرسد احتمالا چیزی به نام اسلام واقعی قابل تشخیص کامل نیست. برای کسی که بیرون نزاعهای فقهی ایستاده، پرسش ساده است: با چه معیار مستقلی میتوان تشخیص داد کدام شاخه یا تفسیر واقعا نماینده اصل اسلام است؟
▪️چرا «اسلام واقعی»، «اسلام غیر واقعی» را شکست نمیدهد؟
با تمام تنوع در تفسیر اسلام، بعضی اسلامباوران در ایران اصرار دارند که ولایت فقیه نماینده اسلام واقعی نیست، و حتی تخریبکننده آن است. اما اگر جمهوری اسلامی دههها توانسته از قرآن، فقه، روحانیت، احکام شرعی و مفاهیم دینی برای توجیه قوانین و سیاستهای خود استفاده کند، چرا «اسلام واقعی» نتوانسته به همان اندازه قدرتمند در برابر آن بایستد؟ چرا هرگاه حکومتی به نام اسلام سرکوب میکند، پس از آن میشنویم که «این اسلام واقعی نبود»؛ اما پیش از سرکوب، صدای هیچ مدل دیگری از اسلام آنقدر قدرتمند و موثر نیست که جلوی آن را بگیرد؟
▪️چه کسی اسلام واقعی را تعیین میکند؟
تقریبا تمامی شاخههای اسلام معتقدند که خودشان اسلام واقعی هستند. علی خامنهای بارها مخالفان و منتقدان یا مسلمانان سایر کشورها را به داشتن اسلامهایی غیرواقعی متهم میکرد. اما اگر یک تفسیر از اسلام آزادی، مدارا و اختیار را میپذیرد و تفسیری دیگر حجاب اجباری، اعدام «کافران» و «مرتدها» یا اجبار دینی را توجیه میکند، شاید کافی نباشد که فقط بگوییم تفسیر دوم «غیرواقعی» است. شاید اسلام اصیل یکی از این دو یا اساسا خارج از این دو دیدگاه باشد، یا اصل منسجمی نداشته باشد؟ اگر یک برداشت «غلط» بارها و بارها از دل یک سنت دینی بیرون میآید، شاید لازم باشد خود آن سنت، متون و امکانهای تفسیری آن نیز بررسی شوند.
#نقد_دین #اسلامگرایی #افراط_گرایی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
Post #9923
774





- 👍 6