TGViewer
Channel Public Channel
Someone, Somewhere

Someone, Somewhere

@colourlessastroid

ناشناس:
t.me/HidenChat_Bot?start=2052148866
Subscribers
103
Photos
289
Videos
33
Links
57

Showing posts older than #1670 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #1669 38
واقعا بهش نیاز داشتم. نابود بودم.
Post #1668 40
Someone, Somewhere 👍 Sticker
قیافه‌ی من وقتی پرستو صبح بهم زنگ زده بود بیدارم کنه ولی پیشنهاد داد که یکم بیشتر بخوابم:
Post #1666 35
آروم باش مردم این سوسکا رو می‌خورن چیزی نیست که.
Post #1665 34
خدایا تو لباسام سوسک نباشه خدایا تو لباسام سوسک نباشه خدایا تو لباسام سوسک نباشه خدایا کمک.
Post #1664 36
کلی جنازه‌ی سوسک مرده دیدم دیگه پرستو رو بولی نمی‌کنم کمک.
Post #1663 36
حتی تنهاییم آرامش ندارم. لیوانو گذاشتم روی مبل یهو یکی با صدای آرتی داد زد لیوان لامصبو از رو مبل برداررر.
  • ☃ 1
Post #1662 35
بله من سه تا کوله و یه گیتار و یه چمدونو بلند می‌کنم.
با کمک دو نفر.
Post #1660 35
۱۰۰ صفحه کتاب‌و عین آب خوردن خوندم تا الان. بعد همین درس می‌بود خون بالا آورده بودم.
Post #1659 33
حس می‌کنم ازم دزدی شده. یعنی چی که یا گشنه بمون یا n تومن غذا بخر.
Post #1657 32
یه کتاب بامزه رو شروع کردم-
Post #1652 29
مهماندار طوری گفت معلومه همیشه تنها سفر می‌کنی که حس گرگ تنهای شب بهم دست داد.
Post #1650 29
امیدوارم وقتی می‌رم خونه با عقرب و عنکبوت و رتیل‌های مرده‌ای که آرتی گفت روبه‌رو نشم.
Post #1649 31
خموشان/سنگی که می‌روید
آسمان، سیاهی رنگ پریده، گویی هنوز پر از آب بود. در آب شفاف و تاریکش، آن پایین، در افق، ستاره ها آرام آرام روشن می‌شدند و بسیار زود خاموش می‌شدند، یکی یکی در رود می‌افتادند، گویی آسمان قطره‌قطره آخرین نورهای خود را در رود می‌چکاند.

#Book
Post #1648 31
Someone, Somewhere Reading List | فهرست کتاب Ratings: GoodReads: 4.1/5 Bol: 3.8/5 نویسنده: سارا نیشا آدامز #BooKPres خلاصه: موکش پیرمرد تنهاییه که هنوز با مرگ همسرش کنار نیومد و آلیشیا دختر نوجوونیه که برخلاف هم‌سن‌و‌سال‌هاش شرایط خیلی نرمالی نداره و توی یه کتابخونه‌ی قدیمی…
دلم برای حسی که موقع خوندنش داشتم تنگ شده.
Post #1647 35
Someone, Somewhere یه خانم چادری و دوتا آقای میانسال و من. ترکیب عالی برای یه کوپه.
راستی کوپه‌م عوض شد.
Post #1646 35
هم‌کوپه‌ایم گفت شما می‌ری تبریز درس بخونی؟ منم گفتم آره. شروع کرد به خندیدن و گفت ولی یکی بیرون شما رو ببینه فکر می‌کنه کلاس پنجم ابتدایی هستی. خب آخه خانم-
  • 💔 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →