چند سال پیش فکر میکردم بهترین برنامهنویس تیم کسی است که برای هر سؤال سریع جواب داشته باشد.
هر مشکلی پیش میآمد فوری راهحل میداد.
هر بحثی میشد نظر قطعی داشت.
هر تصمیمی مطرح میشد سریع انتخاب میکرد.
بعد از مدتی با آدمهای باتجربهتری آشنا شدم.
متوجه شدم اتفاقاً آنها کمتر جواب میدهند.
بیشتر سؤال میپرسند.
میپرسند:
اگر این فرض اشتباه باشد چه؟
اگر حجم کاربران ۱۰ برابر شود چه؟
اگر تیم دیگری بخواهد این کد را نگهداری کند چه؟
اگر نیازمندی تغییر کند چه؟
اول فکر میکردم مردد هستند.
بعد فهمیدم دارند هزینه تصمیم را میسنجند.
تازه آنجا بود که متوجه شدم.
خیلی وقتها اعتمادبهنفس نشانه دانستن نیست.
نشانه ندیدن پیچیدگیهای مسئله است.
هرچه تجربه بیشتر میشود، تعداد جوابهای قطعی کمتر میشود.
چون میفهمی پشت هر تصمیمی که امروز میگیری،
فهرستی از پیامدها ایستادهاند که هنوز خودشان را نشان ندادهاند.
شاید یکی از نشانههای رشد حرفهای این باشد که
به جای اینکه سریعتر جواب بدهی،
عمیقتر فکر کنی.
Post #657
336