Post #1816
28
Poems From A Non-Poet سقف آرمیدنِ یک دریا شکست و نوری در فانوسی گسست فانوسی که تنها در برج خود سرمست به دنبال کسی بود که هرشب در رَست شمعی را درونش شعلهور و پرتَب کند پس نگهبانی اینجا در قصهی ما نشست قصهی نورِ میان رودِ تاریکی، که هرشب بِرَست و هرمسافر به دنیای پررویای این…
اینو واقعا دوست دارم. خیلی پرستوعه-
- 🕊 1