👉 @domgadan
دختر و پسر دست تو دست هم قدم می زدن، دختر غش غش می خندید و پسر مست نگاهش میکرد. دمجنبونک 🐒 پشت سرشون تو پارک قدم میزد و نا خودآگاه می دیدشون. نفهمید پسره چی گفت، که دختر دستشو جمع کرد و با مشت کوبید به بازوی پسر و شاد و بلند گفت:دیونه
🐒 ایستاد. به خودش که اومد هیچ کس تو پارک نبود.
👉 @domgadan
Post #44
22
Forwarded from دمجنبونک