📃#معرفی_مقاله
The Discontent of Social and Economic Rights
نارضایتی از حقوق اقتصادی و اجتماعی
نویسنده: Leticia Morales
تهیه و تنظیم:شیوا آقایی
🔹یکی از ایراد هایی که به حقوق اجتماعی گرفته میشود ناکامی در تعیین دقیق مفروضات اقتصادی و اجتماعی است که میخواهیم یک موقعیت حقوقی را به آن منتسب کنیم.
بحث حقوق اجتماعی در بلند مدت با این مشکل نامشخص بودن و نا معلومی رو به رو بوده است. صاحب نظران بسیاری به ارائه طرحهایی پرداختهاند که بتوانند محتوای دقیق این مفهوم (حقوق اجتماعی) را مشخص کنند.
🔹نویسنده در این مقاله با اتخاذ سه رویکرد متمایز سعی در تعیین دقیق محتوای حقوق اجتماعی دارد. این سه رویکرد عبارتند از: حقوق اجتماعی به مثابه تحقق نیازهای اساسی، حقوق اجتماعی به مثابه تامینکننده یک زندگی شایسته حداقلی و در نهایت حقوق اجتماعی به عنوان یک الزام شهروندی.
🔹حقوق اجتماعی به مثابه تحقق نیاز های اساسی:
این دیدگاه که اهمیت حقوق اجتماعی در برآورده کردن نیازهای اساسی است، در میان صاحبنظران حقوق اجتماعی از جایگاه ویژهای برخوردار است و بر این فرض استوار است که همه افراد جامعه نیازهایی دارند و تحقق این نیازها یک وظیفه اخلاقی برای جمع است. منظور از حقوق اجتماعی در این مقاله در واقع نیازهایی است که افراد جامعه دارند و دولتها نیز تعهداتی اخلاقی برای برطرفکردن این نیازها از طریق منابع عمومی جامعه دارند.
🔹حقوق اجتماعی به مثابه تامینکننده یک زندگی شایسته حداقلی:
Cecile Fabre
یکی از صاحبنظرانی است که در ذیل این رویکرد قرار دارد.
از نظر او زندگی شایسته شامل توانایی داشتن استقلال و خودمختاری است، مثل توانایی اینکه بتوانیم تصمیمی معقولانه برای زندگیمان بگیریم و همچنین به معنای بهزیستی نیز هست. به این معنا که درد و رنج مردم را کاهش بدهیم و نباید به دیگران آسیب برسانیم. پس مفهوم زندگی شایسته مستلزم این است که ما منابع کافی و مناسب را تهیه کنیم تا افراد به استقلال و بهزیستی بیشتری دست پیدا کنند. ولی افراد دیدگاههای متفاوتی درمورد اینکه چه چیزی منجر به زندگی شایسته میشود دارند، پس خود این منابع هم تا حدی به تعریف از زندگی شایسته برمیگردد. Fabre از این مسئله آگاه است و به همین دلیل میگوید که منابع کافی آنهایی هستند که برای تامین زندگی شایسته حداقلی ضروری هستند.
🔹حقوق اجتماعی به مثابه حداقل حقوق مدنی:
در این بخش رویکرد سیاسی متفاوتی برای تعیین محتوای حقوق اجتماعی بررسی میشود. این رویکرد از جان راولز گرفته شده است و حقوق اجتماعی را به مثابه حداقل اجتماعی میبیند. مفهوم راولزی حداقل اجتماعی به عنوان یک ایده آل سیاسی باید فهمیده شود و به منابعی که افراد نیاز دارند تا یک عضو آزاد و برابر جامعه باشند، اطلاق میشود. براساس سنت اندیشه دموکراتیک، اشخاص با برخورداری از دو توان اخلاقی «حسی از عدالتخواهی و برداشتی از خیر» و توانهای عقل «قضاوت، اندیشیدن و استنتاج کردن» آزادند.
🔹راهحلی که نویسنده مقاله پیشنهاد میکند این است که یک رویکرد مبتنی بر مشارکت سیاسی اتخاذ شود. حقوق اجتماعی در این چارچوب در نقطهای قرار میگیرد که مشارکت موثر نه صرفا مشارکت رسمی مردم با طیف وسیعی از شرایط اقتصادی و اجتماعی محدود شده است و چرخش سیاسی در رویکرد حداقل مدنی دیدگاه نویدبخشی را در تعیین محتوای حقوق اجتماعی و اقتصادی به دست میدهد.
#مرکز_مطالعات_توسعه_و_رقابت
@competitionstudies
Post #412
515
- 👍 2