#روایت_تجربه (Storytelling)
چند وقت پیش، یکی از مهندسهای یک شرکت تعریف میکرد که بعد از چند ماه کار روی یک قابلیت جدید، بالاخره آن را وارد محیط Production کردند.
همهچیز عالی پیش رفت.
هیچ Errorی ثبت نشد.Latency هم طبیعی بود.
همه فکر میکردند انتشار موفقیتآمیز بوده است.
اما چند روز بعد، تیم محصول گزارش داد که کاربران تقریباً از آن قابلیت استفاده نمیکنند.
مشکل از کد نبود.
مشکل این بود که قابلیتی ساخته شده بود که کسی واقعاً به آن نیاز نداشت.
او میگفت:
«ما موفق شدیم چیزی را بسازیم که هیچکس منتظرش نبود.»
این جمله مدتها در ذهنم ماند.
چون ما مهندسها معمولاً موفقیت را با معیارهای فنی میسنجیم:
باگ نداشت. تستها پاس شدند. Performance خوب بود. Deployment بدون مشکل انجام شد.
اما بیزینس سؤال دیگری میپرسد:
«آیا این قابلیت ارزشی برای کاربر ایجاد کرد؟»
اگر جواب این سؤال «نه» باشد،
ممکن است از نظر فنی یک شاهکار ساخته باشیم، اما از نظر محصول، شکست خورده باشیم.
از آن روز، هر بار که درباره کیفیت یک Feature صحبت میشود، یادم میآید که کیفیت فقط به این نیست که درست کار کند.
باید دلیل وجود داشتنش هم درست باشد.
چون در مهندسی نرمافزار،ساختن چیز درست،بهاندازهی ساختن چیزِ درست برای کاربر مهم نیست.
Post #741
360