در کامنتهای این پست رویا دربارهی سرقت ادبی لورن رابرتس (نویسندهی مجموعهی ناتوان) از مجموعهی ملکهی سرخ نوشتهی ویکتوریا آویارد، افرادی رو میبینم که دلایلی از قبیل "دلخوشی جوونها" برای خوندن این نوع کتابها میارن. این افراد میگن که چون وضعیت ایران. وضعیت خوبی نیست و نوجوانان و جوانان "دلخوشی دیگهای ندارن"، بهتره که دربارهی خرید و خوندن کتابهایی که سرقت ادبی هستن یا با هوشمصنوعی نوشته شدن، خرده نگیریم. در پستهای دیگر رویا دربارهی هوشمصنوعی هم افرادی رو میبینیم که با بهانههایی مثل "ما دغدغههایی بزرگتر از هوشمصنوعی داریم" و "این حرفها برای خارجیهاست که دغدغهی دیگهای ندارن"، از استفاده از هوشمصنوعی دفاع میکنن. این تفکرات هستن که به جامعه بیشترین آسیب رو میزنن.
از ابزارهای فاشیسم برای کنترل مردم این هست که مردم رو انقدر در سطح پایینی از رفاه نگه میداره که هرچیزی غیر از غذا و مایحتاج لازم برای زندگی، "دغدغهی کوچیک" بحساب بیاد. در چنین جامعهای، مردمی وجود دارن که دیگه به هنر و محیطزیست اهمیتی نمیدن چون دغدغهی اصلی اونها غذای امروز و فردا، لباس گرم برای زمستان، قبض برق تابستان و بطریهای پر شده از آب برای ساعتهای قطعی یا آلودگی آب هست. در چنین جامعهای، کتاب و هنر اونقدر گران هستن که حتی در لیست ده اولویت اول مردم نیستن، حتی به صورت فایل یا اشتراک طاقچه و فیدیبو. در چنین جامعهای، موج عظیمی از ضدروشنفکری رواج پیدا میکنه.
در چنین جامعهای، کتاب و هنر تبدیل به کالاهایی لوکس برای پولداران و همزمان کالاهایی بیارزش برای ساختن با هوشمصنوعی میشن. کتابها به صورتی فیزیکی و فایل اونقدر گرون هستن که مردم عادی به راحتی به اونها دسترسی ندارن و در نتیجه، کتاب تبدیل به کالایی میشه که داشتن اون به هر قیمتی که شده، یک نماد ثروت هست، حتی اگر اون کتاب با هوشمصنوعی نوشته شده یا سرقت ادبی باشه. و به همین دلیل هم هست که مردم به ظاهر کتابها بیشتر از محتوای اونها اهمیت میدن*. از طرف دیگه، هنرمندان برای اینکه بتونن در همین جامعه که همه چیز در اون گران هست، دووم بیارن، مجبور هستن که قیمت هنر دستشون رو بالاتر ببرن. هنر دست هم که همیشه یک کالای لوکس بحساب میاومده، به همین دلیل از دسترس مردم عادی خارج میشه و به همین دلیل، مردم به هوشمصنوعی برای "جایگزینی" اون کالای لوکس روی میارن. در نتیجه هم صنعت نشر آسیب میبینه، هم نویسندگان و هم هنرمندان دیگه.
زمانی که ارزش کار نویسنده و هنرمند پایین بیاد، جامعه به سمت تولید ماشینی آثاری میره که باید به دست انسان تولید بشن و در نتیجه، به قدرت هرکسی که بتونه با سرعت بیشتری اون کالا رو به هر قیمتی که شده، تولید کنه، اضافه میشه. این یعنی استفادهی بیشتر از هوشمصنوعی، عادی سازی هوشمصنوعی و در نتیجه کنترل بازار توسط شرکتهایی که هوشمصنوعی رو تولید میکنن. جدای از کل آسیبهای محیطزیستی که دیتاسنترهای مدلهای مختلف Generative AI دارن، چنین اتفاقی یعنی هنر در دستان افرادی قرار میگیره که به "هنر" اهمیتی نمیدن و اولویت اونها فقط و فقط "ثروت بیشتر" هست.
این هم یکی از پیامدهای نظام سرمایهداری هست. فاشیسم بخاطر سودی که برای نظام سرمایهداری داره، توسط سرمایهدارها ازش محافظت میشه؛ چون اگر تمام وجههای زندگی یک فرد توسط دولت مرکزی کنترل بشه و فرد در سطح پایینی از رفاه باشه در حدی که هنر، محیطزیست و افرادی که سعی در نابودی این چیزها برای منفعت بیشتر خودشون دارن، بیاهمیت بشه، اونوقت کنترل جوری که فرد همون درآمد ناچیز خودش رو خرج میکنه هم بسیار راحت میشه.
* قطعا جلد زیبا در تصمیمگیری همهی ما تاثیر داره؛ اما مسئله اینه که وقتی کتاب به یک کالای لوکس و نماد ثروت تبدیل بشه، اونوقت مصرفکننده به جذابیت کالا بیشتر از کاربردی و اخلاقی بودن روش تولید اون اهمیت میده. در خریدهای دیگر مردم هم این خیلی دیده میشه. برای مثال مردم از سایتهایی مثل Shein و AliExpress خرید میکنن چون قیمتها کمتر و ظاهر اونها در عکسها بهتر هست، ولی در نهایت اون کالا، با روشهای اخلاقی تولید نشده. در خرید لوازم آرایشی هم مردم بیشتر به اسم و برند اهمیت میدن تا اینکه آیا شرکت سازنده آزمایش حیوانی میکنه یا نه.
Post #227
181
- ❤ 5