TGViewer
Aşk ve Sırlar🌊 Aşk ve Sırlar🌊 @daraghosh_razha · 227 subscribers
Post #2915 25
Aşk ve Sırlar🌊 Photo
النی خندید و اشکش را پاک کرد.

«واقعاً دختره...»

اوروچ دستش را محکم‌تر گرفت.

«دختر کوچولوی ما.»

شیرین با گریه خندید.

اسمه النی را در آغوش گرفت.

عادل لبخند می‌زد.

ظریفه آرام زیر لب گفت:

«خدا حفظش کنه.»

فاتیح دست روی شانه‌ی اوروچ گذاشت.

«تبریک می‌گم، داداش.»

اوروچ هنوز چشم از النی برنمی‌داشت.

انگار تمام شلوغی سالن برایش محو شده بود.

آرام نزدیک‌تر شد و پیشانی النی را بوسید.

«ممنونم.»

النی با چشم‌های خیس نگاهش کرد.

«برای چی؟»

«برای اینکه قراره با تو پدر یه دختر بشم.»

النی لبخند زد.

«هنوز به دنیا نیومده، داری لوسش می‌کنی.»

اوروچ خندید.

«از همین الان شروع کردم.»

ایسو از آن طرف سالن فریاد زد:

«من عموی دختر دار شدم!»

همه دوباره خندیدند.

اما وسط آن همه شادی...

اوروچ فقط دست النی را گرفته بود.

و به بادکنک‌های صورتی بالای سرشان نگاه می‌کرد.

اولین راز شیرینِ فرزندشان فاش شده بود.

آن‌ها قرار بود صاحب یک دختر شوند.

دختری که هنوز اسم نداشت...

اما از همان لحظه، تمام خانه‌ی فورتونا را پر از نور کرده بود.

ادامه دارد...

✨ نظرتون درباره این پارت؟ حدساتون رو ناشناس بفرستین: [https://t.me/daraghosh_razhabot]
  • ❤‍🔥 3
  • 💔 1
More from @daraghosh_razha
  1. Oct 11, 2026Post #2924
  2. Oct 11, 2026Hot❤️‍🔥
  3. Oct 11, 2026Post #2922
  4. Oct 11, 2026Civcivlarim🤍🐣
  5. Oct 11, 2026Post #2919
  6. Oct 11, 2026اوروچ به او نگاه کرد. «آره.» «چرا این اسم؟» اوروچ لبخند خیلی آرامی زد. «چون گونش یعنی خورش…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →