Someone, Somewhereدارم با گوش کردن به اولین آلبوم ethel cain خودمو شکنجه میدم.
اثل حتی وقتی بدنش توسط اون مرد تکهتکه شده بود، بهجای اینکه خشم و غم و عصبانیت از خودش بروز بده تنها چیزی که باتمام وجود میگفت این بود که Am i making you feel sick? حتی نه You are making me feel sick. هنوز نگران این بود که مرگش باعث بشه اون آدم احساس بدی داشته باشه. اثل هیچ درکی از عشق نداشت و عشق تا لحظهی آخر براش به معنای کلمه مثل یه مریضی بود.
Send a wish upon a star Do the work and you'll go far Send a wish upon a star Make a map and there you are Send a hope upon a wave A dying wish before the grave Send a hope upon a wave For all the souls you failed to save
تو اینستا نوشته بود ژاپنی خیلی راحته امتحانش کن. الان داشتم با عرق ریختن این کارکترو مینوشتم و به کسی که اون ریلز رو درست کرده بود فحش میدادم. «این چیز سختی حساب نمیشه همچین»
بنظرم گاهی وقتی نمیتونیم یه چیزی که برامون بد و اشتباهه رو راحت تموم کنیم، دلیلش میتونه این باشه که فکر میکنیم لیاقتمون درواقع همون چیز بده و بیشتر از اون قرار نیست گیرمون بیاد. -حالا جدا از اینکه اشتباهه که دنبال این باشیم که چیزی گیرمون بیاد-