🇩🇪 مدل اشتراوس برای مهار راست رادیکال
یک جملهٔ مشهور از فرانتس یوزف اشتراوس (Franz Josef Strauß)، رهبر اتحادیهٔ سوسیالمسیحی بایرن (CSU)، خلاصهٔ نگاه او به مسئلهٔ راست رادیکال بود:
«در سمت راست CSU نباید جایی برای یک حزب دموکراتیکِ مشروع وجود داشته باشد.»
منطق اشتراوس ساده بود: حزب اصلی محافظهکار نباید میدان را به رقیبی در سمت راست خود واگذار کند. باید طیف وسیعی از محافظهکاران، ملیگرایان و رأیدهندگان معترض را درون خود نگه دارد، اما همزمان مرز سازمانی روشنی با جریانهای افراطی داشته باشد.
با این حال، خود اشتراوس خیلی زود با محدودیت این مدل روبهرو شد. در سال ۱۹۸۳، او در اعطای یک اعتبار یک میلیارد مارکی به آلمان شرقی (DDR) نقش داشت؛ اقدامی که بخشی از جناح ضدکمونیست حزبش آن را عقبنشینی بزرگی میدانست.
دو نمایندهٔ CSU، فرانتس هاندلوس (Franz Handlos) و اکهارت فوگت (Ekkehard Voigt)، از حزب جدا شدند و همراه با فرانتس شونهوبر (Franz Schönhuber) حزب جمهوریخواهان (Die Republikaner) را تأسیس کردند.
طنز ماجرا روشن بود: حزبی که میخواست در سمت راست خود فضایی برای رقیب باقی نگذارد، از درون خود رقیبی در سمت راست تولید کرده بود. جمهوریخواهان ابتدا بیشتر یک انشعاب راستمحافظهکار بودند، اما با قدرت گرفتن شونهوبر به سمت ملیگرایی رادیکالتر و راست پوپولیستی حرکت کردند.
سال ۱۹۸۹ نقطهٔ اوج بود: جمهوریخواهان در انتخابات برلین غربی ۷٫۵ درصد و در انتخابات پارلمان اروپا ۷٫۱ درصد رأی گرفتند. برای لحظهای به نظر میرسید «قاعدهٔ اشتراوس» شکسته است. اما جمهوریخواهان نتوانستند این موفقیت را به پایگاهی پایدار در سطح فدرال تبدیل کنند. حزب با تناقضی اساسی روبهرو بود: فاصله گرفتن از نیروهای افراطی میتوانست بخشی از پایگاه رادیکالش را فراری دهد؛ نزدیک شدن به آنها نیز رأیدهندگان محافظهکار معمولی را دور و حزب را منزویتر میکرد. در انتخابات فدرال ۱۹۹۰ سهم جمهوریخواهان به ۲٫۱ درصد رسید و این حزب هرگز به یک نیروی بزرگ سراسری تبدیل نشد.
پس «مدل اشتراوس» چه بود؟
نه صرفاً حرکت به راست و نه تقلید از راست رادیکال. فرمول او را میتوان اینطور خلاصه کرد:
مرزبندی با افراطگرایی + نمایندگی بخش بزرگی از مطالبات راست + نگذاشتن خلأ انتخاباتی برای ظهور یک رقیب رادیکال.
اما تجربهٔ جمهوریخواهان روی دیگر این سیاست را هم نشان داد: اگر بخشی از رأیدهندگان احساس کنند حزب محافظهکار دیگر نمایندهٔ آنها نیست، صرفِ وجود یک حزب بزرگ برای جلوگیری از ظهور رقیب کافی نیست. مسئلهای که بیش از سه دهه بعد، با ظهور AfD، دوباره به یکی از مهمترین بحثهای سیاست آلمان تبدیل شد.
@dach_studien 🇩🇪🇨🇭🇦🇹
Post #4136
20