احتمالا این آخرین جلد یک روایت است؛ روایتی برای فهم اینکه چرا گونهٔ انسانِ خردمند، در پسِ یک ماشینِ زیستی، زیرِ آتشِ بیوقفهٔ خبر میسوزد.
باز هم با یک ضربهی آرام به کلیشههایی که نظامهای دینی، سیاسی و اجتماعی ساختهاند: اینکه فرسودگی و چککردن وسواسی خبر «ضعفِ اراده» است، یا اینکه با «امید» و آرامش تخیلی میشود از این طوفان سالم بیرون آمد.
📍تابآوری، دوام و بقای ذهنی در بحران، نیازمند دانش شناختِ مغز است، نه شعارهای آرمانی و وعده پاداشهای خیالی. این جزوه نشان میدهد که مقصر، خود خبر نیست؛
نااطمینانی است — و نااطمینانی، دقیقاً همان ماشهٔ کورتیزول است.
در دو جزوهی قبلی، جهانِ چاقدم و نامطمئن رو شناختیم («زندگی با احتمالات») و مغز رو بهمانند یک ماشینِ پیشبینِ کرانمند دیدیم («دوام»).
در این نوشته، جایی رو بازمیکنم که جهان و مغز به هم میرسند:
چرا بیشترِ آنچه میشنوی نویز است نه سیگنال، چرا خبرِ پُرنویز ترمزِ مغز را میفرساید، و چرا چککردن وسواسی خبر نه یک ضعف اخلاقی، بلکه یک حلقهٔ فیزیکیِ مشخص با قلابی مشخص است.
🔖حالا که دانشِ بهتری از این عضوِ خودخواه داریم، این شناخت باید به یک ابزار تبدیل شود؛ یکی از مهمترین ابزارها برای بهدستگرفتنِ کنترل جریان زندگی و برای مهیاشدن آگاهانه برای روزِ نهایی؛ نه اینکه قربانی منفعل سیلِ خبر بمانیم.
بقای ذهنی، در ادامهٔ بقای زیستی، تنها در پسِ دوام و تابآوری در شرایطِ سخت پایدار میماند. در غیر این صورت، اصول تصمیمسازی فرومیپاشد و لغزش بهسوی خطاهای زیستاجتماعی اجتنابناپذیر میشه.
تمام نقدهای سیستماتیک و نظرهای شما را با آغوش باز میپذیرم؛ بهویژه پرسشهایی که به فهم بهتر موضوع کمک کنند. این نوشته بیگمان کاستیهایی دارد و امیدوارم با کمک شما در نگارشهای بعدی دقیقتر، روشنتر و کاملتر شود.
مدتِ زیادی برای طراحی و آمادهسازیِ این کتابچه وقت و انرژی گذاشتهام؛ امیدوارم این گام را هم محکم با هم برداریم.
تشکرِ ویژه میکنم از دوستان دانشمندم، دکتر فضلعلی، علی رحمجوی عزیز، علی نظری عزیز، دکتر آتوریان و دکتر افشاریان، که در هموار کردنِ ین مسیر بسیار کمک کردند.
و یک خواهش: این جزوه را به دست آدمهای بیشتری برسانید اون هم در روزهایی که خبر به سلاح بدل شده، فهمیدن اینکه این آتش چطور کار میکند، خودش یک سپر است.
بازندگانِ جنگِ کورتیزول
احتمالات، نویز، و مغزی که زیرِ آتشِ بیوقفهٔ خبر میسوزد
@daneshagahi